تصویر بیگانگان در شعر مشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی)- قسمت …

۴-۱- سید اشرف الدین گیلانی ( نسیم شمال)
سید اشرفالدینگیلانی همچون بهار و عشقی، درد وطن داشت. او که با حضور بیگانگان در ایران مخالف بود سعی داشت مردم را از این حضور شوم آگاه و برای رهایی آنان از چنگال استبداد و استعمار راهکار مناسبی ارائه کند. او وحدت و بازگشت به دامان اسلام را رمز پیروزی در مقابل بیگانگان میدانست و در مقابل، عمل بیگانگان متجاوز را تفرقهافکنی معرفی میکرد. اشرفالدین اگرچه هیچ وقت وارد بازیهای سیاسی و حزب و گروه و دستهای نشد، مسائل سیاسی و اجتماعی را خوب درک میکرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار میداد و آنچنان در تحلیلهای خود مصمم و مُصِر بود که هیچ وقت تحت تأثیر جریانات سیاسی اطراف خود قرار نمیگرفت»( علی بابایی، ۱۳۸۴: ۹).
۴-۱-۱- کلیشه
۴-۱-۱-۱- انگلیس
دورانی که سیداشرفالدین در آن میزیست، درهای ایران به روی اروپا و از جمله کشور استعماری انگلیس باز شده بود. در نتیجهی ارتباطات گستردهی ایرانیان و اروپاییان، دگرگونیهای وسیعی در ایران ایجاد شد. ماحصل این دگرگونیها، انقلاب مشروطه بود که با الهام از تحولات سیاسی و اجتماعی در کشورهای غربی در ایران رخ داد.
این دوران همچنین دوران اوج تلاشهای استعمارگران برای چپاول کشورهای دیگر است که با پیشرفتهای علمی سریع و جنگ جهانی نیز مصادف بود. در اشعار اشرفالدین، ضمن پرداختن به این موضوعات در کنار مسائل اجتماعی و بیان مسائل روز ، تصویری از بیگانگان نیز منعکس شده است. انگلستان از جمله کشورهای بیگانه است که در اشعار او بازتاب گستردهای دارد. اشرفالدین انگلستان را مسبّب ویرانی و مایهی شومی و تباهی میداند. در روزگار سید به دلیل گسترش هجوم بیگانگان، جامعهی ایران به دستهها و گروههای مختلفی تقسیم شد. گروهی از انگلستان و گروهی دیگر از روسیه حمایت میکردند و عدهای هم آلمانپرست شده بودند. سید که با اهداف استعماری این کشورهای متجاوز آشنا بود از آنها با تعبیر « فیل» یاد کرد:
خاک ایران شده ویران ز سه فیل روس فیل، انگلو فیل، آلمان فیل
( گیلانی: ۱۳۷۱: ۴۰۴)
سید اشرفالدین جنگ جهانی اول را بهانهای میدانست که کشورهای مختلف اروپایی از جمله انگلیس، قسمتهایی از ایران را اشغال کنند. سید همواره به ایرانیان در خصوص سیاستهای استعماری این کشور بیگانه هشدار میداد و خواهان ایستادگی و مقابله با این کشور بیگانه است. او نیز همچون ملک الشعرای بهار و عشقی، انگلستان را منشأ شرارت، تفرقه و غارتگر منابع ایران معرفی میکند:
ای جــوانان همتـی این موقع جنـگ است جنـگ زندگی با این مذّلت بـهر مـا ننگ است ننگ
عرصه بر ما اهل ایران بعد از این تنگ است تنگ زان که کافر میدهـد هم غسل و هم تلقین ما
ای دریغــــا میرود هم مملکت هم دین ما
(همان: ۴۱۳)
سید ضمن ردّ سلطهی بیگانگان بر ایران راه رهایی از چنگال استعمار را در دستان خود ایرانیان میدانست و با تمرکز بر روی مسائل مذهبی و دینی و یادآوری گذشتهی با شکوه و پر اقتدار ایران، با زبانی عامه پسند و کوچهبازاری، غیرت ایرانیان را تحریک میکرد و آنان را برای مقابله با بیگانگان برمیانگیخت. سید حتی در اشعار کودکانهاش نیز لحظهای بیگانگان را فراموش نمیکرد و در کنار آموزش و یادآوری مفاهیم دینی، در لالاییهای خود نیز از اشغال وطن توسط بیگانگان میگفت:
بخواب ای دختر زیبـا بالام لای لای لالام لای لای
مساجد گشتـه ویرانه معابــــــد گشتــــه میخانــه
وطـن پر شد زبیگانه بالام لای لای لالام لای لای
(همان:۱۷۶-۱۷۷)
او در این اشعار که بیشتر آنها ترجمهی داستانهای نویسندگان فرانسوی است، کودکان را آرامآرام با معضلات حاکم بر جامعه، از قبیل ظلم و زورگویی آشنا میساخت (اسکویی، ۱۳۸۴: ۲۷۲).
سید اشرفالدین در مسمّط « صبر کن آرام جانم صبر کن» تصویری از ظلم و ستم انگلیسیها را بر مردم ایران نشان میداد. او میدانست که انگلیس هرگز دست از استعمار ایران برنخواهد داشت و بر عهد و پیمانهای خود وفادار نیست. او در سرودهای همراه با کنایه و استهزا و در عین حال نیشدار و گزنده، در خصوص وفاداری عهد و پیمان انگلیس، میگوید این وعدهها هرگز محقّق نخواهد شد:
بعد از این منسوخ میگردد جفا روس با آلمان کند صلح و صفــــا
انگلیس آید ســر عهد و وفــــا تو بکش بر چشم خود سرمهی خفا
صبر کن آرام جانم صبر کن
(گیلانی، ۱۳۷۱: ۱۸۳)
واژههایی چون: کافر یا کفار، غولان، زاغ و زغن، پلنگ، گراز، کلاغ، خرس، صیاد، خصم، اجنبی و … تعبیرات سیداشرفالدین از دشمن بیگانه است که به خوبی ماهیت درونی بیگانگان را از حضور در ایران به تصویر میکشد.
سید که همواره از هجوم بیگانگان به خاک وطن مینالد در دیوانش ضمن آشکارکردن هدف بیگانگان، ازعلاقهی خود به ایران سخن میگوید و همگان را به حفظ وطن، دین و ناموس فرا میخواند:
ای جــــوانان وطـــــن، الیوم یــــوم همت است ای هواداران دین، امروز روز غیرت است
می رود ناموس آخر این چه خواب غفلت است دشمــــن بیگانه آمد بر ســـــر بالین مــا
ای دریغا میرود هم مملکت هم دین ما
(همان: ۴۱۲)
سرودهی «زبان حال وطن»، تصویری است از وطن روزگار شاعر که دستخوش حوادث گردیده است، انگلستان مناطق جنوب و روسها مناطق شمال ایران را تحت سلطهی خود درآورده بودند. ملت ایران هم چارهای جز آه و فغان و ناله و زاری نداشتند. آنان بدترین جنایات را در حق ایرانیان روا میداشتند و جوانان این کشور را قتل عام میکردند. سید در این شعر نیز مردم را به مقابله با اجنبیان دعوت و با تعبیر «غولان» از آنان یاد میکرد:
ای دریغا دستخوش شد کشور کاووس کی آه و وا ویلا که عمر مملکت گــــــردید طــی
جــای رطل جــام مِی، غولان نهادستند پـــی جای بلبل تکیه زد زاغ و زغن خون گریه کــن
ای دریغــــا خصم دون ببرید پستان زنـــان اجنبی از بهـــــر ما از چـــار سو دستک زنـــان
سرو و کاج و نارون گردید از خون ارغوان زد خزان آفت به این باغ و چمن خون گریه کن
(همان: ۴۲۲)
اشعار سیداشرفالدین زهر اشعار دیگر شاعران مبارز مشروطه را ندارد، اما در ایجاد آمادگی ذهنی مردم بسیار مؤثّر بوده است. اشعار او بیشتر دربارهی فقر و تنگدستی، مذهب، لزوم با سواد شدن زنان و گاه به مسخره گرفتن مستشاران خارجی و جنایتکاران داخلی است و همیشه با طنز و مسخرگی همراه است و امثال و حِکَم درآثار او فراوانی به چشم میخورد و از این نظر میتوان او را ممتاز دانست( جاهد، ۱۳۸۶: ۲۴).
از دیدگاه سیداشرفالدین غرض اصلی دشمنان ایران از جمله انگلستان، محو دین اسلام است « جملهی معروف تفرقه بینداز و حکومت کن» که از سیاستهای اصلی انگلستان برای تداوم استعمار در مشرق زمین است، در شعر «بلی ولی» به تصویر کشیده میشود. سید میگوید تمام تلاش دشمنان ایران، ایجاد جنگ و جدال داخلی و جدایی شیعه و سنی است. آنان نه تنها سرمایهی ما را می برند بلکه به بی عقلی ما میخندند:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.