دسترسی به منابع مقالات : جایگاه عدالت به مثابه قاعده فقهی نزد مذاهب اسلامی۹۲

بررسی معیارهای یک قاعدهی فقهی مهمترین سند در اثبات قرار گرفتن یک اصل در قالب یک قاعدهی فقهی است. قاعدهای کلی که مدارک شرعی از جمله کتاب، سنت، عقل و سیرهی عقلا آن را اثبات میکند.
۳ـ اثبات معیار قرار گرفتن عدل و نفی ظلم به عنوان یکی از علل احکام شرعی.
در فصل تطبیقات فقهی به احکامی اشاره شده است که عدالت و نفی ظلم در آن به عنوان مستند حکم فقهی واقع شده است و این امر در اثبات قاعده بودن عدالت و مغفول ماندن آن نقش مهمی دارد.

  1. ساختار وسازمان دهی تحقیق

پژوهش حاضر با عنوان “جایگاه عدالت به مثابهی قاعدهی فقهی نزد مذاهب اسلامی”، شامل چهار فصل است، که قبل از ورود به فصول اصلی، فصل کلیات تحقیق قرار دارد. این فصل شامل مباحثی جامع در مورد رساله است و اجمالاً در آن از پیشینه، اهداف وضرورت تحقیق پیرامون عدالت بحث شده است.
فصل اول رساله با عنوان “موضوع شناسی” شامل دو گفتار است:۱ـ مفهوم شناسی عدالت، ۲ـ اصول و مبانی عدالت.
قبل از پرداختن به هر موضوع علمی بیان قلمرو و دامنهی معنایی آن موضوع و ارتباط آن با مفاهیم دیگر که گاه مترادف تصور میشوند از مباحث اصلی و زمینهای است که در گفتار اول این رساله مورد بررسی قرار گرفته است. بعد از بیان مفهومی موضوع، آن دسته از اصول و پیش فرض هایی که مدعا و استدلال متوقف برپذیرش آن است باید بررسی شود که در گفتار دوم این فصل به آن ها اشاره شده است.
فصل دوم این رساله نیز با عنوان “قاعدهی فقهی عدالت”، مشتمل بر دو گفتار است:۱ـ قواعد فقهی،۲ـ مستندات قاعدهی عدالت.
از آن جایی که موضوع اصلی رساله عدالت به مثابهی قاعدهی فقهی است، تمهید و مقدمهای از قواعد فقهی و تفاوت آن با ضابطه و مسألهی فقهی و قاعدهی اصولی، بیان نقش و ویژگی های قواعد فقهی، معیارها وضوابط آن مهم جلوه میکند. همچنین مستندات قاعده وکاربرد آن و ادلهی مخالفان وپاسخگویی به آن از مباحث دیگری است که باید به عنوان یکی از معیارهای قاعدهی فقهی مورد ارزیابی قرارگیرد. لذا درگفتار دوم این فصل به آن اشاره شده است.
رابطهی عدالت با احکام اولیه و دیگر قواعد فقهی، دو گفتار از فصل سوم تحقیق میباشد. این فصل بیان کنندهی کاربردهای عدالت حتی بر فرض عدم پذیرش آن به عنوان یک قاعدهی فقهی است. کاربرد ونقشی که عدالت را فراتر از یک اصل فقهی قرار داده است. بیان ارتباط این قاعده با دیگر قواعد فقهی حکومت و نقش آن را روشن تر میسازد، که در گفتار دوم به نحو اجمال مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل چهارم این رساله نیز شامل تطبیقات فقهی در مذاهب اسلامی است که در آن احکام فقهی مستند به عدالت و نفی ظلم تحت سه عنوان فقه العبادات، فقه المعملات وفقه السیاسات بیان شده است. این مستندات فقهی میتواند مهمترین دلیل برای اثبات فرضیهی پژوهش حاضر باشد.
همچنین در انتهای رساله نیز نتیجهی تحقیق به همراه چند پیشنهاد به عنوان موضوعات مرتبط با این موضوع آورده شده است که پژوهش پیرامون آن میتواند مکمل رسالهی حاضر باشد.
فصل اول: موضوع شناسی
گفتار اول: مفهوم شناسی
گفتار دوم:اصول ومبانی عدالت
گفتار اول: مفهوم شناسی
ـ تعریف عدالت
ـ عدالت در لغت
ـ عدالت در عرف عام
ـ مفاهیم گسترده تری از عدالت
ـ عدالت از دیدگاه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)
ـ عدالت از دیدگاه علامه طباطبایی(رحمه الله)
ـ عدالت از دیدگاه شهید مطهری(رحمه الله)
ـ عدالت در دیدگاه فقها و اندیشه فقهی تشیع
ـ عدالت در دیدگاه فقها و اندیشه فقهی اهل سنت
ـ بررسی مفاهیم مرتبط با عدالت ـ عدالت و حق
ـ عدالت و قسط
ـ عدالت وانصاف
ـ عدالت و مساوات
ـ عدالت و احسان
ـ موضوع و قلمرو
ـ اقسام عدالت
۱ـ۱ـ۱٫ تعریف عدالت
درباب عدالت تعریفها و دیدگاههای متنوع و متعددی وجود دارد که توسط اندیشوران رشتههای مختلف علوم اسلامی در گذشته و حال عرضه شده است. افراد نادری نیز به ارائهی تعریف در متون دینی اعتقادی ندارند.
چنین دیدگاهی معتقد است:
«تعریف عدالت کار آسانی نیست، نه از آن رو که دریافت نمیشود؛ زیرا که عدل و ظلم از مفاهیم بدیهی در حوزهی عقل عملی است ـ بسان وجود و عدم در حوزهی عقل نظری ـ بلکه بساطت مفهومی آن این امر را سبب میشود.»[۴]
به نظر این دیدگاه تعریفهایی که اندیشوران از عدالت ارائه کردهاند، بیشتر تعریف به مصداق است، از اینرو در متون دینی هم به هیچ گونه تعریفی از عدالت بر نمیخوریم. شهید محمد باقرصدر فلسفهی تعریف نشدن عدالت از سوی دین را جلوگیری از تفسیرهای مختلف و ناروا ذکر میکند. وی پس از آن که ارکان اقتصاد اسلامی را مالکیت، حریت و عدالت اجتماعی ذکر میکند، چنین میگوید:
«… اسلام، که عدالت اجتماعی را از مبادی اساسی برای شکل گیری خط مشی اقتصادیاش میداند، آن را با مفهوم تجریدی مبنا قرار نداده و نیز به صورت باز به آن دعوت نکرده تا قابل هرگونه تفسیر باشد. همچنین آن را به جوامع انسانی که دیدگاههای متفاوتی پیرامون عدالت دارند و بر اساس اندیشه و تلقی خویش از زندگی وحیات آن را معنا میکنند نیز، واگذار نکرده است. بلکه اسلام عدالت را در ضمن یک سیاست گذاری و برنامه ریزی معین ارائه کرده که توانسته است، پساز آن، این ایده را در واقعیت زنده مجسم کند؛ واقعیتی که تمامی تار و پودش با مفهوم اسلامی عدالت عجین است. ازاین رو کافی نیست که تنها به فراخوانی اسلام از عدالت اجتماعی بسنده شود، بلکه باید بینش تفضیلی و ویژهی اسلام از عدالت را نیز شناخت.» [۵]

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.