جایگاه عدالت به مثابه قاعده فقهی نزد مذاهب اسلامی۹۲- قسمت ۳

برداشت دیگری که میتوان در باب مفهوم عدالت از دیدگاه امام علی(علیه السلام) دریافت، انصاف است. ایشان در کلامی ذیل آیهی “ِانَّ الله یَأمُرُ بِالعَدل وَ الِإحسان” میفرماید:
«عدل، انصاف است و احسان بخشش.» [۱۹]
چنانچه دربارهی انصاف نیز میفرماید: انصاف زدایندهی اختلاف و پراکندگیها و موجب همبستگی است.
عدالت به مثابهی نفی تبعیض:
در نظام اندیشهی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) مفهوم عدالت و حق کاملاً در هم تنیده و باهم معنیدار میشود ویکی از اصلیترین وجود آن احقاق حق انسانها و نفی تبعیض بین آنها در آنچه که مساویاند میباشد.
عدالت در این معنا، برابری مطلق انسان ها نیست، اما بدون تردید و با عنایت به شرایط خاص حاکم بر جامعهی اسلامی پس از رحلت رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله وسلم)، ذاتاً معنای نفی تبعیض را در حوزه های سیاسی و اقتصادی و قضایی و رعایت حقوق شهروندان با خود دارد. به ویژه در جایی که رابطهی شهروندان و حکومت مطرح میشود؛ چنان که امام علی (علیه السلام) در این زمینه میفرماید:
«بدان که شهروندان چند دستهاند که کار بعضی به سامان نمیرسد، مگر به بعضی دیگر و گروهی را از گروهی دیگر بینیازی نیست.»[۲۰]
امام در این کلام تعاون انسانی را برای رفع نیاز زندگی اجتماعی، مورد تأیید قرار میدهد و تفاوت ظرفیت ها و به دنبال آن استحقاق ها را میپذیرد، اما این به آن معنا نیست که انسان ها در قبال اصول و ضوابط حاکم بر جامعهی سیاسی با تفاوت نگریسته شوند بلکه همهی آن ها در برابر قانون یکسان اند و به عبارت دیگر، هر انسانی باید در نظام اجتماعی احساس کند که به اندازهی استعداد و فعالیت های خود حقوقش رعایت شده و بر او ستمی نرفته است.[۲۱]
۱ـ۱ـ۴ـ۲٫ عدالت از دیدگاه علامه طباطبایی(رحمه الله)
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان دربحثی تحت عنوان “کلام فی العِدالَه” در ذیل آیات سورهی مائده، عدل را رعایت حد وسط و اعتدال و تساوی معنا میکند. ایشان دراینباره میفرماید:
«به درستی که عدالت که عبارت از اعتدال و رعایت حد وسط در دو سوی عالی ودانی میان دو چیز یا رعایت حد وسط و پرهیز از دو طرف افراط و تفریط است، ارزش و اعتبار سترگی در جوامع انسانی دارد و حد وسط و اعتدال که همان عدل است رکن استوار و اصلی در شاکلهی زندگی اجتماعی است.»[۲۲]
نکتهی مهمی که در اینجا وجود دارد این است که ایشان عدالت را که در فقه آمده، غیر از عدالتی میداند که در علم اخلاق از آن سخن به بیان آمده است.
عدالت فقهی با پرهیز از گناهان[ که جنبهی عرفی دارد] حاصل میشود، در حالی که عدالت در اخلاق، ملکهی راسخ درونی است که به گونهای در انسان پرورش یافته و مخمر شده که فرد را از رفتن به سمت کارهای ناشایست باز میدارد. عدالت فقهی، عرفی است و به حسب ظاهراشخاص قابل تشخیص است. ضمن اینکه بخش مهمی از عدالت فقهی، معنای سلبی آن است، یعنی پرهیز از کارهای خلافی که دین از آن نهی کرده است.[۲۳]
۱ـ۱ـ۴ـ۳٫ عدالت از دیدگاه شهید مطهری(رحمه الله)
استاد شهید در نوشتههای خود به مناسبتهای فراوان دربارهی مفهوم و معنای عدالت بحث کردهاند و به نقش مهم تفسیر صحیح آن نیز توجه دادهاند. ایشان براین باورند تا مفهوم عدل روشن نشود هر کوشش دیگری دراین زمینه مصون از اشتباه نیست.
شهید مطهری سه گونه تعریف از عدالت به معنای:
۱ـ مساوات.
۲ـ تساوی در مقابل قانون.
۳ـ رعایت توازن در اجتماع، ارائه میدهد.
ایشان میفرماید:
«آن چنان که من مجموعاً دریافتم، عدالت را سه جور میشود تعریف کرد: یکی اینکه عدالت، یعنی مساوات، چون از مادهی عدل است و عدل یعنی برابری. یک معنای عدالت برابری است بلکه اصلاً معنا و ریشهی اصلی عدالت همان برابری است.»[۲۴]
«… معنای عدالت این نیست که همهی مردم از هر نظر در یک حدود و یک مرتبه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد، باید تقسیمبندی شود و راه منحصر آن، آزاد گذاشتن افراد و زمینهی مسابقه فراهم کردن است.»[۲۵]
«… معنای مساوات و به یک چشم دیدن و همه را برابر در نظرگرفتن هم این است که هیچ ملاحظهی شخصی در کار نباشد…. امکانات مساوی برای همه افراد فراهم شود، میدان برای همهی افراد فراهم شود، میدان برای همه بهطور مساوی باز باشد تا اگر کسی همت داشته باشد، در هر کجا که هست و در هر طبقهای که هست، به تواند در پرتو لیاقت و استعداد و بروز فعالیت به کمال لایق خود برسد….ناهمواریها و پستی و بلندیها و بالا و پائینها و تبعیضهایی که منشأ آن سنتها و عادات و یا زور و ظلم است باید محو به ماند…»[۲۶]
بنابراین میتوان عدالت را مساوات معنا کرد، اما مساوات به شکل دیگر.
معنای دیگری که قدما برای عدالت میکنند این است: اعطاء کُل ذی حقّ حقّه؛ یعنی هرچیزی و هر شخصی در متن خلقت با یک شایستگی مخصوص به خود به دنیا آمده است، حقوق هم از همینجا پیدا میشود، یعنی از ساختمان ذاتی اشیاء. ما باید هرچیزی را در ذاتش مطالعه کنیم بعد ببینیم که او شایستگی چه چیزی را دارد و چه استعدادی در وجودش هست، پس طبیعتش چه اقتضایی دارد.[۲۷]
استاد شهید با این توضیحات به معنای دومی از عدالت میرسد و آن تساوی در مقابل قانون است؛
«یعنی قانون افراد را به یک چشم نگاه کند، قانون خودش میان افراد تبعیض قائل نشود، بلکه رعایت استحقاق را به کند. به عبارت دیگر افرادی که از لحاظ خلقت، درشرایط مساوی هستند، قانون باید با آنها به مساوات رفتار به کند. اما افرادی که خودشان در شرایط مساوی نیستند، قانون هم نباید با آنها مساوی رفتار به کند، بلکه باید مطابق شرایط خودشان با آنها رفتار به کند.»[۲۸] این معنای دوم از عدالت است.
معنای سومی هم استاد شهید برای عدالت ذکر میکند و آن رعایت توازن در اجتماع است. به تعبیر ایشان:
«بعضی گفتهاند: عدالت یعنی توازن در اجتماع؛ یعنی هر حالتی که به صلاح اجتماع باشد و بهتر به تواند اجتماع را حفظ کند عدالت است… میگویند اساساً افراد حقوقی ندارند، حق مال اجتماع است و بس. …»[۲۹]
البته یک معنای چهارمی نیز میتوان از تعابیر استاد مطهری از میان سخنانش شناخت که لایق ذات پروردگار است و به عنوان یک صفت کمال برای ذات احدیت اثبات میشود:
«عدالت؛ یعنی رعایت استحقاقها در افاضهی وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آنچه امکان وجود یا کمال وجود دارد… عدل الهی در نظام تکوین طبق این نظریه؛ یعنی هر موجودی، در هر درجه از وجود و کمال وجود که استحقاق و امکان آن را دریافت میکند و ظلم؛ یعنی منع فیض و امساک جود از وجودی که استحقاق دارد.»[۳۰]
۱ـ۱ـ۵٫ عدالت در دیدگاه فقها و اندیشهی فقهی تشیع
در شرح بیشتر مفهوم عدالت در فقه شیعی، اشاره به نظر مؤلف فقه الصادق بسیار مفید است. وی بعد از تشریع معنای لغوی عدالت، پنج بیان مختلف فقهای شیعی را از عدالت به شرح زیر توضیح میدهد؛
اول؛ قول مشهوری است که علامه حلّی و فقهای بعد از وی به آن معتقدند و بر مبنای آن عدالت، کیفیت نفسانی است که باعث ملازمت تقوا میشود. اگرچه در قول این فقها با کلماتی همچون (کیفیّت) یا (حالت) یا (ملکه) از عدالت تعبیر شده است؛ اما این قول به عنوان نظر مشهور فقهای شیعی و حتی علما و فقهای سایر فرقههای شیعه و اهل سنت، منسوب است.
دوم؛ عدالت عبارت است از صرف ترک گناهان یا به ویژه گناهان کبیره. این قول از سرائر و ابی الصلاح نقل شده و محقق مجلسی و سبزواری دربارهی آن گفتهاند که این مشهورترین معنای عدالت است.
سوم؛ عدالت عبارت است از اجتناب مبتنی بر ملکه، ازگناهان. این قول در المقنعه و النهایه و الوسیله آمده و توسط شیخ صدوق ذکر شده است.
چهارم؛ منظور از عدالت، اسلام آوردن و مسلمان بودن فرد و عدم ظهور فسق در وی است. این معنا توسط ابنجنید نقل شده و شیخ مفید در کتاب الأشراف بهآن اشاره کرده است.
پنجم؛ گروهی هم گفتهاند که عدالت عبارت از (حسن ظاهر) است.
شیخ مرتضی نیز در رسالهی مشهور خود- رساله فی العداله- نظر سوم را بر اول ترجیح داده و معتقد است قول اول باید به قول سوم ارجاع داده شود و تکمیل و تمام شود. وشاید قول ارجح نیز همین قول باشد. [۳۱]
۱ـ۱ـ۶٫ عدالت در دیدگاه فقها و اندیشهی فقهی اهل سنّت

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.