جایگاه عدالت به مثابه قاعده فقهی نزد مذاهب اسلامی۹۲- قسمت ۵

همچنین در اخبار اسلامی و گفتار مفسّران در فرق میان عدل و احسان بیانات مختلفی وجود دارد که برخی از آنها اشاره میکنیم:
ـ در حدیثی از امام علی (علیه السلام) میخوانیم: اَلعَدل الإنصاف و الِإحسانُ التفضل: عدل آن است که حقّ مردم را به آنها برسانی و احسان آن است که بر آنها تفضّل کنی.
ـ عدل، ادای و واجبات است و احسان، انجام مستحبات.
ـ عدل، توحید است و احسان ادای واجبات. [طبق این تقسیر عدل به اعتقاد اشاره میکند و احسان به عمل]
ـ عدالت، هماهنگی ظاهر و باطن است و احسان آن است که باطن انسان از ظاهرش بهتر باشد.
ـ بعضی دیگر هم، عدالت را مربوط به جنبههای عملی دانسته و احسان را مربوط به گفتار. [۴۷]
۱ـ۱ـ۸٫ موضوع و قلمرو عدالت:
بیگمان اصل مترقی عدالت، از حیاتیترین اصول و قواعد اسلامی، بلکه بشری است؛ که برتمامی معارف دینی؛ اعم از اصول اعتقادی و مقولات اخلاقی سایه افکنده است. بنابراین شناخت موضوع و گستردهی عدالت برای رسیدن به نتیجهی مطلوب امری ضروری است.
شهید صدر در باب موضوع عدالت به چهار مؤلفهی عمده اشاره میکند و هر یک را توضیح میدهد:
۱ـ انسان به عنوان موضوع عدالت؛
در نگرش غیرمادی و توحیدی، دنیا صراط انسان است، صراطی که یک سرش را فساد، آلودگی و ناهماهنگی در شخصیت و جهتگیریهای غلط تشکیل میدهد و سر دیگرش را سعادت و خوشی و عاقبت بخیری. براین اساس، انسان نیازمند حرکت در مسیر فعلیّت یافتن، نیاز به طریفه و روش مستقیم و معقول دارد. از نظر شهید صدر، عدالت با فطرت انسان عجین گشته است؛ یعنی عدالت راه راست مبتنی بر ساختار وجودی انسان است و از بعد فقهی، عدالت را راه مستقیم و معتدل میبیند که انسان آن را میپیماید تا برای او به ملکه تبدیل گردد.[۴۸]
۲ـ جهان هستی به عنوان موضوع عدالت؛
از نظر شهید صدر، جهان هستی در خلقت، در تحقیق و کمال یافتن، در تبدیل شدن از حالت بالقوه به بالفعل و از استعداد به کنش در ابعاد فردی و اجتماعی موضوع عدالت است. هستها در خلقت از نوعی تعادل و توازن برخوردارند و وجود نظم در جهان هستی نشان این است که انسانی که خود موضوع عدالت است، پیرامون و اطرافش نیز موضوع عدالت اند و در رابطهی انسان با انسان و انسان با هستی، نوعی تعادل برقرار است.[۴۹]
۳ـ جامعه به عنوان موضوع عدالت؛
مهمترین موضوعات عدالت، اجتماعات و نهادهای بشری است، چراکه انسانیّت انسانها در درون جمع و
اجتماع تحقّق مییابد. عدالت در جامعه، زمینه ساز ساخته شدن انسانها و ایجاد عدالت در نفوس آنها میگردد، همانگونه که عدالت در نفس آدمیان نیز به تحقّق عدالت در جامعه کمک میکند. مهمترین رکن هر اجتماع و محور حرکت و تحول هر جامعهای عدالت است.[۵۰]از نظر شهید صدر، عدالت معطوف به گذشتن از منافع فردی و توجه به مصلحت عمومی است.
۴ـ دین و شریعت به عنوان موضوع عدالت؛
از دیدگاه شهید صدر، قانون مورد نیاز بشر، عقلی یا شرعی باید بر اساس عدل و داد باشد، به طور کلی هرچه مسیر انسان را در زندگی در جهت سعادت و کمال تعیین میکند و به کار انسان در این مسیر میآید، اعم از مکتب، قانون و نظام سیاسی، اجتماعی و شرایع، باید بر اصل مهم و اولیهی عدالت بنا شوند.[۵۱] عدل الهی از نظر شهید صدر، به مثابهی الگوی تحول جامعه به سوی جامعهی عادلانه است، پس یکی از مهمترین موضوعات عدالت، قانون، فقه، تشریع و مهمتر از همه، مکتب، دین و نظام است.[۵۲]
همچنین در باب گستره و قلمروی عدالت، شهید مطهری براین باور است که مقولهی عدالت، همانند خون است که در تمامی اجزا و پیکرهی اسلام جریان دارد. ایشان معتقد است که اصل عدالت بر هریک از آموزههای دینی، از جمله در تشریع احکام فقهی و شیوهی استنباط آنها اثر مستقیم دارد. استاد شهید دراینباره میفرماید:
«عدل در قرآن، آنجا که به توحید یا معاد مربوط میشود، به نگرش انسان به هستی و آفرینش شکل خاص میدهد و به عبارت دیگر: نوعی جهان بینی است؛ آنجا که به نبوّت و تشریع و قانون مربوط میشود، یک مقیاس و معیار قانون شناسی است و به عبارت دیگر، جای پایی است برای عقل که در ردیف کتاب و سنّت قرار میگیرد و جزو منابع فقه و استنباط به شمار میآید. آنجا که به امانت و رهبری مربوط میشود یک شایستگی است. آنجا که پای اخلاق به میان میآید آرمانی انسانی است و آنجا که به اجتماع کشیده میشود یک مسئولیت است.»[۵۳]
به نظر استاد مطهری نهتنها تمامی معارف و آموزههای دینی، متأثر از عدل است، بلکه معیار شناخت صحیح جهان، قوانین و حاکمان و راه صحیح اجرای مسئولیت نیز رعایت عدالت است. ایشان میفرماید:
«اصل عدالت، مسألهای که در قرآن تا این پایه بهآن اهمیّت داده شده که هم جهان بینی است و هم معیار شناخت قانون و هم ملاک شایستگی زعامت و رهبری و هم آرمانی انسانی و هم مسئولیتی اجتماعی مسلمین.»[۵۴]
ایشان در مقام تبیین جایگاه و قلمرو عدالت در رابطه با معارف اسلام، به ویژه اعتقادات، یکی از برتریهای کلام شیعی را توجه به این مقوله دانسته و ریشهی بیشتر امتیازات فکری شیعه را نیز همین امر دانسته است.[۵۵]
۱ـ۱ـ۹٫ اقسام عدالت
عدالت همچون بسیاری از مفاهیم دیگر دارای تقسیماتی است. این تقسیمها برخواسته از نگاههای گوناگون به مفهوم عدالت و یا مصادیق آن است.
به عنوان نمونه بنابر یک تفسیر مفهوم عدالت در چهار عرصه قابل تبیین است:
۱ـ عدالت در تکوین و نظام خلقت.
۲ـ عدالت در تشریع و نظام قانونگذاری
۳ـ عدالت در تدبیر و نظام اجرایی.
۴ـ عدالت در منش و روش زندگی فردی و معاشرتی. [۵۶]
تقسیمهای مذکور به گونهای دیگر هم مطرح شده است؛ یعنی عدالت به اعتباری به عدالت الهی و غیرالهی تقسیم میشود و عدالت الهی نیز سه قسم است:
۱ـ عدالت تکوینی.
۲ـ عدالت تشریعی.
۳ـ عدالت جزایی.
اما عدالت تکوینی؛ آن است که خداوند متعال هر کسی را به اندازهی آنچه استحقاق دارد، وجود و استعداد و کمالات وجودی عطا کند. و عدالت تشریعی؛ آن است که خداوند متعال در هر زمانی به وسیلهی انبیا و اوصیا آنچه را موجب رشد و کمال انسانهاست به آنها گوشزد میکند و زیر عنوان شریعت، وسایل اعتدال دنیا و آخرت آنها را فراهم میکند. نه آنها را به آنچه مقدورشان نیست مکلف میکند و نه آنچه را مایهی سعادتشان است از آنها دریغ میکند.
معنای عدالت جزایی در مورد خداوند متعال نیز، این است که در مقام پاداش بین نیکوکاران و ستمکاران فرق میگذارد، یعنی هرکس را در برابر عملش پاداش میدهد. لازمهی این عدالت، آن است که درجات ثواب وعقاب به اندازهی درجات کار نیک و بد باشد. [۵۷]
عدالت غیر الهی یا به تعبیر بهتر عدالت در غیر خدا نیز دارای تقسیم های عدالت فردی و عدالت اجتماعی است: عدالت فردی جامع عدالت اخلاقی و فقهی است و عدالت اجتماعی، عبارت است از احترام به حقوق دیگران و رعایت مصالح عمومی و یا عبارت است از شناخت حقوق طبیعی و قراردادی که جامعه برای تمام افراد قائل است. به عقیدهی برخی این عدالت به سه شکل است:
۱ـ عدالت اداری.
۲ـ عدالت اقتصادی.
۳ـ عدالت قضایی.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.