دانلود پایان نامه

اتحادجماهیر شوروی از اواخر دهه‌ 1950 تحقیق، توسعه و مورد آزمایش قرار گرفته است و سرانجام منجر به کشف سلاح‌های ضد ماهواره‌ای هوابردی با اهمیت بالا برای مقابله با حملات موشک های بالستیک قاره پیما شد.
توسعه‌ فعال و رو به رشد سلاح های ضد ماهواره ای تا اوایل دهه‌ 1975زمانی که پیمان موشک ضد بالستیک و پیمان کاهش سلاح‌های استراتژیک (استارت 1 و 2) به امضاء رسید ادامه داشت. پس از یک دهه‌ رکود در تولید این سلاح، در اواخر دهه 1970 دوباره رقابتی چشمگیر بین دو ابر قدرت در گرفت که در دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان وارد مرحله تازهای شد. ریگان اولین رئیس جمهور آمریکا بود که آشکارا از سلاح‌های فضایی دفاع نمود و در سخنرانی معروف جنگ‌ ستارگان، طرح دفاع استراتژیک خود را اعلام کرد. طرح دفاع استراتژیک برنامه‌ای برای تضمین امنیت ملی می باشد که از طریق بالا بردن یک موشک غیر هسته ای دفاعی پوشش داده شده ، با اجزای فضایی برای مقابله با حمله موشکی شوروی است.
جامعه‌ بین‌المللی هنگامی که با چند آزمایش ابتدایی موفقیت‌آمیز با قابلیت‌های سلاح های ضد ماهواره مواجه شد تلاش کرد تا با آنچه به عنوان آغاز عملیات نظامی فضایی خوانده شد، مقابله کند. کنفرانس خلع سلاح ژنو یک نشست منحصر به فرد و چند جانبه خلع سلاح در فضا می‌باشد.از سال 1982 به بعد، این گروه بین‌المللی آغاز مذاکرات و ایجاد یک پیمان در جلوگیری از یک رقابت نظامی در فضاء ماوراء جو را در دستور کار خود قرار داد. با این حال هنوز توافقی برخلاف تکرارها و تأکیدها صریح مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر عدم تبدیل فضاء ماوراء جو به صحنه‌ای برای رقابت نظامی شدید به دست نیامده است.

3– 2 –التزامات ماده چهارم پیمان فضا (1967)
ماده چهارم، معاهده فضا از اهمیت بالایی در فعالیت‌های نظامی فضاء ماوراء جو برخوردار است این ماده بیان می کند:
1- کشورهای طرفدار پیمان تعهد می دهند هیچ وسیله‌ حامل سلاح‌های هسته‌ای یا هر نوع دیگر از سلاح‌های کشتار جمعی را در اطراف مدار زمین قرار ندهند و چنین سلاح‌هایی را روی اجرام آسمانی نصب نکرده و یا چنین سلاح‌هایی را در فضای خارجی به هر نوعی مستقر نکنند.
2- ماه و دیگر اجرام آسمانی باید توسط تمام کشورهای عضو پیمان منحصرا برای اهداف صلح‌آمیز استفاد شود. از تأسیس پایگاه‌های نظامی، تأسیسات و استحکامات، آزمایش هر نوع سلاح و اجرای مانورهای نظامی روی اجرام آسمانی باید جلوگیری شود. اما استفاده از کارمندان نظامی جهت تحقیقات علمی و اهداف صلح آمیز بی مانع است. استفاده از هر تجهیزات یا امکانات مورد نیاز برای اکتشافات صلح‌آمیز در ماه و دیگر اجرام آسمانی نیز نباید منع گردد.
1 –3– 2 – بند اول ماده چهارم معاهده فضا:سلاح‌های مخرب دسته جمعی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

پاراگراف اول این ماده از قرار دادن سلاح‌های هسته‌ای یا هر نوع دیگری از سلاح‌های مخرب جمعی در مدار یا فضای خارجی جلوگیری می‌کند. با این حال، این معاهده کلمات اساسی مانند «فضاء ماوراء جو»، «مدار»را تعریف نکرده است و جای تعجب نیست که “سلاح‌های مخرب جمعی» را بدون تعریف باقی گذارده است. به طور کلی این قابل درک است که فضا، شامل اجرام آسمانی از جمله ماه و تمام فضای ما بین، فضای به اصطلاح تهی خارجی می‌باشد. مدار عموماً، حداقل یک مدار کامل اطراف زمین است که قلمرو آن بالاتر از قلمرو تعیین شده در قوانین موشک های بالستیک قاره پیما می باشد. علاوه ‌بر این اشیاء منع شده اشیایی هستند که سلاح‌های کشتارجمعی حمل می‌کنند نه سلاح‌ فی نفسه. این تفسیر می تواند تنها به وسیله یک تفسیر هنری توجیه شود با این وجود توجه بیش از حد به چنین مطلب محدودی، می‌تواند تعبیر غلط و در تضاد با روح معاهده فضا باشد. اگر چنین باشد سؤال همچنان باقی است .سلاح‌های کشتار جمعی چه هستند؟ گرچه سلاح کشتار جمعی در هیچ قراردادی تعریف نشده است، اما مجمع عمومی سازمان ملل در مصوبه‌ ابتدایی خود این تعریف را به کار برده است: سلاح‌های اتمی و تمام سلاح‌های عظیم قابل تعمیم به سلاح های تخریب جمعی. در سال بعد سازمان ملل در کمیسیون خلع سلاح سلاح‌های منفجر شونده اتمی، مواد رادیواکتیو، سلاح‌های زیستی و شیمیایی کشنده و هر سلاحی که در آینده به وجود آید و دارای ویژگی‌های قابل مقایسه با تأثیر مخرب باشد را نیز به عنوان سلاح‌های کشتار جمعی تعریف کرده است. بنابراین بر طبق نظر گُرو یک مسئله‌ی نسبی در رابطه با سلاح‌های جدید و بطور خاص آن‌هایی که برای گسترش در فضا به وجود آمده‌اند وجود خواهد داشت و آن اینکه «قابلیت آن‌ها از تخریب جمعی باید با هر پیشرفت فناوری ارزیابی گردد. »
علاوه‌ بر این، عده‌ای بر سر این مسئله بحث کرده‌اند که هر سلاحی که از انرژی اتمی برای هر هدفی استفاده می‌کند باید مانند سلاح هسته‌ای و در نتیجه یک WMD در نظر گرفته شود. این نظر بطور ویژه در مورد DEWs صادق است. با این وجود این پیشنهاد شده است که حداقل برای رعایت اهداف معاهده OST ،سلاح‌های هسته‌ای که ویژگی‌های یک WMD را ندارند، و مواد هسته‌ای که موکداً در پی استفاده به عنوان سلاح نیستند از منع خارج شوند. از این‌رو سلاح‌های فضایی که از انرژی هسته‌ای استفاده می‌کنند اما ویژگی‌هایی که در اثر طراحی WMD ذکر شد را ندارند (مانند بعضی از DEWs از حوزه بند 1ماده 4 معاهده فضا خارج می‌شوند.
2 –3– 2 –بند 2ماده4 معاهده فضا: «اهداف صلح‌آمیز»
بند دوم ماده چهارم تنها به غیر نظامی شدن «ماه و دیگر اجرام آسمانی» مربوط می‌شود. باید یاد آوری نمود که در سال 1967 نه آمریکا و نه اتحاد جماهیر شوروی تلاش نداشتند روندغیرنظامی شدن کامل کل فضاء ماوراء جو را در مقایسه با قوانین ایجاد شده توسط معاهده قطب جنوب را پی گیری کنند. بنابراین، یک حذف عمومی صورت گرفته است. در غیر اینصورت بند دوم ماده 4 معاهده فضا شباهت مهمی با معاهده قطب جنوب دارد و به گونه‌ بحث انگیزی تأثیر مشابهی مانند تأسیس یک رژیم حقوقی بین المللی مبتنی بر غیر نظامی کردن کامل داشته است، اگرچه به طور خاص به فضا و کرات آسمانی محدود شده است.
در این ماده، بحث اصلی روی تفسیر واژه‌ «صلح‌آمیز» در مفهوم استفاده از فضای خارجی جهت «اهداف صلح‌آمیز» تمرکز می‌کند. گرچه این تصور به ذهن می‌رسد که این واژه معنای کاربردی خود را خواهد داشت و در غیر این صورت، مباحث بطور کلی به سمت دو واژه‌ دیگر «غیر تهاجمی» و «غیر نظامی»کشیده می‌شوند. ابتدا به دنبال حوادث اسپوتنیک و اکسپلورر، آمریکا واتحاد جماهیرشوروی ، در ابتدا به غیرنظامی شدن فضاء ماوراء جو بطور کامل چشم دوختند. با این حال، در دسترس بودن و کاربردها و قابلیت های بالقوه سیستم‌های ماهواره‌ای، آمریکا را بر آن داشت که تفسیر قبلی خود از واژه‌ی صلح‌آمیز را که در سال 1958 داشته از غیرنظامی به غیر تهاجمی تغییر دهد. اما این موضوع مورد بحث و مجادله قرار گرفت و استدلال شد که تفسیر صلح‌آمیز به معنای غیرتهاجمی آن طور که مورد نظر و حمایت امریکاست، نادرست می باشد. جایگزینی عبارت صلح‌آمیز با غیر تهاجمی دربند دوم ماده 4 معاهده فضا به معنای این است که اگر دولتی کاربرد فضایی محدود بند 2 ماده 4 را بپذیرد که فضای تهی خارج از جو زمین ممکن است برای اهداف تهاجمی مورد استفاده قرار گیرد ، این نتیجه قابل ضمانت نمی‌باشد. به ویژه هنگامی که ماده 3 معاهده فضاو همچنین مفاد منشور ملل متحد کاربرد زور در فضاء ماوراء جو را ممنوع اعلام کرده است. به بیان دیگر می‌توان در این راستا بند 2ماده4 را بی‌ثمر دانست. از طرف دیگر، تفسیر کلمه‌ صلح‌آمیز» به «غیرنظامی» بسیار محتمل‌تر است. صلح‌آمیز باید جدا از واژه‌هایی مانند «آفندی» یا «تهاجمی» و«پدافندی» یا «غیر تهاجمی» در نظر گرفته شود. چنگ اپتلی ماده1 پیمان قطب جنوب 1959 را، به صورت زیرتفسیر یا خلاصه می‌کند:
الف) صلح‌آمیز به معنای غیرنظامی است.
ب) مراجع تأسیسات نظامی، مانورهای نظامی و غیره در قوانین ، تمثیلی و غیر جامع هستند.
ج) امکان استفاده از پرسنل نظامی و تجهیزات یا تحقیق علمی یا اهداف صلح‌آمیز دیگر به هیچ‌وجه مورد” الف “فوق الذکر را بی‌اعتبار نمی‌کند.
طبق قوانین مرسوم تفسیر پیمان، واژه‌های معاهده باید مطابق معنای آن‌ها در متن و در زمینه‌ هدف و منظور معاهده تفسیر شوند. ابتدا، معنای معمول (جامعه‌شناسانه یا حقوقی) «صلح‌آمیز» دلالت بر بیش از تنها عدم تهاجم، می‌نماید. که این تفسیر یک حالت عادی از اجبار را دربر دارد. ثانیا، در متن معاهده فضا مراجع زیادی درباره‌”اهداف صلح‌آمیز” وجود دارد که به یک معنای غیرنظامی اشاره می‌کند. ثالثا، دیگر معاهدات با طبیعتی مشابه می‌توانند برای تفسیر اهداف (مانند تفسیری که دیوان بین‌المللی دادگستری بیان داشته) در نظر گرفته شوند. تعداد زیادی معاهده وجود دارد که طبق اهداف و نیت‌های آن‌ها «صلح‌آمیز» به عنوان غیرنظامی تفسیر می‌گردد. مسلما، هیچ کدام از این معاهده‌ها تعریفی برای «صلح‌آمیز» فراهم نکرده‌اند. بنابراین معنای صلح‌آمیز که غیرنظامی است باید در بند دوم ماده چهارم معاهده فضا مورد استفاده قرار گیرد. آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی تنها ماده 4 از معاهده‌ فضای ماوراء جو را قبول کردند که سعی بر اتخاذ حداکثر آزادی در حفظ منافع ملی آن‌ها دارد. معاهده‌ فضاء ماوراء جو سال 1967، فعالیت‌های نظامی خاص در رژیم‌های متفاوت تنظیم نموده که عبارت اند از: ماه وسایر اجرام آسمانی ( بند دوم ماده 4) و فضای تهی خارجی (ماده 3). این تمایزو تفکیک این سؤال را به ‌وجود می‌آورد که آیا نتایج قانونی برای استفاده از زور همچنان برابر برای هر دو رژیم باقی می‌ماند یا خیر؟

4– 2 –استفاده از زور در فضای خارجی
هر مداخله‌ای شامل کاربرد زور علیه یک شیء فضایی ممنوع است. این امر ریشه در قلمرو صلاحیت انحصاری در مورد اشیای فضایی دارد که به عنوان مطلب اصلی در ماده هشتم معاهده فضاء ماوراء جو آمده است. با این وجود، مشخص نمی کند که آیا چنین مداخله‌ای به ممنوعییت توسل به زور با هدف پیشگیری از جنگ مربوط می شودیا نه؟ و یا به بیان دقیق‌تر به ممنوعیت توسل به زور در حین جنگ که در منشور سازمان ملل آمده است مربوط می شود یا نه؟ قانون اساسی کاربرد زور بین کشورها، ماده معروف بند 4 ماده 2 منشور سازمان ملل می باشد که استفاده از زور در روابط بین‌المللی را منع می‌کند. بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد بیان یک قاعده عام بین المللی است و در آن، دفاع مشروع حق ضروری در نظر گرفته شده است. از این‌رو رعایت این ماده در مورد تمام کشورها و در تمام روابط بین‌الملل آنها، از جمله روابط آن‌ها در فضاء ماوراء جو الزام‌آور است.
ماده 2 معاهده فضا تخصیص در فضا را نفی کرده و از این‌رو امکان استفاده از زور بر علیه تمامیت ارضی کشورها را نفی می‌کند. حتی بدون حمله زمینی به مرزهای یک کشور نیز استقلال سیاسی آن کشور می تواند در معرض تهدید باشد. از آن‌جا که بند 4 ماده 2 منشور ملل شامل منع مطلق می‌باشد بنابراین هر گونه استفاده از زور در فضا خارجی که به نوعی در تضاد با این ماده باشد در تناقض با منشور سازمان ملل نیز خواهد بود. علاوه ‌بر این، بطور کلی این پذیرفته شده که «زور» به معنی نیروی نظامی است. با این وجود، برای مثال سلاح‌های مداخله‌ سیگنال(جنبشی)در این قانون در نظر گرفته نمی شوند . برن لی برای تعمیم بند 4 ماده 2 منشور سازمان ملل به کاربرد تمامی سلاح ها، از جمله سلاح های قابل استفاده در فضا به بیان این مطلب می پردازد که این ماده زمانی قابل اجرا خواهد بود که آژانس های مسوول تمامی این سلاح ها را فقط بعنوان یک ابزار جنگی که قابلیت تخریب دارند در نظر

دیدگاهتان را بنویسید