دانلود رایگان پایان نامه حقوق درباره سیاست خارجی چین

دانلود پایان نامه

(صندوق بین المللی پول) و (بانک جهانی) پیوست و در سال 1986 ، به طور رسمی خواهان عضویت در (گات) شد . در همان سال ، این کشور به عضویت (بانک آسیایی توسعه) درآمد. به عبارتی با شتاب گرفتن برنامه نوسازی چین ، عضویت این کشور در سازمان های بین المللی نیز سرعت یافته است . تا سال 1989 چین به عضویت 37 سازمان بین الدولی و 677 سازمان غیر دولتی درآمده بود (همان) . دیدگاه چین درباره سازمان ملل نیز متحول شده است . در گذشته ، دولتمداران پکن به این سازمان به عنوان آلت دست و در خدمت منافع ابرقدرت ها نگاه می کردند اما از دهه 1980 به بعد بر اهمیت این سازمان برای برقراری صلح تأکید کرده و همواره خواهان تقویت نقش آن در حل و فصل مسائل بین المللی بوده اند .

یکی دیگر از پیامدهای سیاست اصلاحات و نوسازی در چین که بر روابط و تعاملات این کشور نیز تأثیراتی عمیق داشت ، تغییر دیدگاه پکن درباره تقسیم کار بین المللی بود . پیش از سال 1978 ، چین معتقد بود که تقسیم کار بین المللی به زیان کشورهای دارای برنامه ریزی متمرکز می باشد و تاکید داشت که تقسیم کار در سطح جهان به مبادله ای نابرابر میان چین و کشورهای توسعه یافته منجر واهد شد . یعنی چین و کشورهای در حال توسعه چاره ای جز تولید و صدور محصولات کشاورزی و مواد اولیه و واردات کالاهای ساخته شده نخواهند داشت. با چنین طرز تفکری ، نقش تجارت خارجی در برنامه ریزی اقتصادی چین کم رنگ و حاشیه ای بود . رژیم تجارت چین کاملاً بر مبنای سیاست (جایگزینی واردات) و بر علیه سیاست (توسعه صادرات) قرار داشت (همان)
ما پس از آغاز اصلاحات اقتصادی و سیاست درهای باز ، توسعه صادرات به عنصری محوری در برنامه نوسازی چین تبدیل شد . دولتمردان به تدریج دریافتند که چین برای تبدیل شدن به یک کشور صنعتی ناگزیر از مشارکت فعال در تجارت جهانی است . اگرچه با توجه به تجربیات ناخوشایند آنها از استعمار بیگانگان در گذشته ، حکومت پکن نسبت به هر گونه مراوده و رابطه ای با کشورهای دیگر (به ویژه قدرت های خارجی) حساسیت شدید نشان می داد ، اما از آنجا که برنامه نوسازی و سیاست اصلاحات دنگ شیائوپینگ بر سرمایه گذاری ، تجارت ، انتقال تکنولوژی و مبادلات علمی تأکید ویژه ای داشت بر منافع متقابل تأکید می شود و وابستگی متقابل به عنوان فرآیندی گریز ناپذیر تلقی می گردد. بین سال های 1978 و 1996 ، متوسط رشد سالیانه تجارت خارجی (صادرات و واردات) چین به 8/15 درصد رسید(همان)
چین در چارچوب سیاست درهای باز از منابع مالی و امکانات سایر کشورها نهایت بهره برداری را کرده است . دنگ شیائوپینگ از سرمایه گذاران خارجی و چینی های ماورای بحار برای انجام فعالیت های اقتصادی در کشور دعوت به عمل آورد . عمده این تلاش ها با بهری گیری از پیوندهای دوستانه با ایالات متحده ، ژاپن و اروپای غربی صورت گرفت . بسیاری از تحلیل گران بر این باورند که موفقیت های اقتصادی چین بیش از هرچیز مدیون سیاست درهای باز و جذب سرمایه های خارجی بوده است (همان). در حال حاضر ، حدود 400 شرکت از مجموع 500 شرکت چند ملیتی بزرگ جهان در چین سرمایه گذاری کرده اند . حجم واردات و صادرات این شرکت ها که با سرمایه گذاری های خارجی تشکیل شده اند ، 50 در صد از کل صادرات و واردات چین را تشکیل می دهند . بر اساس آمار موجود ، تا پایان سال 2000 چین از 6/348 میلیارد دلار سرمایه خارجی بهره مند شده است. جاری شدن سرمایه های خارجی به درون کشور ، تکنولوژی و دانش فنی را نیز با خود به ارمغان آورده است و در توسعه اقتصادی چین نقش اساسی ایفا کرده است .

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نقش چین در اقتصاد جهانی به شدت افزایش یافته است. در حالیکه در اواخر دهه 70 میلادی میزان واردات و صادرات یا (گردش تجاری) آن در 1977 کمتر از 15 میلیارد بود و از نظر صادرات ، در جایگاه سی ام جهان قرار داشت و سهم چین از تجارت جهانی در 1977 فقط 6/0 درصد بود و این کشور به ندرت در بازارهای جهانی سرمایه حضور میافت. اما در دهه های 80 و 90 سیاست درهای باز همه چیز را تغییر داد . در سال 1992 ، حجم تجارت خارجی چین از مرز 1685 میلیارد گذشت و در سال 2002 به بیش از 620 میلیارد دلار رسید . چین توانست در میان کشورهای جهان رتبه نهم را از نظر تجارت کسب کند . همچنین میزان ذخایر ارزی چین که در آغاز اصلاحات در سال 1978 رقمی ناچیز بود در سال 2002 به 316 میلیارد دلار رسید و این کشور از حیث میزان ذخایر ارزی جایگاه دوم دنیا پس از ژاپن قرار گرفت . چین یکی از بزرگ ترین کشورهای دریافت کننده وام و کمک های اقتصادی از نهادها و بازارهای بین المللی سرمایه و نیز بزرگترین کشورهای دریافت کننده وام و کمک های اقتصادی از نهادها و بازارهای بین المللی سرمایه و نیز زرگ ترین جذب کننده سرمایه گذاری خارجی در میان کورهای در حال توسعه بوده است .

مجموعه این تحولات سرعت ادغام چین در اقتصاد جهانی را نیز افزایش داده و پیوندهای اقتصادی این کشور با جوامع غربی ، به ویژه ایالات متحده را تقویت کرده است . در حالی که در دهه 1970 حجم تجارت بین چین و ایالات متحده تقریباً صفر بود . در سال 2000 ، حجم تجارت دو کشور به 116 میلیارد دلار رسید .
برای موفقیت و پیشبرد برنامه نوسازی چین ، علاوه بر شرایط مساعد داخلی ، باید شرایط خارجی نیز فراهم می شد و متناسب با اهداف سیاست درهای باز و نوسازی در رفتار سیاست خارجی چین تغییرات ایجاد می گردید. بنابراین ، مقامات پکن باید بر مبنای اصولی جدید روابط خارجی چین تغییرات ایجاد می گردید . بنابراین ، مقامات پکن باید بر مبنای اصولی جدید روابط خارجی خود را تنظیم می کردند. بدین ترتیب ، اجرای بسیاری از ایده ها و اصول مائو تا زمان نامشخصی به تعویق افتاد و به جای فرمول (حل و فصل جنگ با جنگ) مائو ، فرمول (حل و فصل جنگ با روش های مسالمت آمیز) دنگ شیائوپینگ جایگزین شد. در همین راستا در سال 1982 ، حکومت پکن (سیاست خارجی مستقل ) خود را اعلام کرد که یکی از اهداف اساسی آن ایجاد یک محیط جهانی مطلوب برای پیشبرد برنامه نوسازی و اصلاحات چین بود . در این راستا ، دولت چین تلاش کرد با هر دو ابر قدرت و سایر کشورها روابطی متوازن و عمل گرایانه برقرار نماید . بهبود روابط پکن با موسکو و واشنگتون در دهه 1980 این امکان را برای چین فراهم آورد تا هم به تکنولوژی ، سرمایه و بازارهای غرب دسترسی پیدا کند و هم با کاهش هزینه های دفاعی خود ، منابع مازاد را برای پیشبرد توسعه اقتصادی به کار گیرد.
در واقع ، تحول مهمی که در سیاست خارجی چین اتفاق افتاده بود ، جابجایی اولویت های این کشور بود . در دوران مائو ، نخستین و مهم ترین عاملی که به خط مشی های خارجی چین شکل می داد ، اهداف ایدئولوژیک – استراتژیک بود . بعد از آن و در مرتبه ای پایین تر ، اهداف و نیازهای اقتصادی قرار داشتند . اما در دوره دنگ شیائوپینگ ، الزامات نوسازی و توسعه اقتصادی به عاملی تعیین کننده در سیاست گذاری ارجی چین تبدیل شده و نقش عوامل ایدئولوژیک تا حد زیادی کاهش یافت. به عبارتی ، برعکس گذشته که اقتصاد در خدمت سیاست قرار داشت ، در دوران جدید ، سیاست خارجی چین در خدمت برنامه نوسازی و توسعه قرار گرفته است (همان). اصول پنج همزیستی مسالمت آمیز جای استراتژی انقلاب جهانی و مبارزه مسلحانه عصر مائو را گرفته است . دنگ و رهبران بعد از او از این اصول به عنوان اصول راهنمای سیاست خارجی چین و حتی مبنایی برای برقراری یک نظم نوین سیاسی و اقتصادی در دنیا یاد کرده اند . سیاستگذاری خارجی چین نیز از حالت شخصی ، رادیکال و ایدئولوژیک فاصله گرفته و عقلانیت و محاسبه گری بر آن حاکم شده است . منافع ملی چین دقیق تر تعریف می شوند و اهداف سیاست خارجی با واقع بینی و انعطاف بیشتر پیگیری می شوند . مقامات پکن برای پیشبرد برنامه نوسازی و توسعه کشورشان روابطی پراگماتیک با قدرت های بزرگ ، به ویژه ایالات متحده ، برقرار کرده اند . به نظر می رسد چینی ها این نکته را پذیرفته اند که نفوذ اقتصادی و سیاسی آمریکا در بسیاری از کشورها و سازمانهای بین المللی و منطقه ای تعیین کننده می باشد . از این رو ، آها از مدخل روابط باثبات و واقع گرایانه با غرب و به ویژه ایالات متحده ، تأمین پیش نیاز های اقتصادی ئ سیاسی اصلاحات و در نهایت حفظ و ارتقای جایگاه خود در دنیا را جستجو می کنند .
مناسبات چین با جهان سوم نیز دچار تحولات ژرفی شده است . برعکس گذشته که مسائل پو معضلات جهان سوم به پیامدهای مخرب استعمار یا اثرات شوم نظام یرمایه داری نسبت داده می شد ، امروزه بیشتر بر نقش سوء مدیریت در خود کشورهای جهان سوم و استفاده نادرست آنها از الگوهای خارجی توسعه در ایجاد مشکلات مزبور تاکید می شود. در حالی که رویکردهای سابق چین در قبال جهان سوم بر اصول و اهداف ایدئولوژیک یا استراتژیک مبتنی بودند ، رویکرد نوین این کشور به شدت اقتصاد محور می باشد (همان) در این راستا ، این کشور ضمن کمرنگ کردن نقش ایدئولوژیک در مناسباتش با کشورهای جهان سوم و کاهش حمایت از جنبش ها و گروههای انقلابی ، به گسترش روابط با دولت های جهن سوم پرداخته است . به علاوه پکن ضمن کاهش دادن کمک های اقتثادی به کشورهای در حال توسعه بیشتر اقتصادی چین و کشورهای در حال توسعه بر مبنای روش های متعارف و شرایط تجاری دقیق و محاسبه گرایانه صورت می گیرد . چین حتی در مراودات خود با بسیاری از کشورهای در حال توسعه از مازاد تجاری برخوردار است . قابل ذکر است که مقامات پکن در توجیه سیاست جدید خود همواره بر این نکته تأکید کرده اند که باید بین اهداف بلند مدت جهان سوم و نیازهای فوری آن تمایز قائل شد . اگرچه به لحاظ نظر ، چین هنوز معتقد است که ایجاد تحول در نهادهبرای مدت زمانی خاص باشد (Hا و ترتیبات مالی و تجاری بین المللی برای توسعه یافتگی جهان سوم ضروری می باشد . با این حال درباره تدابیر و راهکارها استدلال می کنند که کشورهای جهان سوم به جای طرد نظام کنونی باید شیوه بهره برداری و منتفع شدن از آن را بیاموزند و از این طریق به توسعه یافتگی خود شتاب دهند و برای جبران عقب ماندگی ها به ثبات و آرامش بیشتر از بی نظمی و آشوب نیاز دارند حتی اگر این مطلب به معنای استمرار حیات نظام ناعادلانه کنونی برای مدت زمانی خاص باشد(همان)
فصل سوم
تاریخچه روابط
3-1- روابط ایران و چین در زمان باستان
ایرانی ها و چینی ها در دو سوی آسیا به فاصله هزاران فرسنگ توانسته بودند در روزگاران گذشته با وسایل ابتدایی سفر با یکدیگر مناسبات فرهنگی و بازرگانی برقرار سازند .
در تاریخ اساطیری هر دو کشور داستان هایی در مورد یکدیگر دارند . بطور مثال نقل شده است که فریدون پادشاه ایران سرزمین تبت ، چین و بلاد مشرق را به یکی از سه پسر خود به نام توریا طوج سپرد و به این ترتیب سرزمین تبت ، چین و بلاد مشرق به یکی از سه پسر خود به نام توریا طوج سپرد و به این ترتیب سرزمین چین در ابتدا به ایرانیان تعلق داشت و زمانی که مابین فرزندان فریدون اختلاف می افتد از ایران جدا می شود . چینی ها نیز همانند ایرانیان داستانهای حماسی فراوانی دارند . آنها هم مانند ما شاهنامه دارند و مشابهت های زیادی میان شخصیت های شاهنامه فردوسی با شاهنامه ی چینی وجود دارد و همان داستان ها با اختلاف ناچیزی نسبت به شاهنامه فردوسی آمده است ، لکن سالهای متمادی گروهی از افراد بخش هایی از آن را به رشته تحریر درآورده اند . بر اساس منابع موجود ، در زمان سلطنت مهرداد دوم (اشک نهم 124-76 قبل از میلاد ) روابط دو کشور برقرار شد و سفیر چین در اواخر سده دوم قبل از میلاد به ایران آمد . در نتیجه مسافرت فرستاده امپراتور ، دولت اشکانی تسهیلات کافی برای تجارت جهانی چین به وجود آورد . به دنبال آن امپراتور تصمیم گرفت برای برقراری روابط با کشورهای مغرب پیامبر

دیدگاهتان را بنویسید