دانلود پایان نامه

فسخ ذکر نشده است ، لیکن وجود حق فسخ به سبب خصی بودن مرد را باید ناظر به رعایت حق استیلاد برای زن دانست . حتی می توان گفت وجود عیوبی مثل قرناء4 در زن ، که مجوز فسخ نکاح برای مرد است ، علاوه بر عدم توان بر استمتاع ، عدم قدرت بر بارور کردن زوجه را نیز به همراه دارد و از این جهت هم، می توان برای مرد حق فسخ قائل شد. نگاهی به دیگر عیوب موجب فسخ که در روایات و فقه پذیرفته شده است ، این اطمینان را پدید می آورد که شارع عیوبی را که استیفای حقوق و کارکردهای اساسی و اغراض اصلی ازدواج را با مشکل مواجه می سازد ، موجب حق فسخ ابتدایی ، بدون نیاز به طلاق و تحقق شرایط آن دانسته است1. وعدم تصریح به حق ولد ، همان گونه که بیان گردید شاید به خاطر مسلم بودن حق استیلاد و فرزند آوری به عنوان یکی از مهمترین اهداف ازدواج از دید عرف و شارع می باشد. می توان هر نوع عیبی اعم از خصاء را که باعث عدم باروری شود، موجب حق فسخ دانست. استفتائاتی نیز پیرامون جایگزین کردن بر خی از بیماری های شناخته شده ی امروزی مثل ایدز به جای بیماری جذام که راه های در مانی آن شناخته شده است ، به عنوان عیب فسخ نکاح2،ناظر بر همین امر است که ملاک درعیوب فسخ، آن دسته ازعیوبی است که روابط زناشویی را مختل کرده و راه های رسیدن به اهداف اساسی ازدواج را با مشکل مواجه کند.و همان گونه که بیان گردید یکی از مهمترین اغراض شارع در امر ازدواج تناسل و فرزندآوری می باشد. امروزه نیز فقهای معاصر ما بالاجماع عقیم کردن دائمی زن و مرد را مجاز نمی دانند مگر در صورتی که از ضرر بزرگتری جلوگیری شود وبرای حفظ سلامتی ضروری باشد.3 عدم جواز بر عقیم کردن به طور دائم به خاطر مخالفت با غرض عقلایی شارع در بقا نسل به وسیله ازدواج و مؤید حق استیلاد برای زوجین می باشد. باید به این نکته نیز توجه داشت که اعمال حق استیلاد ، علاوه بر خواست زوجین، مشروط به اراده باری تعالی است و گاه علی رغم تلاش زوجین برای فرزند آوری این مهم ، حاصل نمی گردد.
2-شرط ارتکازی
شرایطی که متعاقدین در عقد بر آن ملتزم می شوند گاه به صورت لفظی می باشد و گاه با لفظ بین آنان تبادل نمی شود ودر صورت عقد نامه قید نمی شود، بلکه این شرایط به صورت ارتکازی و اجمالی در عرف بین متعاقدین وجود ارد و از همین جهت شاید نیازی به قید کردن آن ها نبوده وقید آن شرایط را از جهت وضوح و بداهت، امری زائد به شمار می آورند.مثلا در بیع فرض مبیع و مثمن آنست که هردو سالم وعاری از عیب باشد و هیچ تاجری لازم نمی بیند که آن را صراحتاً در عقد قید کند. در مورد عقد نکاح یکی از شرایط ضمنی ارتکازی و عقلائی بین زوج و زوجه در نوع عرف های جوامع بشری آن است که ازدواج منجر به ثمردهی و تولید فرزند بشود، شاهد آن که اگر یکی از طرفین قبل از ازدواج از عقیم بودن یا عدم امکان بارور کردن زن یا مرد با خبر شود امکان سر گرفتن چنین ازدواجی منتفی می شودو این امر موجب می شود که قائل به حق مطلق استیلاد برای زوج و زوجه- هر دو بشویم1. ظاهر برخی روایات در باب متعه که نخواستن فرزند توسط مرد را به عنوان یکی از شرایط مذکور در عقد متعه، این است که این حق به ارتکاز اولی درامر ازدواج دائمی برای زن ثابت است2 و در این روایات به فرق متعه با مقتضا و آثار عقد دائم اشاره شده است3.
3-حق عزل و دفع شبهه
درمورد جواز عزل4مرد روایات مختلفی بیان شده است5.برخی از روایات آن حرام می دانند وبرخی مطلقاً برای زوج حق عزل فائل شده اند بدون اینکه رضایت زن حاصل شود.ولی روایاتی نیز عزل از زوجه حره را مشروط به اشتراط کرده است. از جمله صحیحه محمد بن مسلم:« فانی اکره ذلک الا ان یشترط علیها حین یتزوجها1»عده ای در جمع روایات آن را حمل بر کراهت کرده اند که نظر مشهور فقهای معاصر ما نیز چنین است2یعنی مرد در عزل نیاز به اذن و رضایت زوجه ندارد، هرچند عملش بدون رضایت زوجه، مکروه است. به دلیل جواز عزل برای مرد و حرمت آن برای زوجه3برخی بر این باورند که حق استیلاد مطلقاً برای مرد است و زن چنین حقی ندارد. در دفع این شبهه باید گفت که به تعبیر بعضی معاصرین تلاش فقها در اثبات جواز عزل، برای آن بوده که به صورت موجبه جزئیه این حق را برای مرد به اثبات رسانند اما این‌که مرد مجاز باشد در تمام عمر و در تمام موارد مقاربت خود با همسرش این کار را انجام دهد مطلقا از این ادله نمیتوان آن را به اثبات رساند، بفرض آن‌که از اطلاق دلیل استفاده استمرار عزل کنیم ولی در مقام عمل خارجی نیز بنابرحکمت های ازدواج نیز عزل یک امر همیشگی میان همسران نمی‌باشد چرا که عزل هم حکمت استمتاع نکاح را منقض میکند و هم در بیش‌تر موارد موجب جلوگیری از انعقاد نطفه فرزند میشود4 .اما نه برای همیشه وبه طور قطع؛ چراکه عزل که نوعی جلوگیری از باروری طبیعی است ، همیشه به طور صد در صدی موجب عدم بارداری نمی شود. گذ شته ا ز مکروه بودن یا نبودن عمل عزل بدون رضایت زوجه به نظر می رسد قائل شدن چنین حقی برای زوج، به معنای مدیریت و تعیین زمان باروری است، نه به این معنا که حق استیلاد فقط برای مرد باشد و زن چنین حقی نداشته باشد بلکه به دلیل قوامیت مرد در روابط زوجین و تبعاتی است که با تولد فرزند می تواند گریبان گیر مرد خانواده شود. ازجمله محدودیت در استمتاعات جنسی در دوران بارداری، هزینه ی مراقبت های بارداری ، نفقه فرزند متولد شده و غیره. بنابراین در صورت عدم توافق زوجین بر سر زمان بارداری ، مرد تعیین کننده زمان آن می باشد و با داشتن حق عزل به عنوان یکی از راه های جلوگیری از بارداری، زمان فرزند آوری را مدیریت می کند. و همان طور که گفته شد این امر به صورت قطعی امکان پذیر نمی باشد و گاه زوجین با وجود به کار بردن این شیوه جلوگیری، صاحب فرزند می گردند.
ب: ادله اختصاصی

مطلب مشابه :  رابطه هوش و خلاقیت

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-ادله حق استیلاد برای مرد
الف:آیه حرث
نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنی شئتم» (سوره بقره آیه۲۳۳)در این آیه شریفه زنان را به مزرعه ای تشبیه میکند که مرد زارع آن بوده و حق دارد بذر خود را در این مزرعه در هر زمان یا مکانی که اراده کند-بنابر اختلافی که در معنای أنی وجود دارد- بپاشد و بدین وسیله زمین زراعی خود را بارور کند تا در زمان مقتضی از آن محصولی به نام فرزند برداشت کند. در این آیه مرد را چونان زارعی که اختیار تام در نوع کشت و زمان کشت و نوع آبیاری و تغذیه محصول و جمع آوری آن دارد نسبت به همسر خود در زمینه باروری مطلق العنان فرض میکند و زن را در زمینه بارور شدن بدست مرد، مسلوب الاختیار میداند که حق هیچگونه اظهار نظری در آن نداشته و باید در زمینه استیلاد، تسلیم محض همسر خود باشد. شاهد این معنای عام از آیه و این دایره وسیع اختیار استیلاد برای مردان، عبارت “حرث لکم “میباشد که مخاطب تولید نسل را مردان میشمارد1.پس آیه بر ثبوت حق استیلاد برای مردان دلالت می کند به گونه ای که زنان نمی توانند به طرقی مانند بستن لوله های رحمی و یا استفاده از داروهای جلوگیری کننده مانع از آبستنی شوند. برخی از مفسرین بر این نظرند که منظور از این آیه بیان یک امر تکوینی است وتجهیز انسان به اعضا و جوارحی است که به فرزند دار شدن سوق می دهد2،هرچند صدر آیه بیانی تکوینی دارد ولی با توجه به بخش دوم آیه به نظر بیانی تشریعی دارد و براین امر تکوینی نتیجه تشریعی مترتب می کند و آن اینکه حال که همسران شما« حرث ومنبت» برای شما هستند، پس به هر کیفیت یا در هر زمان و یا مکانی که خود می خواهید با آنان آمیزش کنید و این غرض وفایده تکوینی را در یابید و با تولید وپرورش نسل صالح، توشه ای برای آخرت خود پیش بفرستید:”و قدموا لأنفسکم” متفاهم عرفی از این تفریع حق مطلق مرد در آمیزش و استیلاد به کیفیت دلخواه اواین است که اصل حق استیلاد برای مرد مفروغ عنه است و احدی از اهل عرف در استدلال به آیه و استظهار حق مطالبه از آن در مقابل همسری که از آبستنی امتناع می کند، درنگ نمی کند1.
ب:آیه قوامه
آیه ” الرجال قوامون علی النساء…”
مقصود از قوامیت شوهر بر همسر خود یعنی آن‌که مرد مدبر اصلی امور زندگی بوده و زن در کنار او و کمک کار او می‌باشد پس ریاست اصلی امورات زندگی-اعم از درون یا بیرون خانه- برعهده مرد می‌باشد و زن بایستی به این ریاست تمکین کرده و در همه امور، از مرد خویش اطاعت کند. نتیجه اینکه یکی از مواردی که می توان با توجه به حق سلطه ومدیریت مرد برای او قائل شد ، حق استیلاد می باشد.
2-ادله حق استیلاد برای زن

اساس استدلال برای اثبات این حق برای زنان تحقق ظلم و اضرار در امتناع کلی شوهر از فرزند دار شدن زوجه است، خصوصاً اگر مزاحمی در کار نباشد. در این صورت محروم کردن او از این نعمت بزرگ ومطلوب که به دلیلی برای آن در مورد زن وجود ندارد، نزد عرف ظلم و اضرار محسوب می شود و عموم ادله نهی از ظلم و اضرار و خصوص آیه« ولا تمسکوهن ضراراً لتعتدوا1»که امساک ضراری زن و زندگی با اورا با حالت تعدی و اضرار تحریم می کند، این امر را بر شوهر حرام میداند؛ چراکه مفاد این آیه این نیست که اضرار به زن به قصد تعدی حرام است-چون هر تعدی و تجاوزی از حد و حق حرام است- تا گفته شود ابتدا حق زن باید درجای دیگر ثابت شود و این آیه فقط از تعدی نهی می کند، بلکه مراد این است که اضرار به زن در زندگی حرام است؛ چرا که هر اضراری تعدی است2.هرچند که آیه مربوط به زنان مطلقه است ولی موجب اختصاص به آن نمی شود واحتمال آن وجود ندارد.
« الطلاق مرتان فامساک بمعروف اوتسریح به احسان3»
این آیه اگرچه در مورد طلاق وارد شده است ولی دستوری خطاب به مردی که دو بار طلاق داده است می دهد: یا باید این مرد مطلّق، به سر زندگی خود برگردد و به پیوند زوجیت پایبند بماند البته به شرطی که با همسرش به نیکی رفتار کند و یا اگر قصد طلاق دارد با احسان و تکریم، به این رابطه پایان دهد. بی تردید دستور به نگهداری زن و تعامل به نیکی و درستی با زن،‌انحصاری به رجعت بعد از طلاق ندارد بلکه در همه حالتها مردان باید در زندگی خود بر اساس اخلاق و عاطفه رفتار کنند و در صدد تامین نیازهای همسرانشان باشند وبدون شک عدم امتناع از درخواست فرزند فی الجمله از واضح ترین مصادیق امساک به معروف است.همچنین آیه شریفه« عاشروهن بالمعروف» از جهت اثبات وجوب معاشرت به معروف با زنان این حق را ثابت می کند. .یکی از اولین نیازهای طبیعی هر زنی احساس شیرین مادریست که با فرزند دار شدن بوقوع می پیوندد. اگر خدای ناکرده ازدواج دائمی و طبیعی زن وشوهری که به امید و آرزوهایی از جمله فرزند دار شدن بدان اقدام میکنند با نازائی یا نارسائی یکی از زن و شوهر توام شود، یک فشار روانی سنگینی به آنها وارد می کند تا جایی که زندگی را در بسیاری از موارد در آستانه فروپاشی قرار میدهد. لذا خواست زن در مورد فرزند دار شدن و پاسخ شوهر به این نیاز عاطفی همسرش، مصداق امساک به معروف است که می توان از آن به عنوان حق امومت و مادری نام برد1.
2-5-3.موارد تزاحم حق استیلاد
با توجه به آنچه بیان گردید ، حق استیلاد حق مشترکی است بین زن وشوهر و می توان برای هردو قائل به حق استیلاد شد. بنابراین فرزند آوری یاجلوگیری از آن به طور موقت باید مورد توافق زوجین واقع گردد. حال در صورتی که زوجین در مورد بارداری یا عدم آن اختلاف داشته باشند ، حق کدام یک مقدم است؟ در این رابطه صوری چند قابل تصور می باشد، که درذیل به این موارد می پردازیم:
الف:اختلاف درافزایش فرزند و زمان بارداری
اگر زوجین دارای فرزندانی هستند و در مورد افزایش آنان اختلاف دارند، در این صورت باید به اطلاق ادله اثبات حق استیلاد برای زوج مراجعه کرد. عموم آیه حرث و اطلاق ادله قوامیت شوهر موجب می شود که در این موارد حق شوهر مقدم باشد. در مورد زمان بارداری، علاوه برادله مذکور، میتوان گفت که حق ارتکازی استیلاد شوهر

دیدگاهتان را بنویسید