در مورد شهروندی در اسلام

مبانی حقوق در اسلام، اندیشه های آدم شناسانه و جهان بینی خاصیه که تا به اونا توجه نشه، نه فلسفه احکام شناخته می شه و نه حدود اجتهاد معلوم می شه و نه شناخت و اجرای حکم  میسّر می شه. پذیرش مسؤلیت آدم در برابر خدا و رابطه عبودیت در تعیین حدود حقوق  آدم بسیار مؤثره. اما اثبات وجود حقوقی مشترک واسه جمیع مردم، نیاز به اثبات حقیقت و ذات مشترک این آدما داره.
فلسفه

اسلام تعالیم بسیار عمیقی در مورد رعایت حقوق آدما، حیوانات و حتی گیاهان و محیط زیست داره. در اسلام روی حقّ الناس تأکید خاصی هست طوری که برحقّ الله مقدم شمرده شده. در روایات اسلامی آمده که خدا از حق خود میگذره اما از حقّ الناس هیچوقت. حتی در مورد غیر مسلمانان هم اگه قصد فساد و عناد با اسلام نداشته باشن، اسلام اجازه تجاوز به حقوق اونا رو نمی ده. پس باید دقت داشت که اسلام خود بزرگترین حامی و واضع حقوق بشره و مشکلی با این قضیه نداره. اما نکته اینجاس که در بعضی بندهای اعلامیه جهانی حقوق بشر، مواردی مثل آزادی زن و مرد در ازدواج حتی مسلمون با غیر مسلمون، تساوی مطلق زن و مرد در حقوق و ارث و دیات و… هست که در اختلاف با بعضی از احکام دین روشن کننده اسلامه. پس اون چیزی که واسه اسلام مهمه زنده کردن حقوق بشر در پرتو حقه نه چیز دیگه. (بسته نگار، ۱۳۸۰، ص۵۱-۵۶)

ازدواج

اولین مدعی حقوق بشر، خدا عزّوجله. پس اصل هر حقی از طرف خداس و اونه  که براساس مصالح و حکمتها، حقوقی رو واسه همه قرار داده. (مصباح یزدی، ۱۳۸۸،ص۱۳۴)

ذات، حقیقتی برابر و همگانی در میان آدماس که اونا رو به طرف کمال و حقیقت جهت  میده و کامل حقیقت انسانیه. براساس نظریه ذات، آدم دارای ادراکات و گرایشات فطریه. بر این پایه نمیشه آدما رو ظروفی خالی تصور کرد  چون که ذات ویژگیای کلی ای داره که واسه اثبات حقوق بشر و شهروندی ما رو به هدف میرسونه.

حقوق اسلامی فقط از عقل و وجدان سرچشمه نمی گیره، بلکه آمیخته با وحی و الهامه که از طرف خدا به وسیله انبیاء به آدمی ابلاغ می شه، در اندیشه اسلامی تنها خدا از مصالح و مفاسد کارا، و روابط و پیوستگیای امور آگاهی داره، و در قانون گذاری تحت اثر هواها و خواسته های نفسانی قرار نمی گیره چون بی نیاز و غنی مطلقه. واسه دریافت قوانین الهی چهار منبع صلاحیتدار یعنی قرآن، سنت، اجماع و عقل هست که مهمترین خاستگاه حقوقی در اندیشه اسلامی همون قرآن کریمه چون تجددی رو که آدمی در میدون ارتباطات فردی، اجتماعی، سیاسی و بین المللی بدون نیازمند هستن رو به بهترین صورت واسه جوامع بشری به ارمغان آورده. (جمشیدی،۱۳۷۷)

۲-۱۲حقوق شهروندی در سیره نبوی و حقوق ایران

از جمله مهم ترین حقوق اقتصادی ـ اجتماعی حق کارکردن و تأمین معاشه.

اقتصادی

رسول اکرم(ص) می فرماید: «اصلحوا دنیاکم»؛ دنیای خود رو اصلاح کنین، و هم می فرمایند: «طوبی لمن اسلم و کان عیشه کفافاً»؛ خوشا اون کسی که مسلمانه و معیشت به اندازه کافی داره. البته پیشنهاد های اجتماعی رسول اکرم(ص) بیشترً با اندرزهای اخلاقی و ذکر آخرت همراه س. هم اینکه از ایشون نقل شده که: «طوبی لمن هدی الاسلام و کان عیشه کفافاً و قنع»؛ خوشا اون که با اسلام هدایت شه، معیشت اون به حد کافی باشه و قناعت کنه (نهج الفصاحه، ۱۳۸۵، ۵۸، ۲۹۳ و ۲۹۴)

لازمه تضمین حقوق اقتصادی، تضمین حق مالکیته. هرکی مالک اموال و اشیاییه که به طور قانونی به دست آورده، این حق ارتباطی با دین و کیش فرد نداره و هرکی که حق سکونت در کشور اسلامی رو داره، از حق مالکیت برخورداره. البته کفار و آدمایی که در جنگ با کشور اسلامی هستن اموالشون حکم غنیمت رو داره. افراد ساکن کشور اسلامی که با دولت اسلامی پیمان بسته ان، اموالشون در پناه حاکمیت بوده و از امنیت کامل برخورداره.

اقتصاد

حضرت علی(ع) فرموده ان: «لا تمسن مال احد من الناس مصل و لا معاهد»؛ هیچوقت به مال فردی از مردم نماز خوان یا معاهد (غیر مسلمانی که در پناه حکومت اسلامی زندگی می کنه) دست نزنین. پیامبر اکرم(ص) هم در معاهده مدینه تجاوز به اموال معاهدان رو ممنوع کردن و این حکم شامل همه اشیاییه که پیش اونا مال حساب می شه و همه رو امت واحده خوندن. فقها دزدی از کافر رو قانونی نمی دونن. در تاریخ اومده که در جریان جنگ خیبر، قبل از فتح قلعه، چوپان یهودیان اسلام آورد و گله گوسفندان رو پیش پیامبر(ص) آورد تا بهش تسلیم کنه. پیامبر(ص) در حالی که همه سربازان گرسنه بودن قبول نکرده و به ایشون سفارش کردن که این گله در دست تو امانته، باید به صاحبانش برگردانی (شریعتی، ۱۳۸۵ ،۱۳۰).

در حقوق ایران، طبق اصل چهل و ششم قانون اساسی: «هرکی مالک حاصل کار و کاسبی قانونی خویشه و هیچکی نمی تونه به عنوان مالکیت نسبت به کار و کاسبی خود امکان کار و کاسبی رو از دیگری سلب کنه»(نهج الفصاحهف۱۳۸۵)

از جمله حقوق اجتماعی که در گروه نیازای اساسی ا نسان واسه زندگی در جامعه س، حق مسکنه. رسول اکرم(ص) می فرمایند «ثلاث من نعیم الدنیا و ان کان لانعیم لها. مرکب وطیء و المراه الصالحه والمنزل الواسع»؛ سه چیز از نعیم دنیاست، هر چند دنیا رو نعیمی نیس، مرکب راهوار، زن پارسا، خونه وسیع.

هم اینکه می فرمایند: «خیرالمجالس اوسعها»؛ بهترین مجالس اون هستش که وسیع تر باشه (نهج الفصاحه، ۱۹۷ و ۲۲۸)

در حقوق ایران اصل سی و یکم قانون اساسی اینجور مقرر می داره:

«داشتن مسکن مناسب با نیاز، حق هر فرد و خونواده ایرانیه». پس، در حالی که دستور رسول اکرم(ص)، خونه وسیع واسه همگانه، اصل ۳۱، این حق رو فقطً واسه ایرانیان و اونم در حد نیاز به رسمیت شناخته س. غیر ایرانیان واسه داشتن مسکن، طبق مقررات دارای محدودیتای زیادی هستن (سلجوقی، ۱۳۷۰، ۳۴۶). این محدودیتا، در عمل، دوبرابر می شه.

از دیگر حقوق مهم اجتماعی، که دارای جنبه های فردی هم هست، حق برخورداری از استراحت و تفریح و به کار گیری اوقات فراغت واسه همگانه. پیامبر بزرگ(ص) می فرمایند: «الهوا و العبوا فانی اکراه ان یری فی دینکم غلظه»؛ تفریح کنین و بازی کنین چون دوست ندارم که در دین شما خشونتی دیده شه و هم این که «ان الله لا یواخذ المزاح الصادق فی مزاحه»؛ خدا شخصی رو که بسیار شوخی می کنه و در شوخی خود رو راست باشه، مؤاخذه نمی کنه (نهج الفصاحه، ۸۷ و۱۲۲)

 

حق برخورداری از تفریح و اوقات فراغت، به عنوان یکی از حقوق ملت، در هیچ کدوم از اصول قانون اساسی ذکر نشده. کاملا معلومه که در صورت ذکر در قانون اساسی، قانوناً واسه ارگانای دولتی تکلیف اجرای اون به وجود می اومد و همه مقررات و مصوبات همزمان با ایجاد اشتغال و درآمد کافی واسه همه، امکانات و توان به کار گیری اوقات فراغت و تفریح رو جفت و جور می آورد.

تأمین اجتماعی نقش مهمی در حق رفاه واسه افراد داره. مجموعه اقدامات سازمان پیدا کردی که جامعه واسه پشتیبانی از اعضای خود به هنگام تنگناهای اقتصادی و اجتماعی (مانند مریضی، بیکاری، حادثه به وجود اومده توسط کار، پیری، از کار افتادگی و مرگ سرپرست خونواده) پیش بینی و انجام میده، تأمین اجتماعی نامیده می شه (سنگری، ۱۳۸۴ ،۱۱)

در حقوق ایران، گر چه اقدامات بسیاری در جهت حقوق تأمین اجتماعی انجام شده، اما هنوز نواقص و کاستیای بسیار مهمی هست که از یه طرف خیلی از ایرانیان از این حقوق به طور جزیی یا کلی محروم هستن و از طرف دیگه غیر ایرانیای ساکن ایران تقریبا به کلی از حقوق تأمین اجتماعی محروم هستن و این بی عدالتی ناروا و غیر قابل توجیه س.

در کل انگار با وجودی که اصل قانون اساسی، مثل اصل ۲۱ و ۲۹ بر برخورداری همه از تأمین اجتماعی دلالت داره، قوانین عادی، در بهره مندی از تأمین اجتماعی بین ایرانیان و خارجیان ساکن ایران بی عدالتی قائل شده و این از سیره نبوی، که در پشتیبانی از افراد غیر مسلمون ساکن کشور اسلامی با افراد مسلمون قائل به نبود تبعیضه، فاصله گرفته.(مهرپور،۱۳۷۲)

۲-۱۳ وسعت شهروندی در نهج البلاغه

در نهج البلاغه بارها پیشنهاد اکید حضرت به تلاش و کار واسه تموم شهروندان آمده؛ یعنی ایشون برخورداری از حقوق شهروندی رو واسه همه شهروندان یه حق تلقی می کردن و رعایت اون رو برحاکم، لازم و واجب می شمردند.

وسعت شهروندی به چگونگی باز یا بسته بودن برخورداری از حقوق شهروندی تو یه جامعه و قلمرو اون برمیگرده. در جامعه اسلامی امکان استفاده و برخورداری از حقوق شهروندی واسه تموم شهروندان هست و دراین زمینه هیچ فرقی میان شهروندان- از هر قشر که باشن- وجود نداره. در نهج البلاغه هم امیرمومنان(علیه السلام) به این مهم اشاره و تأکید فرموده.

حضرت با نگاه خاص خود خلقت برابرانسانها رو قبول می کنن. درکانون توجه قرار دادن نوع آدم، فارغ از قوم و قبیله و دین و مذهب، محور سیاستای حضرت علی رو تشکیل می داد.

در نهج البلاغه بارها پیشنهاد اکید حضرت به تلاش و کار واسه تموم شهروندان آمده؛ یعنی ایشون برخورداری از حقوق شهروندی رو واسه همه شهروندان یه حق تلقی می کردن و رعایت اون رو برحاکم، لازم و واجب می شمردند.(شهیدی،۱۳۸۰)

در سفارشهای اون حضرت به مالک اشتر درباره شهروندان آمده: «پس اونا دو دسته ان: دسته ای داداش دینی تو هستن و دسته دیگه در آفرینش باتو مثل»

برهمین پایه باید همه شهروندان در تموم حقوق و امتیازات باهم برابر باشن که از جمله اینا تساوی در تقسیم بیت المال، تساوی در بهره بردن از انصاف حاکم، تساوی در اجرای قانون،  برابری در فرصتا و مسئولیت و وظیفه دولت در قبال همه طبقات جامعه س. حتی در کلام امام در نهج البلاغه پیشنهاد ایشون به تلاش واسه جلب رضایت مردم عادی تا خواص رو می بینیم: «ولی احب الامور الیک اوسطها فی الحق، و اعمها فی العدل، و اجمعها لرضی الرعیه، فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه و ان سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه»(نهج البلاغه،ن۵۳:۹۹۳)

امام در این بخش از پیام خود ارزش رو به جلب رضایت عموم و سیاه س ملت و گسترش عدالت داده و اینکه ملاک در محبوبیت، میونه روی در حقه و بس و زمامدار باید توجه داشته باشه چیزی که رضایت عموم رو دلیل می شه، مقدمه بر چیزی که رضایت خواص و بستگان رو شامل میشه؛ چون رضایت خواص در صورت خشم و غضب ملت ناچیزه و بکار نمیاد و نمی تونه مدافع از کیان زمامدار باشه، به خلاف رضایت عموم و ملت و اگر در این صورت خشم و غضب خواص عارض شه، به جایی آسیب نمی زنه و توانایی کاری رو نداره؛ چون غضب خواص در برابر رضایت ملت و عموم ناچیزاست. پس ملاک، گرفتن رضایت مردم و عموم ملته نه رضایت خواص و بستگان و زمامدار وقتی عدالت رو محقق کرده و گسترش داده که بیشتر مردم از اون راضی باشن چه خواص راضی باشن یا نه.

وسعت ی شهروندی هم از دیدگاه امیر مۆمنان(علیه السلام)، باز می باشه؛ یعنی اون حضرت قائله که در جامعه ی اسلامی همه باید از حقوق شهروندی بهره مند باشن و شهروندان در بهره مندی از این حقوق مساوی باشن.در نامه ۵۳ نهج البلاغه مثل این پیشنهاد ها فراوانه، از جمله سفارش به اجرای حق واسه هرکی که باشه، حتی نزدیکان و دوستان، پیشنهاد به دوری از امتیاز دادن به دور و بری ها، پیشنهاد به دوری از انحصار طلبی و دادن اموال عمومی به خود، پیشنهاد به دوری ازتجاهل و….

حضرت با این بیانات به وسعت ای باز واسه شهروندی قائله و برخورداری از حقوق شهروندی رو واسه همه قشرهای جامعه اسلامی از نزدیکان حاکم تا بیشتر مردم از مسلمانان تا مردم اهل کتابی تحت حاکمیت حکومت اسلامی به سرمی برند، برابر می دونه که این وسعت باز از جمله شامل تساوی در برخورداری از بیت المال، تساوی در بهره مندی از انصاف حاکم، تساوی در اجرای قانون، تساوی در برخورداری از فرصت هاست.(نهج البلاغه،۱۳۱:ص۴۰۶)

۲-۱۴ ویژگی های یه شهروند در جامعه ی اسلامی

مکتب زندگی بخش اسلام به عنوان آخرین شریعت الاهی، دینی کامل و کامله. از این روی در اسلام، احکام و قوانین اجتماعی مثل احکام فردی مورد اهتمام قرار گرفته. از نگاه اسلام، زندگی اجتماعی و روابط افراد یه جامعه و وظایف یه شهروند در قبال مردم و جامعه ای که در اون زندگی می کنه، دارای اصول و ضوابطیه که هر فرد مسلمون در مناسبات و رفتارای اجتماعی مجبور به رعایت اونا هستش.بعضی از مهم ترین وظایف یه شهروند در جامعه ی اسلامی عبارت ان از:

  • پایمال نکردن حقوق مردم (حق الناس) و احترام به حقوق شهروندان.

 

جلوه هایی از این قانون رو می تونیم در تاکید ورزیدن اسلام بر نبود تضییع حقوق همسایگان و عابرین در کوچه و خیابون و…مشاهده کنیم.

۲)احساس مسئولیت نسبت به هم نوعان و کمک رسانی به اونا، به هنگام بروز بلاهای طبیعی و غیر طبیعی.

طبق درس های اسلامی یه شهروند در جامعه ی اسلامی باید نسبت به حل مشکلات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و …  کوشا باشه و نباید از کنار بلایای طبیعی مثل حوادث غیر مترقّبه و بلایای اخلاقی و ناهنجاری های اجتماعی، بی فرق گذر کنه.

۳)رعایت اخلاق اسلامی در تعاملات اجتماعی که از اون جمله ان: داشتن حُسن خلق و رویی گشاده، تواضع و فروتنی، حلم و بردباری و مدارا کردن با مردم و شهروندان.(داعی نژاد،۱۳۸۹)

۲-۱۵ شهروندی سازمانی؛ حقوق و مسؤولیت

در معنی شهروندی، هم زمان حقوق و تکالیفی متناسب واسه هر کدوم از شهروندان در نظر گرفته می شه. بر این پایه شهروندی در عین حالا که مجموعه حقوقی رو واسه شهروندان مشخص می کنه و اون ها رو بدون استثناء، بهره مند از این حقوق می دونه، تکالیفی رو هم واسه اون ها متصور می شه که باید به اون ها بپردازند. از دیگرسو این حقوق و تکالیف، لا زم و ملزوم یکدیگرند و هیچ کدوم رو نمی توان بدون دیگری تصور کرد.از پایهً شهروند امروزی کسیه که وظایفش حقوقش رو مشخص می کنه و به همین دلیل، شهروند مطلوب شهروندیه که مسؤولا نه رفتار کنه؛ یعنی در برابر حقوقش مسؤولیت پذیر باشه. حال که تا حدودی به مفاهیمی چون شهروندی و به خاص حقوق شهروندی در گذشته و امروز پرداخته شد، جایگاه این حقوق در دین روشن کننده اسلا م بررسی می شه تا از این روش مبانی حقوق شهروندی در اسلا م شناخته شه و نگاه عالی اسلا م به این طیف از حقوق مشخص شه.(حیدری،۱۳۸۵)

در بحث از حقوق شهروندی و جایگاه اون در اسلا م، قبل از هر نکته ای باید به این حقیقت توجه داشت که اسلا م به عنوان آخرین و کامل ترین دین الهی در درون خود تموم قوانین، سنت ها و ایده آل های بشری رو داره؛ بدین معنا که می تونه پاسخگوی همه نیازای اساسی آدم و جامعه بشری باشه.نظام شهروندی به معنی واقعی اون، به معنی برخورداری عموم اعضای جامعه از حقوق و تکالیف برابر اه، به گونه ای که هیچ تبعیضی از دید سیاسی، اجتماعی و حقوق مدنی میان مردم وجود نداشته باشه. در مورد مسؤولیت شهروندان اسلا می، پیامبر اکرم(ص) در بیان گهرباری می فرمایند: «الا کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته». در همین زمینه گفته شد که در اسلا م هرجا صحبت از رعیت شده، مراد همون حقوق شهروندی امروزینه.(شریعتی،۱۳۸۵)

اگه بخوایم مقایسه کنیم جایگاه حقوق شهروندی در میان ادیان و مکاتب بشری، اسلا م در عالی ترین مرتبه قرار داره؛ چه اون که به آدم در مقام «خلیفه` اللهی» حقوق و آزادی های اجتماعی رو داده و در عین حال اون رو مسؤول و مکلف به شناختن خیر خود و بقیه دونسته. از پایهً در نظام حقوقی اسلا م به طور کلی حق و تکلیف با هم  هست. از دیگرسو در این نظام حقوقی، یه جور ضمانت اجرای تکلیفی و شرعی هم به چشم می خورد نکته مهم دیگه این که در جامعه اسلا می همه شهروندان از حقوق سیاسی و اجتماعی بهره مند هستن و در تموم شؤون جامعه و حکومت مشارکت دارن که در این منظور، معنی شهروند حتی به غیر مسلمانان هم اطلا ق می شه. در مورد مسؤولیت شهروندان مسلمون در جامعه در قبال همدیگه. پیامبر بزرگ(ص) می فرمایند: هرکی شب رو به صبح برسونه در حالی که به امور مسلمین اهتمام نداره، از مسلمانان نیس.از دیگرسو ازآن جهت که هدف اسلا م، ساختن همه آدم ها و دعوت اونا به گرفتن مقام خلیفه` اللهیه، تعاون و همکاری در اون اهمیت به سزایی داره، به طوری که در قرآن به عنوان مهم ترین منبع حقوق اسلا می با آیاتی روبه رو می شیم که ما رو به همکاری در کار خیر و نبود تعاون بر گناه و زشتی ها سفارش می کنه، که خوب، نشون دهنده اهمیت و جایگاه خود و مشارکت جمعی در سرنوشت جامعه س. (زنجانی،۱۳۷۰)