رابطه بین متغیرهای مدل کنسلیم و نرخ بازدهی سهام در بورس اوراق …

این نگرش بنیادی ویلیام اونیل باعث شد تا شعار همیشگی سرمایه‌گذاران از “پایین بخرید، بالا بفروشید”[۸۲] به” بالا بخرید، بالاتر بفروشید” [۸۳]تغییر یابد (J, Oneil, 2004, 146). که کنایه از این اصل اساسی بازار سرمایه است که همیشه باید توجه به سهامی باشد که در حال رشد هستند.
این نگرش اونیل باعث شد تا شعار همیشگی سرمایه گذاران از ” پایین ترین تجربه” به ” بالا بخرید، بالاتر بفروشید” تغییر یابد که کنایه از این اصل اساسی بازار سرمایه است که همیشه باید توجه به سهام هایی باشد که در حال رشد هستند.
مدیریت جدید، شایستگی ها و توانایی هایی یک شرکت ارتباط مستقیمی با مدیریت آن دارد. وظایف عمده مدیران عبارتند از: برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، کنترل و هماهنگی. این وظایف جهت دستیابی به اهداف تعیین شده از طریق بکارگیری نیروی انسانی می باشد. مدیریت موفق معمولا ویژگی های شامل:
۱- ذکاوت و هوشمندی ۲- انرژی مثبت ۳- بلوغ احساسات ۴- تاثیرگذاری ۵- مهارت های ارتباطی ۶- اعتماد به نفس ۷- ادراک ۸- آفرینندگی و خلاقیت ۹- مشارکت اجتماعی را دارا می باشند.
معمولا مدیران و توانایی های مدیریت بر اساس عملکرد تاریخی سنجیده می شوند و مورد قضاوت قرار می گیرند.مهم ترین عواملی که می توان برای قضاوت در مورد یک مدیر به آن استناد کرد عبارتند از:
۱- توانایی در حفظ موقعیت رقابتی شرکت
۲- توانایی توسعه شرکت
۳- توانایی حفظ حاشیه سود شرکت از طریق کنترل هزینه ها
۴- توانایی حفظ تولید موثر از طریق استفاده مناسب از طریق استفاده مناسب از ماشین آلات و تجهیزات
۵- توانایی تامین مالی شرکت جهت انجام طرحهای توسعه
۶- توانایی در برقراری ارتباط مناسب با اتحادیه های کارگری
در بررسی های اونیل، مدیریت و انسجام و کارایی مدیران بعنوان فاکتوری اثرگذار در صعود سهام شرکت شناخته شده است.
محصولات و قراردادهای جدید: یک سهم خوب در حال رشد، متعلق به شرکتی است که میزان فروش و سودآوری آن به سرعت در حال افزایش باشد. از مهم ترین ویژگی های که می توان برای یک شرکت رو به رشد و مناسب جهت سرمایه گذاری در نظر گرفت؛ توسعه و گسترش مداوم محصولات و داشتن یک مزیت رقابتی عمده نسبت به سایر رقیبان می باشد. اونیل نیز در بررسی های خود مشاهده نموده است که اکثر شرکتهای صعودکننده دارای محصولات و یا قراردادها و پروژه های جدیدی بوده اند.
 
 
سهام شناور[۸۴]
هر چند تعریف مشخص، دقیق و یکسانی از سهام شناور آزاد و نحوه محاسبه آن در دنیا ارائه نشده است، اما قانونگذاران بورس های مختلف آن بخش از سهام هر شرکتی را سهام آزاد می دانند که احتمال بیشتری برای حضور در فرآیند معاملات داشته باشد. چون در واقع عرضه و تقاضای این بخش از سهام است که که قیمت سهم شرکت را تعیین نموده و قابلیت نقدشوندگی سهام را نشان می دهد و سهام بلوکه شده بدلیل عدم حضور در فرآیند عرضه و تقاضای روزانه در نوسانات قیمت سهام تاثیری ندارد. موسسه مورگان استانلی[۸۵] که یک موسسه بین المللی در زمینه تعیین شاخص می باشد، سهام شناور آزاد را به شکل زیر تعریف نموده است:
«نسبتی از سهام یک شرکتی که در بازار قابل معامله بوده و با اهداف مدیریتی توسط سهامداران استراتژیک نگهداری نشود». بنابراین در یک تقسیم بندی سهامداران به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) سهامداران استراتژیک: سهامدارانی که معمولا با اهداف مدیریتی و بلندمدت در سهام شرکتها سرمایه گذاری نموده و سهام متعلق به آنها جزو سهام شناور آزاد محاسبه نمی شود. معمولا این سهامداران عبارتند از: دولت، شرکتهای وابسته به دولت، صندوق های سرمایه گذاری دولتی، مدیران و اعضاء، هیات مدیره شرکت و بستگان آنها، موسسین شرکت، کارکنان شرکت(که به آنها سهام وکالتی غیرقابل فروش اعطا شده باشد) و شرکتهای زیرمجموعه (در صورتیکه سهام شرکت اصلی را خریداری نموده باشند).
ب) سهام غیراستراتژیک: سهامی که هدف اصلی آنها از خرید و فروش آن کسب سود بوده و اهداف مدیریتی از خرید سهام یک شرکت نداشته باشند. معمولا این سهامداران عبارتند از: اشخاص حقیقی، صندوق های سرمایه گذاری، صندوق های سرمایه گذاری مشترک و … درصد سهام شناور آزاد هر شرکت بر اساس اطلاعات موجود در ترکیب سهامداران در آخرین مجمع عمومی سالیانه محاسبه می گردد.
همانگونه که از مطالب ذکر شده مشخص است، سهام شناور آزاد آن بخش از سهام منتشره را شامل می شودکه در مالکیت سهامداران استراتژیک نباشد. بدین ترتیب لازمه تشخیص میزان سهام شناور آزاد تعریف و تعیین سهامداران مزبور است. شرکت استاندارد اندپورز سهام زیر را مشروط بر آنکه با مالکیتی بیش از ۵ درصد کل سهام شرکت همراه باشد، سهام شناور آزاد تلقی نمی کند و بدین ترتیب مالکان آنها را استراتژیک می داند:
سهام متعلق به دولت و نهادهای دولتی
سهام متعلق به سهامداران کنترل کننده و استراتژیک
سهام متعلق به سهامدارانی که بیش از ۵ درصد سهام شرکت را در اختیار دارند( به استثنای شرکتهای سرمایه گذاری، بیمه، شرکتهای مالی و شرکتهای سهام گزار)
سهامی که به طور قانونی بر معاملات آن محدودیت ایجاد شده است، مانند سهام خزانه.
آنچه از ۴ معیار فوق بر می آید، آن است که ملاک اصلی شناور ساختن سهام، مالکیت زیر ۵ درصد مالکان آن است و حتی سهام متعلق به دولت و سهامداران کنترل کننده نیز در صورتی که با مالکیت کمتر از ۵ درصد همراه باشند شناور آزاد شناخته می شوند.
از سوی دیگر شرکت بین المللی مورگان استانلی[۸۶] نیز در موارد زیر سهام را غیر شناور دانسته است:
سهام متعلق به شرکتهای دولتی
سهامی که توسط خود شرکت نگهداری می شود، عمدتا سهام خزانه
سهام اعضای هیات مدیره، مدیران، اعضای خانواده و افراد وابسته به آنها
سهام کارمندی
شرکت مورگان استانلی نیز مانند شرکت استاندارد اندپورز سهام صندوق ها وشرکتهای سرمایه گذاری را سهام شناور آزاد دانسته است. این امر با این پیش فرض صورت می گیرد که نهادهای مالی انگیزه ای برای نگهداری بلند مدت سهام در سبد دارایی خود ندارند و مترصد کسب سود از طریق خرید و فروش سهام و بهره مندی از نوسانات قیمت آن هستند.
با شناسایی سهامداران استراتژیک و میزان سهام متعلق به آنها، سهام شناور آزاد نیز مشخص خواهد شد. به بیان دیگر سهام شناور آزاد برابر کسر سهام سهامداران استراتژیک از کل سهام منتشره است.
ضریب سهام شناور آزاد[۸۷] نیز برابر با نسبت سهام مزبور به کل سهام می باشد، که معمولا به صورت درصد بیان می شود.
= میزان سهام شناور آزاد شرکت i ام
= ضریب سهام شناور آزاد شرکت i ام
= سهام منتشره شرکت i ام
فرمول شاخص وزنی قیمت با توجه به سهام شناور آزاد به گونه زیر اصلاح می شود:
= شاخص وزنی سهام شناور آزاد قیمت در زمان t

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.