جستجوی مقالات فارسی – رابطه بین متغیرهای مدل کنسلیم و نرخ بازدهی سهام در بورس اوراق بهادار …

علت رشد سرمایه گذاران نهادی را در عواملی باید جست که در عرضه و تقاضای موجود برای خدمات این نهادها ریشه دارند. برای نمونه کارایی بیشتر آنها در ارائه خدمات و در مقایسه با سهامداری مستقیم، سرمایه گذاری از این طریق را برای خانوارها تسهیل می کند. از سوی دیگر خانوارها نیز در طول زمان نوع انتظارات خود را از کارکردهای مالی قابل ارائه توسط نهادها ارتقاء می بخشد. توانایی نهادها در متنوع سازی، قدرت نقدینگی زیاد، اعمال کنترل های سازمانی و قدرت بهره برداری از پیشرفتهای تکنولوژی عواملی هستند که در عرصه خدمات ایشان موثر می افتد. از ناحیه تقاضا نیز عواملی مانند تغییرات جمعیت، آگاهی و آشنایی بیشتر با سهامداران جزء با بازارهای مالی و رشد سطح ثروت جامعه، بستر را برای رشد فعالیت نهادها فراهم می آورد. عوامل فوق موجب رشد این نهادها در بازارهای مالی بوده اند و لیکن وجه متمایز کننده این نهادها در امکانی است که برای تجمیع یا یک کاسه کردن ریسک ها فراهم می آورند. وظیفه اصلی نهادها تجمیع ریسک های سرمایه گذاری کوچک است.
در این حالت ریسک برای مجموعه برابر با جمع جبری ریسک هر یک از سرمایه گذاران منفرد نیست. بلکه به مراتب کمتر از آن است. بدین سبب سرمایه گذاران نهادی را می توان ابزاری برای کاهش ریسک سرمایه گذاران جزء در بازار دانست. بدین ترتیب در مقایسه با سرمایه گذاری های مستقیم توسط سرمایه گذاران کوچک این روش به تبادل مناسبتری از ریسک – بازده می انجامد. تمایل به سرمایه گذاری در بازارهای سرمایه با نقدینگی بالا و نیز متنوع کردن بدره سرمایه گذاری از دیگر خصلت های نهادی به شمار می آیند. تمامی این سرمایه گذاریها و اصولا رویکردی که نهادها به سرمایه گذاری از خود نشان می دهند، توسط نظامی اطلاعاتی که امکان کسب و فرآوری اطلاعات را می دهد پشتیبانی می شود. ساز و کاری که در مقایسه با سرمایه گذاریهای مستقیم توسط اشخاص حقیقی و سهامداران کوچک نهادها را در مقام بالاتری از قدرت تحلیل بازار، و شرکتها و عملکرد شرکتهایی که در آنها سرمایه گذاری کرده اند قرار می دهد. رویکرد نهادها به سرمایه گذاری را می توان در دو صورت فعال و غیر فعال از هم تشخیص داد. در مورد اول مدیران حرفه ای به تصمیم گیری از سوی سرمایه گذاران و اعضاء خود در خرید و فروش اوراق بهادار و سهام می پردازند. در حالت دوم مدیران الگوی کوچکی از بازار را در بدره خود گرد می آورند و عملکرد شاخص بازار را تعقیب می کند و بر خلاف گروه فعال تمایلی به پیش افتادن از شاخص بازار را ندارند. بنابراین این درصد سهام شرکتهای مختلف در بدره ایشان ثابت است و با الگوی بازار مطابقت دارد. در نتیجه بخشی از مالکیت شرکتها توسط این گروه کنترل می شود. (مظلومی،۱۳۸۲)
۷-۴-۲ جهت بازار
وقتی از ویلیام اونیل پرسیدند که بهترین شیوه چیدن CANSLIM طبق وزن آن چیست گفت: MANSLIC ؛ یعنی عامل جهت بازار مهم‌ترین عامل در تصمیم‌گیری و تحلیل به شمار می‌رود. در بازار نزولی، حتی بهترین سهام نیز قدرت چندانی برای صعود ندارند. حال آن‌که در بازار صعودی برخی سهام بد نیز رشد خوبی را تجربه می‌کنند(Ibid,158). جهت بازار را با استفاده از تجزیه و تحلیل شاخص بازار به دست می‌آوریم. این روش‌های تجزیه و تحلیل، از جمله قوی‌ترین روش‌های تحلیل بازار را تشکیل می‌دهند که اصطلاحاً نماگرهای پهنای بازار[۹۴] نامیده می‌شوند. نماگرهای پهنای بازار، درجه مشارکت اکثر اوراق بهادار را در یک حرکت بازار‌ اندازه می‌گیرند (کنی، ۱۳۸۴، ۳۱۳).
بنابراین نماگرهای پهنا، اندازه و محدوده یک روند بازار را بررسی می کنند. بطور کلی هر قدر تعداد اوراق بهاداری که در مسیر متوسط های اصلی حرکت می کنند کمتر باشد، احتمال برگشت قریب الوقوع روند نیز بیشتر می شود. نماگرهای پهنای بازار اصولا برای بررسی روندهای بازار سهام تدوین شده اند، اما ظرف سالهای اخیر تمام بازارهایی را که بتوان به اجزاء مختلفی تقسیم بندی نمود نیز در بر گرفته اند. مفهوم پهنای بازار را می توان با استفاده از یک قیاس نظامی بهتر توصیف کرد. در شکل زیر خطوط AA و BB، خطوط دفاعی را در طول جنگ نمایش می دهند. چند واحد نظامی می توانند از AA عبور کنند و به BB برسند، اما خط با تمام نیرو محافظت می شود. در مثال الف ۲ واحد نظامی که با پیکان نشان داده شده اند به سرعت دفع می شوند. از طرف دیگر، در مثال ب، حمله موفقیت آمیز است زیرا بسیاری از خط BB عبور و ارتش B مجبور است خط دفاعی جدیدی را به نام CC تشکیل بدهد.
B
C
B
C
B
B
A
A
مثال ب
مثال الف
A
A
بازار سهامی را که به زور پیشرفت می کند، می توان با مثال الف مقایسه نمود که به نظر می رسد حرکت در طول خط دفاعی به زودی موفقیت آمیز باشد (در اصطلاح سطح مقاومت نامیده می شود)، اما از آنجایی که این حرکت با حمایت اندکی همراه است، روند کلی قیمت به زودی منعکس می شود. در قیاس نظامی حتی اگر این ۲ واحد به طور موفقیت آمیزی به دفاع BB حمله کرده باشند، باز هم طولانی نخواهد بود و ارتش B به آنها غلبه خواهد کرد زیرا هر قدر بدون حمایت گسترده، پیشرفت بیشتری بکنند به همان نسبت نیز آسیب پذیر خواهد بود. همین حالت در مورد بازار سهام نیز صدق می کند:
هر قدر روند طولانی تری برقرار باشد، بدون آنکه حمایت بازار گسترده را در پی داشته باشد، به همان اندازه نیز آسیب پذیر خواهد بود. در کف های بازار، پهنا مفهوم چندان مفیدی برای شناسایی برگشتهای اصلی نیست، زیرا اکثر سهام ها معمولا با شاخص های اصلی هماهنگ و سازگارترند یا اندکی تاخیر بعد از این شاخص ها دارند. در موارد اندکی اگر پهنا قبل از متوسطها روند نزولی خود را معکوس کند می تواند نماگر مفیدی برای کف های بازار باشند. برای لحظه ای تمامی وجهات به این نکته جلب خواهد شد که چرا بازار گسترده معمولا متوسطها را در سقف های بازار هدایت می کند. واژه معمولا از آن جهت بکار رفته است که در بسیاری از موارد تعداد گسترده ای از سهم ها، جلوتر از متوسط های بازار مانند متوسط صنعتی داوجونز[۹۵] به اوج خود رسیده اند. با این حال این قاعده متغیر است و نباید فرض کرد که ساختار تکنیکی ضرورتا با مفهوم است فقط به این دلیل که پهنای بازار قوی است.
 
پیشینه تحقیق
تحقیقات داخلی

  1. در سال ۱۳۷۴ آقای حسن امیری هنزکی به بررسی نقش تحلیل تکنیکی در تجزیه و تحلیل اوراق بهادار در بازار بورس پرداخته است. نتیجه تحقیق این بود که حرکت قیمتها در بورس غیرتصادفی بوده و دارای روند است و می توان از ابزارهای تحلیل تکنیکی در بورس استفاده نمود.

۲٫در سال ۱۳۷۶ آقای ناصر محمد خانلو به ارزیابی اثربخشی ابزارهای تحلیل تکنیکی در تجزیه و تحلیل بازدهی اوراق بهادار موجود در بورس پرداخته است. در این تحقیق استراتژی معاملاتی میانگین متحرک و روش انفجار و دامنه معاملاتی در تایید موثربودن استراتژی های تکنیکی در بورس مورد آزمون قرار گرفته است. نتیجه این تحقیق این بود که این ابزار ها در بورس موثرند و از آنها جهت انجام عملیات معاملاتی سودمند می شود استفاده نمود. منتهی استفاده از آنها مستلزم دقت نظر بوده و ارجح است روش بنیادی و تکنیکی بصورت مکمل بکار گرفته شود.
۳٫در سال ۱۳۸۳ دکتر شاپور محمدی با همکاری دکتر رضا راعی تحقیقی پیرامون تحلیل تکنیکی در بورس انجام دادند. در این تحقیق قابلیت تحلیل تکنیکی و الگوهای نسبتا زیادی که در بازارهای مالی مورد استفاده قرار می گیرد، الگوهای دو اوج و دو حضیض، سر و شانه[۹۶] و شاخص های مقداری میانگین های متحرک[۹۷]، شاخص قدرت نسبی[۹۸]، نرخ متغیر(ROC)[99]، استوکاستیک[۱۰۰] K% و D% و باندهای بولینگر[۱۰۱] مفید تشخیص داده شد.
به علت کم بودن حجم معاملات و عمق بازار سهام در ایران استفاده از تحلیل های تکنیکی برای شرکتهای پرمعامله و بزرگ توجیه شد. در این تحقیق بیان شد که شرکتهای کوچک و کم معامله حتی در صورت گرفتن علایم خرید و فروش درست، در عمل قابل خرید و فروش نیستند و فرصت های تشخیص داده شده بدون استفاده خواهند بود. همچنین فاصله بین خرید و دریافت برگه سهام یکی از مشکلات استفاده از تحلیل های تکنیکی عنوان شد.

  1. تحقیق دیگر، پایان نامه کارشناسی ارشد آقای رضا آقا محمدیان می باشد. عنوان پایان نامه مذکور «اندازه گیری قدرت نسبی سهام در بورس اوراق بهادار تهران» می باشد. در این تحلیل با بررسی موضوعات و مباحث تئوریک مرتبط با موضوع تحلیل سهام و روش تحلیل تکنیکی، تحلیل قدرت نسبی، به عنوان یکی از روش های تحلیل تکنیکی مورد کنکاش قرار گرفته است. بعد از معرفی معیارهای اندازه گیری قدرت نسبی سهام، شاخص قدرت نسبی ۵۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ مورد محاسبه قرار گرفته است.

نتایج فرضیه تحقیق بیانگر این است که فهرست سهام با قدرت نسبی بالاتر طی سالهای ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ نسبتا ثابت مانده است. پس از جمع آوری اطلاعات و محاسبه شاخصهای قدرت بالاتر برای هر یک از شرکت ها در هر یک از سال های مورد مطالعه، فهرست سهام با قدرت نسبی بالاتر برای هر یک از این سال ها استخراج شده است. سپس با استفاده از آزمون نرمال میانگین دفعات حضور هر شرکت در فهرست سهام با قدرت نسبی بالاتر، فرضیه تحقیق رد گردیده است. بدین معنی که بر اساس نتایج تحقیق نمی توان ادعا کرد که فهرست سهام با قدرت نسبی بالاتر در طی دوره تحقیق نسبتا ثابت مانده است.
۵٫پایان نامه آقای مسعود سلطان زالی یکی دیگر از تحقیقات انجام گرفته در زمینه تحلیل تکنیکال می باشد. عنوان این پایان نامه «بررسی سودمندی تحلیل تکنیکال در تجزیه و تحلیل اوراق بهادار موجود در بورس تهران می باشد» و در سال ۱۳۸۳ انجام گرفته است. در این تحقیق با استفاده از روش میانگین متحرک به بررسی سودمندی این ابزار – که از ابزارهای پایه و بنیادی تحلیل تکنیکی می‌باشد – در ایران پرداخته شده است.
فرضیه های این تحقیق عبارتند از:
فرضیه اول: نرخ بازدهی ایجاد شده توسط معاملات بر اساس تحلیل تکنیکی صفر است.
فرض دوم: میانگین نرخ بازده ایجادی توسط روش تکنیکی برابر میانگین نرخ بازدهی در استراتژی خرید و نگهداری است.
برای آزمون فرضیات طرح شده در این پژوهش ، از آمار روزانه مربوط به شاخص کل قیمتی بورس تهران از تاریخ هشتم تیر ماه۱۳۷۱ لغایت سی و یکم شهریور ماه سال ۱۳۸۳ استفاده گردیده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های این تحقیق بیانگر این موضوع بود که بازده‌های ایجاد شده توسط قواعد تحلیل تکنیکی معنادار هستند و روش‌های مذکور توانایی ایجاد بازده بیشتر نسبت به روش خرید و نگهداری را دارند . در واقع نتایج این تحقیق بیانگراین موضوع بود که بکارگیری روش‌های تحلیل تکنیکی در بورس اوراق بهادار تهران سودمند می‌باشد.
۶٫در یک تحقیق دیگر در سال ۱۳۷۷ آقای محمدرضا پورابراهیمی در زمینه ارزیابی روشهای خرید و فروش سهام یا قواعد معامله تکنیکی و بسط و تعمیم نتایج آن، در بورس اوراق بهادار تهران انجام گرفته است. در این تحقیق به آزمون قاعده فیلتر پرداخته شده و نتیجه آن این است که بازده روش فیلتر با فرض دوره سرمایه گذاری بلندمدت، بیش از روش خرید و نگهداری می باشد و در صورتی که دوره سرمایه گذاری کوتاه مدت فرض شود، بازده روش فیلتر کمتر از بازده روش خرید و نگهداری می گردد.
۷٫پایان نامه آقای محمد رخشانی یکی دیگر از تحقیقات مرتبط با موضوع است که در زمینه تحلیل تکنیکال می باشد. موضوع این تحقیق بررسی نحوه تصمیم گیری خریداران سهام عادی در بورس های منطقه ای می باشد. جامعه آماری مورد نظر در تحقیق حاضر جامعه سرمایه گذاران و سهامداران در بورسهای منطقه ای می باشند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که هیچکدام از سهامداران از روش تجزیه و تحلیل تکنیکی جهت انجام معاملات خود استفاده نمی کنند و فقط ۳۰ درصد سهامداران در بورس های منطقه ای از روش تجزیه و تحلیل بنیادی جهت انجام معاملات خود استفاده می کنند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.