فایل دانشگاهی – شناسایی و معرفی کتب خطی طبی و مؤلفین آنها از قرن۷ تا ۱۳ …

۲-۴-۱-۶٫ طبیب: به کسی گفته می‌شد که شغلش طبابت بوده است.
۲-۴-۱-۷٫ متطبب: در گذشته به افرادی خاص از پزشکان ایرانی و مسلمان اطلاق می‌شده که در منابع مختلف به گونه هایی متفاوت معنا شده است.برخی عموم اطبای قدیم را جزو متطببین محسوب کرده و برخی دیگر
متطببین را پزشکانی دانسته‌اند که صرفاً در طب تحصیل کرده و از علوم دیگری چون طبیعیات و ریاضیات بی
بهره بودند.
۲-۴-۱-۸٫ حکیم: کسی که به علوم مختلف زمان خود آگاهی کافی داشته است.
۲-۴-۱-۹٫ عطار: داروساز و داروفروش
۲-۴-۱-۱۰٫ بیطار: دامپزشک
۱-۶-۲٫تعاریف عملیاتی
در این پایان نامه به منظور راحتی کار محققان، اسامی طبیبان و داروسازان و دامپزشکان و همچنین مؤلفین کتابهای پزشکی و داروسازی و دامپزشکی به تفکیک آمده اند.
فصل سوم: روش شناسی پژوهش
۳-۱٫ نوع و روش تحقیق
۳-۱-۱٫ نوع تحقیق ( بنیادی, کاربردی یا توسعه ای) با ارائه دلیل
نوع تحقیق به دلیل لزوم دسترسی جامعه محققین به فهارس نسخ خطی، کاربردی است.
۳-۱-۲٫ روش تحقیق با ارائه دلیل
از آنجا که هدف پژوهش بررسی نسخه های خطی موضوع طب می باشد این تحقیق به شیوه کتابخانه ای و با استناد به نسخ خطی یک مجموعه خاص به روش توصیفی و بدون تحلیل در محتوا انجام می شود.
۳-۲٫ جامعه مورد مطالعه
حدود ۲۰۰۰ عنوان نسخه خطی تألیف شده در فاصله قرن‌ ۷ تا ۱۳ هجری موضوع طب موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی است که از میان آنها قریب به ۲۰۰ عنوان انتخاب و نقد و بررسی شد.
۳-۳٫ نمونه و روش نمونه گیری
نسخه های خطی نمونه های مورد بررسی می باشند و نمونه گیری به معنای مصطلح نداریم.
۳-۴- ابزار جمع آوری اطلاعات (مشاهده, مصاحبه, پرسش نامه, اسناد و …)
ابزار مورد استفاده مشاهده نسخه های خطی و فهارس نسخه های خطی کتابخانه آستان قدس می باشد.
۳-۵٫ شیوه انجام تحقیق
۳-۵-۱٫ روش گرد آوری داده ها (میدانی یا کتابخانه ای )
ابتدا به فهارس نسخه های خطی سه مجموعه مذکور(حدود۲۰۰۰عنوان)مراجعه شد,سپس با روش یادداشت برداری از اختلاف نسخه های موجود اطلاعات صحیح منتقل شدند.
۳-۵-۲٫ روش تجزیه و تحلیل داده ها
به منظور بررسی داده های موجود و پاسخگویی به سؤالات پژوهش از یادداشت‌بردای شده است .
۳-۶- روایی و اعتبار ابزار جمع آوری اطلاعات و داده های بکار رفته در تحقیق
مقیاس و محتوای ابزار در این تحقیق دقیقاً منطبق با ویژگی متغیّر هایی مانند کتابشناسی(عنوان و مولف…) و نسخه شناسی(خط و کاتب و تاریخ کتابت…) می باشد و مطالب تهیّه شده به رؤیت و تأیید استادان محترم و کارشناسان موضوعی رسیده و داده های گردآوری شده مورد مطالعه, سنجش و مقایسه شده است.
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل یافته‌های پژوهش
۴-۱ مقدمه
کلمات حکیم، طبیب،عطار،متطبب از کلمات رایج در ادبیات مردم این مرز و بوم بوده است. هر کدام از
این واژه‌ها دارای بار معنایی مختص خود بوده اند. که در جای خود ذکر شد.
در لغتنامه دهخدا متطبب به نقل از منابعی چون: منتهی الارب، اقرب الموارد، آنندراج، علم طب خواننده و بَرکاردارنده معنا شده است. ناظم الاطباء نیز خواننده و به کار برنده علم طب را متطبب خوانده است.
سید حسین رضوی برقعی در شرح حال حُبَیش تفلیسی از متطببان معروف این واژه را چنین تعریف کرده است: «در گذشته چنانچه کسی فقط پزشکی می‌آموخت و از فلسفه و ریاضیات و طبیعیات بی‌بهره بود، او را متطبب می‌نامیدند و چون از این علوم بهره‌مند بود (مانند رازی و ابن‌سینا) او را طبیب می‌خواندند».
«عموم اطباء قدیم خود را برای مقام طبابت لایق نمی‌د انستند و نام طبیب بر خود نمی‌گذارند چرا که این مقام را خیلی بالا و والا می‌دانستند و عموماً خود را «متطبب» می‌نامیدند. چنانکه رازی و ابن سینا و عده زیادی در تمدن اسلامی خود را «متطبب» می‌گفتند . بعضی پا را فراتر نهاده کلمه «طبیب» و «حکیم» مطلق را برای ذات باری عزاسمه می‌دانستند و بس؛ و اگر کسی خود را به نام طبیب می‌خواند آن را نامتناسب می‌دانستند.»(ملک محمدی،۱۳۹۱، ص. ۱۲۵ )
بنابراین نتیجه می گیریم که القاب و عناوین «طبیب» و «حکیم» از سوی مردم عادی و شخصیت‌ها، قبل یا بعد از مرگِ این بزرگان به ایشان داده شده است.
۴-۲٫ تحلیل داده ها بر اساس پرسش های اساسی
۴-۲-۱٫ طب در دوره مغول(ایلخانی تا تیموری)
در آغاز امر به نظر می رسد که دوره مغول و تیموری به واسطه وفور جنگها و محاربات داخلی و خارجی و کثرت قتل و غارت و ناپایداری اوضاع و فقدان آسایش و امنیت کافی از حیث آثار علمی و ادبی باید بسیار فقیر و بی مایه باشد، چه شرط عمده اشتغال به علم و دانش و ترقی این فنون، فراغت بال و آسودگی خاطر است که به نظر می رسد در این دوره کمتر دست می داده است. اما به حقیقت چنین نیست. دوره تیموری نه تنها از دانشمندان و فضلا و شعرا خالی نبوده، بلکه می توان این دوره را در ردیف دوره هایی به شمار آورد که در آنها علم و دانش رونقی قابل توجه داشته است. علت این موضوع را باید در حمایت و تجلیل پادشاهان و امیران تیموری از ارباب علم و معرفت دانست.
در این دوران، فرصت مناسب تری – به علل مذکور – برای ادامه علوم و ادبیات در ممالک اسلامی حاصل گشت و سنت های دیرین، ایرانیان مسلمان را به استفاده از تعلیمات بازماندگان علما و ادبای دوره خوارزمشاهی واداشت. در نتیجه باقی ماندن گروهی از نویسندگان و شاعران بزرگ پیشین، ایران در اوایل این عهد از وجود چند تن از بزرگترین شاعران و نویسندگان برخوردار بود وبعد از آن شاعران و نویسندگان متوسطی در ایران به سر می‏بردند که از میان آنان، حافظ بطور استثنا در زمره شعرای درجه اول ایران و از نوابغ بزرگ شعر است که در آخر این‌عهد می‏زیست. پس بر روی هم وضع ادبی ایران در عهد مغول و فترت بعد از آن با هم مصائبی که بر ایران وارد شد، بد نبود زیرا در آغاز آن دوره دو شاعر بزرگ ایران، سعدی و مولوی، و در آخر آن عهد شمس الدین حافظ، ظهورکردند. از حیث باقی ماندن کتب متعدد به خصوص در زمینه تاریخ نگاری، این دوره را باید دوره ممتاز قابل توجهی شمرد زیرا بهترین کتب مربوط به تاریخ ایران، در این دوره نوشته شد و این خود به سنت دیرین مغولان در ثبت وقایع بر می گشت.
در حیطه پزشکی هم این دوران گرچه درخشش قرون سوم و چهارم را ندارد، اما به لحاظ کثرت پزشکان صاحب نام و دارای تالیف، ویژه است.
۴-۲-۲ .پزشکی و پزشکانِ روزگار صفوی

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir