فرضیه هدایت

نظریه­های قدیمی مثل آدامز، درباره چگونگی کارکرد بازخورد این­گونه بوده که ارائه پشت سر هم، تند و دقیق بازخورد، یادگیری مهارت حرکتی رو افزایش می­دهد، چون که واسه اجرا در مرحله یاد گرفتن مؤثره و تصویر ذهنی آزمودنی رو با مربوط کردن هر جواب به هدف تقویت می­کنه (آدامز، 1971). اما سالمونی، اشمیت و والتر (1984) با طرح فرضیه هدایت، نظریه­ای مخالف با نظریه­های سنتی ارائه دادن. طبق فرضیه هدایت، با اینکه بازخورد اضافه می­تونه یادگیرنده رو در اصلاح خطای اجرا راهنمایی کنه، اما ارائه خیلی زیاد بازخورد می­تونه اثری زیان­بخش بر اکتساب مهارت داشته باشه (سالمونی، اشمیت و والتر، 1984، اشمیت، یانگ، سوینن، و شاپیرو، 1989، وینستین، پل و لیوت وایت، 1994، وینستین و اشمیت، 1990). اون­ها اعلام داشتن، با اینکه افزایش بازخورد به مثل راهنمایی بدنی به اصلاح حرکت منجر می­شه و فراگیرنده می­تونه خطا رو به سرعت اصلاح و به این وسیله شکل درست حرکت رو حفظ کنه، اما مشکل اینه که فراگیرنده همونطور که به راهنمایی متکی می­شه، به بازخورد هم تکیه پیدا می­کنه و در عمل بازخورد اضافه به عصایی مثل می شه که فرد واسه اجرا به اون تکیه میکنه.

از طرف دیگه، ارائه پشت سر هم بازخورد با بسته کردن پردازش بازخورد داخلی یا پردازش­های حافظه­ای که واسه طرح­ریزی عمل بعدی لازمن یا از راه تشویق به اصلاح­های ناجور به روند یادگیری آسیب می­زند و در آزمون یادداری وقتی­که بازخورد حذف می­شه، اجرای فراگیرنده بسیار ناتوون می شه، چون که اون توانایی انجام جداگونه عمل رو به­دست نیاورده (ولف، لی و اشمیت، 1994). این اثر زیان­بخش، نتیجه افزایش وابستگی یادگیرنده به بازخورد بیرونیه. موقعی­که یادگیرنده بازخورد اضافه رو با تواتر بالا، مثلاً بعد از هر تلاش دریافت کنه، به دریافت بازخورد وابسته می­شه و پردازش منابع مهم اطلاعاتی دیگه مثل بازخورد داخلی خود رو رها می­کنه. بعد به­نظر می­رسد، یادگیرنده به جای اینکه به­طور فعال درگیر روند یادگیری شه، تمایل داره شنونده غیرفعال باشه و واسه پیشرفت مهارت­های حل مسئله لازم در فرصت بعدی که بازخورد اضافه در دسترس نیس، درمونده شه (کاکر، 2004).

طبق فرضیه هدایت، زیادی کمتر بازخورد، فراگیرنده رو به به کار گیری فرایندهای به درد بخور یادگیری تشویق می­کنه، به گونه­ای که در تلاش­های بدون بازخورد، به­طور فعال در فعالیت­های حل مسئله مشارکت می­کنه و چون به در دسترس بودن بازخورد اضافه وابسته نیس، حتی در غیاب اون، اجرای خوبی رو به نمایش می­گذارد (سالمونی و همکاران، 1984).