تحقیق دانشگاهی – نقد و بررسی چیستی، مبانی و روش تفسیر تطبیقی- قسمت ۸

یکی از کاربردهای تطبیق را می‌توان در نظام‌های آموزشی متن‌محور یافت. به طور مثال، در حوزه‌های علمیه، تطبیق وصفی برای روش تدریس است، در این روش، مدرّس ابتدا سرفصل درسی را بدون قرائتِ متنِ کتاب ارائه می‌نماید و سپس ضمن قرائت متن، آنچه را که توضیح داده بود به متن ارجاع می‌دهد که بدین روش، «تطبیق» می‌گویند.
یکی از کاربردهای دیگر این مفهوم از «تطبیق» را می‌توان به حوزه تفسیر متن متعلق دانست. در این کاربرد، اگر مفسر بخواهد در تفسیر متن دینی، مقبولات و باورهای پیشین خود را بر متن تحمیل کند و به نحوی متن را تفسیر کند که متن آنچه مورد پذیرش وی است را برتابد،[۷۳] شیوه وی، «تطبیق» است که تفسیر به رأی قلمداد می‌شود[۷۴] و در همه گونه‌های تفسیری اعم از کلامی، فلسفی، علمی و … ممکن است.[۷۵] البته اگر بین تفسیر و تأویل فرق قائل شویم و تأویل را خاص معانی باطن قرآن تلقی کنیم، این شیوه از تفسیر قرآن، بیشتر به حوزه‌ تأویل مرتبط است. عبدالرزاق کاشانی اولین کسی است که تطبیق را به معنای خاصی از تأویل به کار برده است.[۷۶] یکی از محققان حوزه تفسیر عرفانی، تأویلاتی که مفسر «کشف الأسرار و عده الابرار» انجام داده است را به دو گروه تقسیم نموده است: تأویل ذوقی؛ تأویل تطبیقی. وی تأویل ذوقی را تابع هیچ قانون و قاعده‌ای نمی‌بیند و آن را یکسره نشأت گرفته از ذوق نویسنده می‌داند، اما منظورش از تأویل تطبیقی، آن تأویلاتی است که آیات قرآن را با مشرب و مذاق صوفیان تطبیق نمایند. به عبارت ساده‌تر، اصلی از اصول تصوّف، چه در بخش مربوط به شرح مقالات یا مدارج ارباب سلوک و چه در قسمت مربوط به احوال و کرامات با آیات قرآنی تطبیق شود و تلاش گردد منشأ آن اصول را قرآنی بنمایانند.[۷۷]
همان‌گونه که قبلاً هم اشاره شد، در زبان عربی، معنای تفسیر تطبیقی، تقریباً مشابه و نزدیک به معانی‌ای بود که در بخش حاضر گفتیم. در زبان عربی وقتی بحث درباره یک موضوع از دو جنبه نظری و تطبیقی انجام می‌شود، آنچه در جنبه نظری بیان شده است با مثال‌هایی در عمل شرح داده می‌شود که بدان تطبیق می‌گویند. نویسندگان عرب‌زبان همین معنا از تطبیق را اخذ کرده و به مباحث تفسیری‌ای که چنین شیوه‌ای دارد، اطلاق کرده‌اند.
با درنظرگرفتن معانی تطبیق در فرهنگ فارسی و عربی و نیز آنچه در واکاوی وضوح گفتیم، نتیجه می‌گیریم که در زبان فارسی اطلاق لفظ «تطبیق» به عملِ مقایسه، اطلاق دقیقی نبوده است.

  1. ۲٫ ۱٫ ۲٫ معنایابی واژه «مقارن»

برخی از نویسندگان عرب‌زبان‌، در خصوص اصطلاح «تفسیر مقارن» هم‌رأی نبوده و تردید دارند که عنوان درستی برای آنچه مورد نظر دارند، انتخاب نموده باشند. آن‌ها با درنظرگرفتن اصطلاح «مقارن» در سایر حوزه‌ها این سؤال را مطرح کرده‌اند که آیا لفظ «مقارن» درست است یا لفظ «موازن»؟
ناصر طیار، استاد دانشگاه ملک سعود معتقد است اصطلاح «مقارن» که در فقه هم استفاده می‌شود، از ماده «ق‌رن» است و این ماده بر برقرار کردن ارتباط بین دو چیز دلالت دارد ولی آنچه در تفسیر انجام می‌شود موازنه است، از همین‌رو باید لفظ «الموازن» بکار رود. محقق دیگری با استشهاد به آیات قرآن، حدیث و شعر، معنای «مقارن» را استخراج کرده است. وی از شواهد یاد شده، نتیجه گرفته است که لفظ «قرن» به معنای جمع کردن چیزی با چیز دیگر است و بر اساس معنای مذکور این سؤال را مطرح می‌کند که فقه مقارن به چه معناست؟ آیا در فقه مقارن، بین یک فقه و فقه دیگر جمع صورت میگیرد و سپس مقایسه می‌شوند یا فقه مقارن معنای دیگری دارد؟ وی بدون پاسخ دادن به سؤال‌هایی که طرح کرده، اظهار می‌دارد که چرا اصطلاحات بدون تأمّل، جعل و اطلاق می‌شوند و اگر مراد از تفسیر مقارن آن‌طور که برخی بیان کرده‌اند جمع آرای تفسیری ذیل یک آیه و بررسی دلایل مفسران و مقایسه ادله و گزینش قول برتر یا قول جدید است، شایسته است اصطلاح «موازن» به کار رود، نه مقارن.[۷۸]
برخی از محققان دیگر عرب معتقدند که بین تفسیر مقارن و تفسیر موازن، عموم و خصوص برقرار است، یکی از ایشان بر این باور است که اگر دو تفسیر از همه جهات با هم مقابله و بر هم عرضه شوند، نام موازنه برای آن سزاوارتر است ولی اگر پژوهش و مقایسه در مسائل جزئی آن دو تفسیر باشد، لفظ مقارن مناسب خواهد بود.[۷۹]
محقق دیگری به رابطه عموم و خصوص قائل است. وی مقایسه دو تفسیر یا بیشتر را از حیث بهره‌مندی آن‌ها از روایات تفسیری، اسباب نزول، قرائات و شیوه برخورد آن‌ها با مسأله ناسخ و منسوخ، اسرائیلیات، تفسیر به رأی، بهره‌گیری‌شان از علم مناسبات، مسائل فقهی، عقیدتی و مسائل لغوی، نحوی و بلاغی مشمول اصطلاح «مقارنه» می‌داند و اصطلاح «موازنه» را برای مقایسه آراء و برگزیدن قول برتر یا ارائه قول جدید، صحیح می‌داند؛ به عبارت دیگر، او رابطه میان موازنه و مقارنه را عموم و خصوص مطلق می‌داند که هر مقارنه‌ای، موازنه است ولی هر موازنه‌ای، مقارنه نیست.[۸۰]
شاید به همین جهت است که مشنی هم بدون آنکه به‌صراحت بیان کند که بین موازن و مقارن فرق قائل است، در سراسر مقاله برای مقایسه آراء، از لفظ «موازنه» و برای مقایسه مناهج، از لفظ «مقارنه» استفاده نموده است، با اینکه از نظر وی، هر دو مورد، تفسیر مقارن هستند.[۸۱]
نکته مهم آن است که تفسیر تطبیقی یا مقارن، فارغ از نام آن در زبان‌های فارسی و عربی، واجد ویژگی‌ها و مشخصه‌هایی است. هدف از بحث‌های لغوی حاضر هم تبیین این مشخصه‌ها نبود که گرفتار دام خلط احکام اسم و مسمّا شده باشیم، بلکه فقط در پی سنجش صحت اطلاق این عناوین بر آنچه منظور نظریه‌پردازان و یا احتمالاً مؤسّسان این گونه‌ تفسیری است، بودیم؛ بنابراین، بحث را در همین‌جا خاتمه داده و در ادامه رساله، برای رعایت اختصار و یکدستی، واژه درست «مقایسه» را کنار نهاده و از واژه رایج «تطبیق» استفاده می‌کنیم.

  1. ۲٫ ۲٫ گونه‌شناسی تفسیر تطبیقی

در تلقی‌های تفسیرپژوهان – برعکس مؤلفه «تطبیق» که عنصر مشترک همه تلقی‌ها است- از تفسیر، قرائت واحد و یکسانی وجود ندارد. این قرائت‌ها گونه‌های مختلفی از تفسیر تطبیقی را از حیث مقوله مهم «متعلق» تطبیق، عرضه می‌کنند که سبب به وجود آمدن ناسازگاری‌های درونی و برونی بسیاری در این تلقی‌ها می‌گردد.
در این بخش، بر آنیم همراه با تلقی‌های تفسیرپژوهان، گونه‌های مختلف تفسیر تطبیقی را از حیث «متعلق»‌ دنبال کنیم تا معلوم شود کدام‌یک از این گونه‌ها می‌تواند در زمره تفسیر قرآن واقع شود و کدام‌یک اساساً از جرگه تفسیر به معنای فهم آیات قرآن خارج است و مطالعات تطبیقی دیگری را در عرصه دانش تفسیر قرآن، رقم می‌زنند.
صاحب‌نظران، تفسیر تطبیقی را از حیث متعلق مقایسه تا ده نوع گسترش داده‌اند. می‌توان در یک نگاه اجمالی و کلی به تعاریف، بدین نتیجه رسید که این گونه‌ها عبارتند از:

  1. مقایسه آرای تفسیری اعم از تفاسیر نقلی و اجتهادی (فرماوی، عمری، المعی، رومی)
  2. مقایسه نصوص قرآنی با موضوع مشترک (فرماوی، عمری)
  3. مقایسه قرآن با احادیثی که ظاهرشان با قرآن متناقض است (فرماوی، عمری)
  4. مقایسه قرآن و کتب آسمانی دیگر (عمری، رومی و …)
  5. مقایسه مناهج و اتجاهات تفسیری (مشنی)
  6. مقایسه دیدگاه‌های مفسران با نظر فقها و دانشمندان علوم طبیعی چون طب و نجوم و… (آل قطبی موسوی، رضایی اصفهانی)
  7. مقایسه دیدگاه‌های تفسیری شیعه و سنی (نجارزادگان، رضایی اصفهانی)
  8. مقایسه آیات قرآنی به‌ظاهر متناقض (عمری)
  9. مقایسه نصوص قرآنی به ‌طور مطلق (رومی)
  10. مقایسه قرآن و احادیث به ‌طور مطلق (رومی)

وجوه فوق را به سه گروه می‌توان تقسیم نمود:
گروه اول: دست‌کم یک‌طرف مقایسه آیات قرآن است. این قسم خود به چهار گروه دیگر تقسیم می‌شود: ۱٫ مقایسه آیات قرآنی با هم (به طور مطلق یا با قید اشتراک موضوع یا با قید تعارض ظاهری)؛ ۲٫ مقایسه قرآن با حدیث (به طور مطلق یا با احادیثی که ظاهرشان با قرآن متعارض است)؛ ۳٫ مقایسه قرآن و کتب آسمانی دیگر؛ ۴٫ مقایسه آیات قرآن با دستاوردهای علوم بشری اعم از علوم انسانی و دیگر علوم.
گروه دوم: دست‌کم یک‌طرف مقایسه، آرای تفسیری است. در این گروه نیز اقسامی ذکر شده است: ۱٫ مقایسه آرای تفسیری به طور مطلق (اعم از تفاسیر نقلی و اجتهادی) یا به طور محدود (شیعه و سنی در تفاسیر اجتهادی)؛ ۲٫ مقایسه دیدگاه‌های مفسران با نظر فقها و دانشمندان علوم انسانی و نیز علوم طبیعی چون طب و نجوم.
گروه سوم: مقایسه مناهج و اتجاهات تفسیری
در تحلیل و نقد این گونه‌ها، سه اشکال اساسی رخ می‌نماید: اشکال نخست این است که پذیرش برخی از این گونه‌ها، تعریف تفسیرپژوهان را دچار ناسازگاری درونی می‌کند؛ اشکال دوم این است که برخی از گونه‌های تفسیر تطبیقی مذکور، با سایر انواع تفسیر، چون تفسیر روایی، علمی و … هم‌پوشانی دارد؛ اشکال سوم مربوط به غفلت برخی تلقی‌ها از هدف تفسیر تطبیقی است. این اشکالات به تفصیل چنین است:
اشکال اول: در بیشتر تعاریف تفسیرپژوهان، کلمه کلیدی مربوط به متعلق مقایسه، «آرا» است، یعنی از دیدگاه صاحبان تعاریف، تفسیر تطبیقی مقایسه آرای تفسیری است. کومی، فرماوی، عمری، المعی، مسلم و همچنین خالدی و مشنی در تعاریف خود ذکر کرده‌اند که تفسیر تطبیقی مقایسه آرای تفسیری است. از این تعاریف چنین نتیجه می‌شود که در تفسیر تطبیقی، آرا و دیدگاه‌های تفسیری مقایسه می‌گردد؛ اما برخی از این افراد، وقتی در گام بعد، وجوه و متعلقات تفسیر تطبیقی را برمی‌شمارند، به نحوی عمل می‌کنند که تعریف خود را مخدوش می‌کنند. فرماوی مقایسه نصوص قرآنی با موضوع مشترک و مقایسه آیات قرآن با احادیثی که ظاهرشان با قرآن متناقض است را گونه‌های تفسیر تطبیقی محسوب کرده است. عمری، مقایسه آیات قرآنی به‌ظاهر متناقض و مقایسه قرآن و کتب آسمانی دیگر را به گونه‌های فرماوی می‌افزاید. در حالی که مسلم است در این گونه‌ها، آرای تفسیری مقایسه نمی‌شود، بلکه این خود آیات قرآن است که با متون دیگر مقایسه می‌گردد.
ظاهراً فهد رومی به نکته فوق، توجه داشته که تفسیر تطبیقی را مقایسه آرا به طور مطلق ذکر کرده است. وی میان همه وجوه تفسیر تطبیقی جمع کرده و تفسیر تطبیقی را مقایسه همه نصوص، اعم از نصوص قرآنی، احادیث نبوی، روایات صحابه و تابعین، آرای مفسران و کتب آسمانی دیگر و انتخاب رأی برتر از میان آن‌ها دانسته است، سپس به گونه‌شناسی تفسیر تطبیقی پرداخته است. گونه‌های وی چنین است: مقارنه میان یک نصّ قرآنی با نصّ قرآنی دیگر؛ مقارنه میان نصوص قرآنی و احادیث نبوی؛ مقارنه میان قرآن و تورات یا انجیل؛ مقارنه میان اقوال مفسران. روشن است که متعلق مقایسه در این گونه‌ها یکسان نیست و تلقی‌ای که او از تفسیر تطبیقی دارد، بسیار جامع و آرمانی است و بعید است چنین تفسیری تحقق یافته باشد یا قابل تحقق باشد.
اشکال دوم که مربوط به هم‌پوشانی است، به تفصیل چنین است:

  1. مقایسه آیات قرآن چه به طور مطلق –آن‌طور که رومی مطرح کرده- چه با قید اشترک در موضوع و یا تناقض ظاهری –آن‌طور که فرماوی و عمری گفته‌اند- یا هر وجه دیگری نمی‌تواند تفسیر تطبیقی محسوب شود. این مقایسه، اگر موضوع آیات مورد مقایسه مشترک باشد، تفسیر موضوعی است و اگر ناظر به هم باشد، تفسیر قرآن به قرآن است. عمری که خود یکی از مطرح کنندگان گونه‌های دوم و هشتم است، گفته بود چنین مقایسه‌هایی به ترتیب تحت نام «مشتبه القرآن» و «موهم الإختلاف و التناقض» طبقه‌بندی شده است.
  2. مقایسه قرآن با حدیث، به چه جهت تفسیر تطبیقی است؟ اگر از حدیث برای تفسیر قرآن استفاده می‌شود که تفسیر قرآن به مدد حدیث است که آن را تفسیر نقلی یا تفسیر مأثور نام نهاده‌اند؛ اگر برای رفع ابهام از حدیث است، یعنی حدیث به کمک قرآن تفسیر می‌شود، فقه الحدیث است. فهد رومی معتقد است که مقارنه قرآن و حدیث، چه حدیث موافق قرآن باشد و چه مخالف، یکی از وجوه تفسیر تطبیقی است، اما عمری که قید تناقض را آورده است و مقارنه قرآن و احادیث متناقض با آن را یکی از گونه‌های تفسیر تطبیقی برشمرده، آیا منظورش آن است که وجود تناقض شرط انجام تطبیق است؟ وی محتوای مقایسه اخیر را همان «مختلف الحدیث» دانسته است. گذشته از آنکه به مقایسه میان آیات و احادیث متناقض، «مختلف الحدیث» اطلاق می‌شود یا خیر،[۸۲]مسلماً «تفسیر تطبیقی» و «مختلف الحدیث» یکی نیستند.
  3. دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir