دانلود پایان نامه

نقش فشارهای فرهنگی در رضایت زن و شوهر

در بخشایی از جامعه سنتای مذهبی و اجتماعی به رقابت کشیده شده آزادی و ابتکارات جدید آزادی بیشتر رو به همراه آورده اما از طرف دیگه این آزادیا در گیریای بین فردی بیشتری رو هم به ارمغان آورده در جوامع غیر فرهنگی ، قبول فرهنگای دیگه و روش های برخورد اونا با مسائل زندگی از راه تجارب فردی تلویزیون و وسایل رابطه جمعی آسون تر شده ازدواجای بین فرهنگی مقدمه یا نتیجه تغییر نگاه افراده. آزادی از تعصبات نژادی و جنسی تغییر در نگاه دور و بر روابط فردی رو تشویق کرده و جامعه جدایی زن و مرد در صورت شکست روابط زناشویی (طلاق) رو پذیرفتهه این تغییرات در تموم بخشای جامعه برابر اتفاق نیفتاده و نا آرومی در مقابل این تغییرات در بخشایی از جامعه به اندازه کم و زیاد دیده می شه (موسوی، 1384).

آزادی بیشتر در بخشایی از جامعه در افراد خونواده و زن و شوهرا ایجاد استرس می کنه چون الگوهای رفتاری قبول شده قبلی رو در برابر انتقاد قرار میده و با دلیل از آزادی بیان بیشتر اعضای خونواده یا زوج هرکدوم روی جنبه های فرهنگی یا گذشته اجتماعی خود تاکید می کنن. در این صورت اعضای سن بالا تر خونواده با دیدن بی توجهی فرزندان نسبت به ارزشا و قدرت والدین ناامید می شن در جایی که گذشته زن و شوهرا دو فرهنگی یا چند فرهنگیه این تفاوتای بین نسلی بیشتر کرد پیدا می کنه. کودکانی که درانگلستان بزرگ شدن ممکنه مبنای ازدواج زناشویی رو به جای خواستگاری بر عشق بذارن. دلایلی وجود نداره که موفقیت ازدواج خواستگاری یا ازدواج از راه انتخاب رو نشون بده، اما دو نسل در این مورد نمی تونن به هیچ توافقی برسن و هر نسل روش خود رو بهتر می دونه . وقتی که یکی از زن و شوهرا تلاش می کنه به ارزشای خانوادگی خود توجه بیشتری نشون بده یا خونواده گسترده تلاش می کنه عروس یا داماد رو تحت فشار بذاره تا ارزشای اونا رو قبول کنه رابطه زوج دچار نا آرومی زیادی می شه.

تا الان تحقیقات بسیار کمی در این مورد پیچیده انجام شده دلایل به این نکته تاکید داره که ساختار فرهنگی و مذهبی زن یا شوهر باید خوب درک شه تا بشه از فشارهای موجود تجربه شده به وسیله زوج تصویر بهتری داشت (آلن و بلکبرن ، 1989).

2-1-3-10 اختلافات مالی

به نظر نانسی گود (1384)  اصل همه درگیریا و اختلافا پول نیس اما این موضوع بیشتر مشاجرهای زن و شوهر رو تشکیل میده انگار مسائل مالی با خیلی از گفته های معمولی ما با بقیه در امیخته ان. مثل این که چی بخریم و چقدر واسه اون بپردازیم و چیجوری پول به دست بیاریم و اون رو سرمایه گذاری کنیم، بی پولی و خاصه خیال پردازیایی که درباره دشت کردن یهو پول کلان تو ذهن می پرورانیم از این همه صحبت در مورد پول منظور اصلی مون چیه؟ مهمتر اینکه وقتی درباره پول بحث می کنیم در واقع هدفمون از بحث چیه؟ (گود، 1384).

از همون روزی که به دنیا اومدیم معنی پول با مفاهیم نیازای اساسی و قدرت تو ذهن مون در هم تنیده ان. در کودکی نیاز ما رو به غذا لباس و خونه والدین مون رفع کردن که سر کیسه رو در دست داشتن اگه اونا شما رو بدون شام به تختخواب می فرستادند نمی تونستید خود رو به مغازه یا رستورانی برسونین و گرسنگی تون رو چاره کنین این که به صورتی بزرگ شده باشین که امکانات بسیار محدوی در اختیار داشته باشین یا اینکه در آغوش تجملات بزرگ شده باشین به وضعیت مالی خونواده و نگاه اونا در مورد صرف کردن پول واسه شما بستگی داشته. واسه دریافت ساپورت مالی و عاطفی به خونواده خود متکی بودین. شاید در این زمینه ها فقط به اونا می تونستید رو کنین. پس اونا بودن که پول داشتن و قدرت زیادی داشتن تا شما رو به الحاظ مالی و محبت تامین کنن در خیلی از خونه ها پول جانشین صمیمیت عاطفی شده و صحبت درباره امور مالی جای گفت و گو درباره احساسات رو گرفته (گود، 1384).

مثلا شاید پدرتون که عمیقا دوست داشتین به شما توجه کنه و شما رو تشویق کنه فقط با دادن پول یا ندادن اون توجه خود رو به شما میگفت و به دلیل شرطی شدن در کودکی امکان داره اینجور تصور کنین که به  فردی نیاز دارین که پولش از شما بیشتر باشه تا بتونه از شما مراقبت کنه. حتی ممکنه اینجور احساس کنین که بدون اینجور فردی نمی تونین از خود مراقبت کنین و اینطوری قدرت و کنترل رو حق کسی بدونین که پول رو در اختیار داره.

مطلب مشابه :  تبریز در سال ۲۰۱۸ قطب گردشگری حلال می شه

اما وقتی هم که پول به اندازه کافی موجود باشه زن و شوهرا درباره اون دعوا می کنن مثلا می تونن همیشه از چگونگی خرج کردن همدیگه یا مخفی کردن درآمد خود انتقاد کنن.

و اخرین مشکلی که در مورد مسائل مالی روی میده اینه که ممکنه مرد شما اونقدر درگیر پول در آوردن باشه که از رابطه مشترک تون غافل شه امکان داره از اونو با همسرش نزاع  کنه که احساس می کنه شوهرش اون رو به خاطر کار یا پول که رقبای نا پیدای اویند مورد غفلت و بی توجهی قرار داده حتی در مواردی امکان داره زن خود رو سرزنش کنه و مقصر بشمارد چون تصور می کنه که به قدر کافی جاذبه نداشته یا تلاش لازم رو به خرج نداده مرد رو در خونه نگه داره در بقیه موارد اون از همسرش گله می کنه یا از اون می خواد تا در ساعتی حاضر منزل باشه بعضی وقتا این روش در حل مشکل موثر واقع می شه (گود، 1384).

اما معمولا اینجور نیس . اما باخبر شدن از این که دل مشغولیای مرد در زمینه های مسائل مالی شاید از چیزای بسیاری مثل ترس از صمیمیت و نزدیک شدن به همسرش ناشی می شه، ممکنه به درد بخور وقع شه. امکان داره اگر زمان بیشتری رو با همسرش بگذرونه از احساسات عاشقانه  خشمگینانه ای که نسبت به اون پید می کنه  هم به ترس بیفته. در عین حال ممکنه مرد که در محیط کار خود هویت روشنی داره و به درستی موقعیت خود رو می شناسه به خاطر از دست دادن هویت خود از درآمیختن با همسرش به ترس بیفته شاید اون در عین حالا که از فقر فاصله زیادی گرفته ، به دلیل سابقه خانوادگی خود همیشه احساس می کنه که خطر بی پولی اون رو تهدید می کنه زن  هم پشت احساس خشم و رنجشی که از این رانده شدن پیدا می کنه از چیزی هول و هراس داره هول و هراس داره که عشق و لذت از ارتباطشونرخت بر بسته باشه و این که همسرش به اون توجهی نکنه.

 

11 روابط والدین و کودک

به باور بهشتی،  (1377) یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در رفتار کودک محیط خانواده س و در رشد شخصیت کودک اثری تعیین کننده داره . نفوذ والدین در کودک  به غیر از جنبه ارثی و وراثتی در آشنایی کودک با زندگی و جامعه هم نقش اساسی داره.

موقعیت اجتماعی خونواده، تعداد افراد خونواده، وضعیت اقتصادی افکار  وعقاید، آداب و رسوم، پای بندی به مذهب، اندازه ادب و احترام و قانون مندی حاکم بر خونواده همه در سازندگی(آدم متعادل) و یا تخریب (مشکلات رفتاری و بیماریهای جسمی و روحی) تاثیر میذاره.

یکی از عوامل مشکلات رفتاری در کودک مشکلات رفتاری والدین با یکدیگره. امنیت خونواده، قانون مندی، ادب، احترام دوطرفه، عشق و محبت، گذشت، تفریح، خوا ب و خوراک، اداب و رسوم، رفت و آمد، تغذیه و همه عواملی که حاکم بر زندگی خانوادگیه که اگه در جواب صواب و صحت و با علم باشه کودکی متعادل از نظر جسمی و روحی میسازه . اما اگه عکس اون باشه کودک دچار درگیری روانی و فشارای عصبی روانی می شه و نتیجه اون اختلافات رفتاری و بیماریهای روان تنی هستش.

اگه بخوایم کودک قانون رو رعایت کنه باید خود به قانون عمل کنیم ، اگه بخوایم با محبت باشه باید ما به اون محبت کنیم و آخر سر همه چیز رو اون در محیط خونه یاد می گیره.

2-1-3-12 عوامل شخصی

روشنه که عوامل شخص زیادی وجود دارن که  می تونن در نارضایتی زناشویی موثر بوده و اون رو زیاد کنه ادراکای غلط و انتظارهای غیر واقعی ای که به داخل ازدواج نفوذ می کنن نمونه های اصلی عوامل شخصی ان . تا وقتی که جامعه به پروردن آرمانای رومانتیک و انتظارای خیالی ادامه دهد و افراد هم اونا رو قبول کنه سرخوردگی زناشویی ادامه پیدا می کنه.

مطلب مشابه :  فایل رایگان پایان نامه حقوق : حقوق بین‌الملل

نمونه ای از بعضی امیدهای شایع اشتباه رو در این جا مطرح می کنیم که میشه اونا رو دوازده انتظار داغون کننده نامید (آلن و بلکبرن ، 1989).

  • عشق ما ( یعنی احساسات عاشقانه و هیجانی ) با گذشت زمان کاهش نخواد یافت.
  • همسرم باید بتونه افکار ، احساسات و نیازای منو پیش بینی کنه.
  • همسرم هیچوقت منو نخواد رنجاند و یا با خشم در مقابل من قرار نمی گیره.
  • اگه تو واقعا عاشق من هستی باید همیشه تلاش کنی که منو خوشحال کنی (یعنی هر نیاز و خواسته منو برآورده کنی).
  • عشق یعنی که هیچوقت نسبت به همسرت عصبانی و یا عصبانی نشی.
  • عشق یعنی این که بخواین همیشه با هم باشین.
  • علایق، اهداف و ارزشای شخصی ما همیشه مثل هم هستش.
  • همسرم همیشه نسبت به من رک ، صادق و صریحه.
  • چون، ما عاشق هم هستیم پس همسرم همیشه به من احترام خواهد گذارد منو درک می کنه و با من موافق هستش . بدون اینکه توجه کنه من چه رفتاری دارم.

10 – بسیار بد هستش که همسرم منو شرمنده و تحقیر کنه یا ازم انتقاد کنه.

11- سطح رابطه جنسی، علاقه مندی و وفاداری ما به هم هیچوقت نباید کم بشه.

12- ما باید همیشه در مورد مسائل مهم با یکدیگر توافق داشته باشیم.

هرکدوم از موارد فوق مثل امیدهای اشتباه و اهداف غیر واقعی، فقط زن و شوهرا رو به طرف ناامیدی، دلسردی، شکست و خشم می بره پس باید یکی از اهداف درمان زناشویی به پایین سئوال بردن، روشن ساختن و به جنگ طلبیدن این عقاید غیر واقعی و خود شکست خورده ساز باشه هم اینکه باید قبول کرد که افراد تغییر می کنن وقتی که موضوع از دواج واسه اولین بار مطرح      می شه ممکنه علایق و فعالیتای زوج بسیار هماهنگ باشه. با اینحال، علایق همسران خیلی زود در مسیرهای بسیار متفاوتی جریاد پیدا میکنه و در نتیجه همونطور که افراد تغییر می کنن رابطه هم تغییر می کنه وقتی که همسران علایق فعالیتها و ارزشای همپوش یا مشترک رو مشاهده نمی کنن روند ظاهری انصراف رو شروع می کنن.

2-1-3-13 حسادت

به بیان  گود (1384) حسادت همون حسیه که هرگه احساس کنین دیگری حریف شما در جلب عشق ومحبت دیگرونه . پیدا می کنین عشق و حسادت مثل دو قلوهای به هم چسبیده ای در قلب اونا همیشه با همند و هیچ کدوم بدون دیگری وجود نداره. ارتباطات جنسی تنها بر شدت حسادت اضافه می کنن  از اون جا که در دیدگاه فروید، همه کودکان به والد چیزای دیگه ای به جز اینا هم جنس خود علاقه دارن پس حسادت هم اتفاق ای همگانی و بخشی از تجربه انسانیه . اما بیشتر ما در عین آگاهی از این ، هم اونقدر احساسات حسادت ورزانه خود رو رد می کنیم ما حسادت رو از خشم  هم ترسناک تر و داغون کننده تر میدونیم. تصور می کنیم که اگه بقیه ما رو حسود بدونن. مورد ذهن و تحقیر اونا قرار می گیریم به خاطر همین تلاش می کنیم  تا به جای احساس حسادت از ان جا دوری کنیم . مثلا ممکنه تلاش کنیم تا با محبت افراطی به زنی که به اون حسادت می ورزیم یا با آرایش غلیظ و تمرینای ورزشی هر روزه واسه جلب محبت موردی که دوستش داریم وربودن اون از چنگ حریف با حسادت خود مقابله کنیم.

تردیدی نیس که احساسات  حسادت مندانه مثل دردناک ترین احساسا هستن اما با به زبون آوردن این احساسات  زن و مرد به یکدیگر می گن که هر یک واسه دیگری ارزش منحصر به فرددارد یعنی با این کار خود هدیه ای گرون قیمت به یکدیگر میدن هر چند ممکنه در شروع کنترل این احساسات سخت به نظر برسه ، اما وقتی که تونستن در یکدیگر احساس ایمنی به وجود بیارن بیان احساسات به صورتی ملایم و آروم تظاهری از عشق حساب می شه.

2- Alan and Blackburn

 

2- Alan and Blackburn