پایان نامه ارشد درباره روابط بین فردی و امنیت اجتماعی

دانلود پایان نامه

اضطراب واقعی : ترس عادیه که دلیل اون تهدیدهای به وجود اومده به وسیله خطرهای موجود در دنیای واقعیه .


در اضطراب روان ناراحت تهدیدها از طرف نهاد هستن . کنار اومدن با این اضطراب خیلی سخت تره چون نهاد به طور کامل ناهشیاره من به چند صورت دچار این ترس می شه . بعضی وقتا اضطراب فراگیره . در این حالت شخص مضطرب می شه . اما نمیدونه به چه دلیل ، هراسها وواکنشهای وحشتزدگی جلوهای دیگه اضطراب روان ناراحت هستن . اضطراب اخلاقی از تهدیدهای فرامن ناشی می شه . من این اضطراب رو به شکل احساس گناه یا شرم تجربه می کنه . فروید خاطر نشون کرد که شخص بسیار شریف با فرامنی قوی از فردی که کمتر شریفه دچار اضطراب اخلاقی بسیار
بیشتری می شه ( ویلیام نلاندین ، 1920).
مکانیزمهای دفاعی : واسه کنار اومدن با اضطراب که دردناکه ،من باید چند نوع عکس العمل دفاعی رو پرورش دهد که مهمترین اونا سرکوبیه در سرکوبی من انرژی خود رو بسیج می کنه وافکار بد رو به نهاد می راند خاطره بد ممکنه اونجا بمونه ، چون از خود دارای انرژیه بین فکر سرکوب شده ای که می خواد بیان شه ونیروهای سرکوب کننده من اختلاف ساخته میشه فروید بر روند سرکوبی که به شکل یه نیرو گذاری باز داشتی من عمل می کنه تاکید زیاد می کرد .
اولین سرکوبی اولین وسرکوبی واقعی فرق گذاشت وسرکوبی اولین افکار با امیال ذاتی که هیچوقت هشیار نبوده ان در نهاد نگه داشته می شن . در سرکوبی واقعی ، افکاری که در اول هشیار بودن به وسیله سرکوبی نهاد ناهشیار رانده می شن .
اضطراب جدایی : وقتی که ما از نظر روانی رشد می کنیم روشای قدیمی رفتار رو کنارمی گذاریم ورفتارهای جدیدی رو فرا می گیریم که واسه روند رشد مناسبتر هستن . با این حال بعضی وقتا برداشتن قدم بعدی تهدید کننده س .
امکان داره فرد ترجیح دهد در همون مرحله ای که قبلا بوده بمونه . در این
صورت ممکنه بگیم که اون اثبات شده ممکنه یه کودک در مادرش اثبات شه وهرگز نخواد پیوندهایش رو قطع کنه . فروید نوشت که احتمال داره کودک بیشتر بخاطر ترس نه عشق تحت نفوذ وکنترل مادرش بمونه . اولین ترس رو اضطراب جدایی نامید .
اضطراب اختگی : افسانه ادیپ که طبق اون پسر پدرش رو میکشه ودر طی اون دلبستگی به مادر دشمنی روز افزون نسبت به پدر ظاهر می شه پسر به شکل ناهشیار میل داره با مادرش ازدواج کنه همراه با عقده ادیپ ، اضطراب اختگی ایجاد میشه که در این حالت پسر هول و ترس داره از اینکه پدرش اونو اخته کنه . (ویلیام لاندین ، 1920)
الیس : اضطراب رو نتیجه طرز تفکر غیر منطقی وغیر عقلانی می دونه
( شفیع آبادی وناصری ، 1365).
فرید فرام ریچمن میگه : اضطراب پیوند روانشناختی نزدیک با تنهایی داره ، اون باور داره که حالات عاطفی که به وسیله تئوریسینها اندازه اضطراب معرفی گردیده در تحقیق حالاتی ا زتنهایی یا ترس از تنهاییه .
( مانفرواکرالپتیز ، 1369)
پرز : باور داره که اضطراب فاصله و شکاف میان حال و آینده س آدم به اون دلیل مضطرب می شه که وضعیت موجود رو رها میکنه ودرباره آینده ونفشهای احتمالی که ایفاء می کنه ، به تفکر می پردازه (شفیع آبادی وناصری ، 1365).
ارنست میلگارد : واسه اضطراب سه معنی ذکر می کنه :
1-اضطراب مقدم بر هر چیز یه حالت ترس نگرانی وناراحتیه ، ترسه که بعضی وقتا در مقابل امر مبهم ایجاد میشه و وقتی موضوع معینی نداره.
2-اضطراب درمعنی یه ترس مبهم ومحدود هم مصرف شه و اون ترس از ناامنیه اضطراب در این معنی بیشتر جنبه اجتماعی داره واز دید اصل کاریه اجتماعی که از کودکی شروع می شه ودر این زمان بچه ، والدین خود که از اومراقبت می کنن متکیه محرومیت از محیط یا غفلت والدین از این دید وفقدان محبت در بچه احساس ناامنی بوجود میاره وهمین احساس دلیل ترس بچه می شه ترس از ناراحتی اضطراب اساسی رو تشکیل میدن واین ترسه که بقیه افراد در اون وارد می شن.
3-اضطراب در مورد سوم : معنی نگرانی از رفتار خودمون یا احساس تقصیره . ما به وسیله اعمال منع شده ای که در گذشته انجام دادیم و بقیه متوجه اونا نبوده ان احساس تقصیر می کنیم ( شریعتمداری ، 1369)
سالیوان باور داره : هر آدم دو هدف داره : یکی رضایت جسمی مثل خوردن ودیگری ایمنی که عبارتست ا زاحساس خوشحالی که از ارضای انتظارات وانتظارات جامعه بدست میاد . کودکان درزمان روند اجتماعی شدن خود رو در وصفی میبینن که در اون بین نیازهاشون وامنیت اجتماعی اختلاف هست . در جریان اجتماعی شدن کودک ، اولیاء نارضاییا و بازداریها از خود نشون میدن که دلیل ایجاد احساس اضطراب حاصل از بر نیاوردن انتظارات بزرگسالان در کودک می شه . علایم این اضطراب نا آرومی جسمی وحذف تجربه هایی اضطراب انگیز از هشیاریه تلاش کودک واسه حل واین اضطرابها به شکل فعالیتهای جور واجور دلیل رهایی اون از اون نمی شه چون کم کردن از اضطراب از تنشای فیزیولوژیک دیگه نمی کاهد . اگه کودک بتونه ، رضایت جسمی واحساس ایمنی برسه .
به احساس تسلط وقدرت هم می رسه ودر آخر احساس اعتماد بنفس
در اون تقویت می شه . پس برداشت کودک نسبت به خودش بر آیند برداشت بقیه از اونه . هم اینکه طرز برداشت کودک در مورد خود تعیین کننده چگونگی تلقی اون از دیگرونه . این نکته که بیشترین بخش اضطراب درکودک از روابط بین فردی اون نشئت میگیره ، از نظر سالیوان خیلی مهمه . اگه در جریان اجتماعی شدن کودک دچار اضطراب زیاد شه از یادگیری مثبت آگاهی وتوانایی واسه رشد بینش فردی واجتماعی اون خیلی کم کرده می شه . سالیوان این روند رو بی توجهی انتخابی می نامد .
زمانیکه افراد دیگه در رابطه بین فردی سخنی می گن ویا احساس رو نشون میدن که در ما اضطراب ایجاد می کنن آزمایش ما از بقیه صورت منفی به خود میگیره ودر نتیجه افراد نسبت به هم احساس غریبگی می کنن . پس در درمان لازمه دکتر به این نکته مهم توجه کنه که رفتارای بینظم مریض حاصل رانده شدن اون و تلاش الکی ای بوده که واسه گرفتن محبت وتوجه بقیه انجام داده .
اون میگه یکی از منابع نا آرومی ، اضطرابه اضطراب از تهدیدهای واقعی یا خیالی ناشی می شه شدید ترین شکل نا آرومی که در اضطراب ظاهر می شه وحشته . اضطراب حالتیه که باید از اون دوری کرد چون با کارکرد کار اومد پشت سر هم ارضای نیاز روابط میان فردی بد و تفکر پریشون تداخل می کنه . اندازه اضطراب کلا در نتیجه شدت تهدید فرق می کنه . اضطراب بیشتر در نتیجه شکست در روند پرستاری از مادر به کودک منتقل می شه کاهش اضطراب به احساس امنیت میرسه .

مطلب مشابه :  چرا استرس خطرناکه؟