دانلود پایان نامه

کمرویی را در کودکان فرزند خوانده بر مبنای جنبه بیولوژیکی مادرانی که جمع گرا و جامعه پذیر هستند،پیش بینی کند. تفاوت های فیزیولوژیکی در میان کودکانی با بازداری مفرط و عدم بازداری، با بالا بودن و یا ثبات ضربان قلب مشخص می شود. در سنین 2 تا 5 سالگی، در کودکانی که بازداری بیشتر ادامه می یابد، در برخورد با همسالان جدید و بزرگسالان رفتار تودار و ساکت بودن را نشان می دهند (رزنیک و دیگران، 1986).

با وجود این شواهد، اغلب محققان تاکید دارند که اثرهای ژنتیکی تنها سهم کوچکی از خود برچسب زنی کمرویی را برعهده دارند. حتی آمادگی های وراثتی می تواند تغییر کنند.کودکان و نوجوانان فرزندخوانده، بعضی از سبک های اجتماعی والدین ناتنی شان را کسب می کنند (دانلیز و پلامین، 1985) و کودکان و نوجوانان نوپایی که دچار بازداری فوق العاده ای هستند، در بیشتر اوقات در طول تلاش والدینشان، بیشتر احساس راحتی اجتماعی می کنند (رزنیک و دیگران، 1986).
عوامل زیادی در به وجود آمدن کمرویی مؤثرند. از نظر زیمباردو و هندرسون (1996) برخی از جنبه های کمرویی حاصل یادگیری است و زمینه های فرهنگی، محیط و شرایط خانوادگی و همچنین الگوهای رفتاری و اجتماعی زمینه مساعدی ا برای بروز کمرویی ایجاد می کند.
کمرویی یک پدیده روانی اجتماعی است که بر اثر روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی اجتماعی در مراحل اولین رشد،در خانه و مدرسه پدیدار می گردد.محیط خانواده و تجارب اولیه کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد.در این الگوهای رفتاری بزرگسالان،برنامه های تلویزیون،نحوه و میزان ارتبطات عاطفی،کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تاثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا پدیدآیی اضطراب و کمرویی کودکان می تواند داشته باشد.کمال جویی و آرمان گرایی فوق العاده والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان، وادارکردن آنان به رفتارهای کلیشه ای و قالبی و عکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی، سخت گیری بیش از حد از کودکان و نوجوانان و داشتن توقعات زیاد از آنان ،تنبیه ها، تحقیر ها و تهدیدهای ناروا و یا حمایت های افراطی و غیر ضروری از فرزندان از اصلی ترین زمینه های رشد معیوب اجتماعی کودک و بروز کمرویی به شمار می آیند (ویزدم ، اگنر ، 2007).
همچنین منابع مختلفی از قبیل طلاق که در دوران کودکی ضربه آمیز بوده و موجب استرس می گردد، احتمالا می تواند در دوران نوجوانی موجبات کم حرفی وی را فراهم کند. همچنین کودکی که در دوران اولیه زندگی خود، مهارت های اجتماعی لازم را برای برقراری حداقل ارتباط های میان فردی کسب نکرده باشد، در سنین بعدی و در دوران نوجوانی احتمالا بازداری اجتماعی از خود بروز می دهد. همچنین ممکن است نوجوان تحت تاثیر الگوهای مثبت معدود، دچار کمرویی شود. یادگیری مشاهده ای مهارت های اجتماعی از طریق نگاه کردن به دیگر نوجوانان ممکن است در کمرویی وی دخیل باشد. یادگیری غیرمستقیم از طریق مشاهده نوجوانان کمرو نیزمی تواند به کمرویی در آنان منجر گردد (اسنهالاتا و مارتی،2003).
کروزیر(2000) یکی از علل کمرویی را بنیان بیولوژیکی آن میداند و عنوان می کند که بنیان بیولوژیکی مؤلفه ترس، اضطراب اجتماعی و کمرویی در فعالیت آمیگدال و هیپوکمپ است. هنگام برانگیختگی هیجانی و رفتاری، بخش مشبک (BNS) تحریک شده و این برانگیختگی به هیپوتالاموس و ساقه مفز گسترش می یابد. سپس هیپوتالاموس دستگاه عصبی سمپاتیک را فعال می کند و نشانه های فیزیولوژیکی مانند لرزیدن، افزایش ضربان قلب و تنوس ماهیچه ای ظاهر می شود (رابین و بورگس،2001).
به اعتقاد زیمباردو (1988) کمرویی یک واکنش ناشی از ترس نسبت به وقایع اجتماعی است که حاصل یکی از موارد زیر می باشد: دارا بودن تجربه منفی در گذشته از برخورد با مردم در موقعیت های مشخص، خواه از طریق تماس مستقیم یا مشاهده بلایی که بر سر دیگران آمده است. عدم فراگیری مهارت های اجتماعی، انتظار عملکرد ناشایست داشتن، مدام نگران عملکرد منفی خود بودن به جهت ارزیابی منفی از جانب دیگران، همچنین مهاجرت و عوامل نژادی و فرهنگی و از دست دادن هویت (پارسا، 1386).
بخشی از علت افرایش میزان کمرویی در نوجوانان می تواند مربوط باشد به افزایش وابستگی به انواع ارتباط های غیرانسانی که ناشی از پیشرفت های عظیم در فناوری است. دانش آموزان و نوجوانان امروزه برای استفاده از بازی های ویدیویی، بازی های سی دی رام رایانه ای،سایت های اینترنتی،دوست یابی از طریق ارتباط الکترنیکی و پیدا کردن اتاق های چت زنی زمان زیادی را صرف می کنند.که همین امر می تواند کمرویی را در آنها تشدید کند چراکه ممکن است جانشینی باشد برای روابطی که افراد به طور مستقیم و متقابل با یکدیگر برقرارمی نمایند (گودینو و لو،2010).
در اوایل نوجوانی،کمرویی به حداکثر رشد خود می رسد. برخوردهای اجتماعی جدید در بیشتر اوقات، بخصوص در فرد کمرویی که احساسش متمرکز برخودش است، از علل دائمی کمرویی است. محققان تغییر سریع محیط اجتماعی و فشارهای رقابتی در مدرسه و محیط کار را در گسترش کمرویی میان عموم مردم دخیل دانسته اند. والدینی که دائما توجه خود را به این جلب می کنند که دیگران در مورد فرزندشان چه فکر می کنند، یا چگونه به فرزند کوچک خود استقلال بدهند، ممکن است احساس کمرویی را در فرزندانشان تشویق و تقویت کنند (لوت واک ، فراری و چیک، 2005).
2-3-6-نظریه های کمرویی:
2-3-6-1-نظریه روان تحلیل گری:
فروید یکی از نظریه پردازان روان تحلیل گری است که نظریه او به نوعی با جنبه های مختلف کمرویی ارتباط دارد. در این نظریه نقش کمرویی در ارتباط با بازداری از اهمیت زیادی برخوردار است. فروید بازداری را مبین محدود شدگی کنش وری”من”دانسته است. بدین معنا که “من”در سطح ساختاری دچار مشکل نیست، بلکه کنش وری آن دچار مشکل شده است (دادستان، 1387).
بنابراین وجود بازداری مستلز
م تمایزیافتگی”من” از دنیای بیرونی و حضور جدی از فعالیت است. فروید معتقد است که گاهی رخدادها واقعا تهدید کننده نیستند، بلکه سمبل و نمادهایی از تعارض حل نشدنی آنی که سرکوب شده اند هستند. به عنوان مثال چون در سنین 4 و 5 سالگی کودک امنیت خود را در وجود مادر می بیند، جدایی سریع و ناگهانی از مادر و عدم امنیت، به اعتماد به نفس او لطمه زده و در نهایت کمرویی را در او تقویت می کند (آزاد، 1384).

 
 
2-3-6-2-نظریه اریکسون:
براساس این نظریه کمرویی ممکن است که ناشی از ناتوانی فرد در حل بحران باشد. در مرحله دوم که حدود سنین 1 تا 3 سال است، مرحله”خود مختاری در برابر شرم و تردید” نامیده می شود، کودکان برای اولین بار می توانند از مقداری حق انتخاب برخوردار شوند تا نیروی اراده برانگیخته شده را تجربه کنند.هنگامی که والدین مانع از تلاش کودک برای بهره مند شدن از اراده خود انگیخته می شوند،کودک احساس تردید نسبت به خود و احساس شرم در برخورد با دیگران را پرورش می دهد و تردید در برابر صلاحیت و عدم کفایت،ممکن است منجر به کمرویی شود. در تطبیق با نظریه اریکسون، باس و آسکو (1989) عقیده دارند که شروع کمرویی بر مبنای خودآگاهی در سنین 5 سالگی است که کودک واکنش های ناشی از کمرویی را از خود نشان می دهد (شولتز، 1998؛ ترجمه سید محمدی، 1388).
2-3-6-3-نظریه اسنادی زیمباردو:
زیمباردو معتقد است که افراد کمرو از نظر کلامی و غیر کلامی کمتر ابراز وجود می کنند.کمرویی این افراد خودآگاه است و از همین مساله زجر می کشند و افکار منفی آنها منجر به بروز واکنش های متقابل اجتماهی در مورد دیگران می شود.آنها خود را شخصی نامناسب و نالایق می پندارند و توانایی خود را در برخورد با موقعیت های اجتماعی ناچیز می دانند.حتی زمانی که می دانند توانایی برخورد مناسب و مؤثر را دارند از انجام آن سرباز می زنند.آنها با تنبه خود به خاطر شکستشان نسبت به موقعیت های اجتماعی به طور معکوس واکنش نشان می دهند،بدین معنی که شکست را به کارهای غیرقابل کنترل نسبت می دهند که این شیوه انتساب منجر به بروز کمرویی و خجالت آنها در برخی شرایط می شود (زیمباردو و هندرسون، 1996).
2-3-6-4-نظریه شناختی آرنولد باس:
باس (1990) کمرویی را به دو نوع کمرویی ترسناک و کمرویی خودآگاه تقسیم می کند. کمرویی ترسناک که گاهی اضطراب از بیگانه نامیده می شود در طول اولین سال زندگی آغاز می گردد. واکنش های کمرویی ترسناک در کودکان و نوجوانان طبیعی رو به کاهش است، زیرا برای سازگار شدن با تهدیدهای بالقوه مفاهیم مناسبی را در ذهن خود رشد می دهند.کمرویی ترسناک به دلیل ویژگی های وراثتی است و در کودکانی که با طبیعت بالای ترس متولد می شوند وجود ترس های مکرر را بیشتر می کند. این شکل کمرویی تا سن 3 تا 4 سال و قبل از اینکه کودکان بتوانند دیدگاه دیگران را درک کنند ادامه می یابد. کمرویی خودآگاه با خود همچنین موضوع اجتماعی سروکار دارد. احساس اجتماعی در سن 4 تا 5 سالگی گسترش می یابد و کودکان دارای خود اجتماعی می شوند. ریشه کمرویی خودآگاه در شیوه تفکر افراد در مورد خود، بی کفایت دانستن خود و احساس نارضایتی از تعاملاتشان با دیگران است. چیک و کارنتیر (1996) در مورد نظریه باس معتقدند که رشد کمرویی خودآگاه، یک واکنش شناختی است که در نتیجه خودآگاهی و توجه بیش از حد به خود به وجود می آید. بنابراین کمرویی بزرگسالان ناشی از خودآگاهی تجربه شده در دوران کودکی و اوایل نوجوانی است (جونز و همکاران، 1996).
2-3-7-کمرویی و ویژگی های روانشناختی:

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

کمرویی در بعضی موارد می تواند نشانه های افسردگی و اضطراب را در نوجوانان ایجاد کند.
نوجوان افسرده اغلب احساس بازنده بودن که نتیجه هدف ها و توقعات بلند غیر منطقی اوست می کند. او ضرر و زیان را یا بد تعبیر می کند یا در آن مبالغه می کند یا معانی بیش از حد تعمیم یافته برای آن قائل می شود. او نه تنها در تعمیم زیاده روی می کند بلکه تمایل به بزرگ جلوه دادن گناهان شخصی و کوچک شمردن صفات شخصی دارد. مساله دیگر برچسب زدن نادرست است. شخص افسرده یک موقعیت را بد می نامد؛ آنگاه فقط به این نام گذاری تحریف یافته پاسخ می دهد نه به موقعیت واقعی آن. نوجوان افسرده تمایل دارد خود را با دیگران مقایسه کند و این موضوع خود موجب کاسته شدن از عزت نفس آنان می شود. هرگونه مواجه آنان با شخصی دیگر، فرصتی برای ارزیابی منفی از خود می شود. آنها موارد مثبت را به حداقل رسانده و موارد منفی را به حداکثر بالا می برند (لوییتز و پست، 1989).
خصوصیات نوجوان مانند ژنتیک و عوامل بیولوژیک، خلق و خو،آسیب پذیری شناختی، خودانگاره و شخصیت که در سطح 1 طبقه بندی شده اندکه در رشد و ابقای افسردگی نوجوانان نقش مهمی را دارا هستند (الوی،2001). حدود 30 درصد از همه نوجوانان، افسردگی را تجربه کرده اند (لوینسون، رود و سیلی، 1998)، اما کمتر از نیمی از آنان درصدد درمان حرفه ای برآمدند (اوستون،2000). تحقیقات نشان می دهد که حدود 8 تا 10 درصد مردم آمریکا در دوره های از زندگی شان افسردگی اساسی را تجربه می کنند و حدود 15 درصد از جمعیت به طور معناداری نشانه های افسردگی را تجربه می کنند (براون، 1994؛ سکوندا، 1993) و حدود 26 درصد از جمعیت در دوره هایی از زندگی شان احساس انزوا و تنهایی را تجربه کردند (برادبوم، 1999).
نشانه های هیجانی افسردگی، خلق ملول را در بردارند که شدت آن از ناامیدی های معمولی و هیجان های غم انگیز گاه و بیگاه زندگی روزمره بیشتر است.این ملالت می تواند به صورت دلتنگی شدید یا بی علاقگی زیاد به جنبه های قبلا لذت بخش زندگی، پدیدار شود (سید محمدی، 1385).
از طرفی اضطراب به طور گسترده ای به عنوان، حوادث و شرایط محیطی که به طور عینی سلامت فیزیکی و روانی افراد را تهدید می کند تعریف شده است(گرنت،2003 ).
بررسی های اخیر نشان داده اند که اختلال های اضطرابی دارای بیشترین فراوانی در سطح کل جمعیت هستند.اگرچه اضطراب در وهله اول، به خصوص در قالب اضطراب بزرگسالی پدیده ای رایج، شناخته شده و فراگیر به نظر می آید، اما بررسی گام به گام آن از حد کودک شیرخوار و در طول مراحل کودکی و نوجوانی، نشان دهنده اهمیت و وسعت این اختلال و تنوع شکل گیری و گوناگونی نشانه های آن است، تا جایی که برای پاره ای از مؤلفان، رفتارهای مرضی را می توان به منزله انواع راه حل هایی دانست که نوجوان در مقابل اضطراب اتخاذ می کند (دادستان،1384).
حدود 30 درصد از همه نوجوانان افسردگی را تجربه کرده اند (لوینسون، رود و سیلی، 1998) اما کمتر از نیمی از آنان درصدد درمان حرفه ای برآمدند (اوستون، 2000).
حدود 8 تا 10 درصد مردم آمریکا در دوره های از زندگی شان افسردگی اساسی را تجربه می کنند و حدود 15 درصد از جمعیت به طور معناداری نشانه های افسردگی را تجربه می کنند (براون، 1994؛ سکوندا، 1993) و حدود 26 درصد از جمعیت در دوره هایی از زندگی شان احساس انزوا و تنهایی را تجربه کردند (برادبوم، 1999).
2-3-8-ارتباط خانواده با ویژگی های روانشناختی:
نتایج تحقیقات و شواهد گسترده نشان می دهد که عوامل خانوادگی در رشد و ابقای افسردگی نوجوانان نقش مهمی را ایفا می کنند (سندر و مک کارتی ، 2005).
محیط خانوادگی، ارتباطات خانوادگی، زناشویی (کامینگز، کلر و دیویس، 2005)، رفتار والدین (الوی ، آبرامسون ، اسمیت ، گیب و نیرن ، 2006) و دلبستگی (سکسون، گلنویل و کاسلو،2001) با رشد و ابقای نشانه ها و اختلالات افسردگی و اضطرابی کودکی و نوجوانی مرتبط است (بیرماهر،2000).
این نتایج برآمده از تحقیقات گوناگون خانوادگی و جمعت شناختی و بررسی جنبه های گوناگون ارتباطات خانوادگی است (گودمن و گوتلیب، 1999؛سندر و مک کارتی، 2005؛ شیبر،هوپس و دیویس،2001).
تحقیق بر روی خانواده و عوامل خانوادگی مرتبط با افسردگی و اضطراب نوجوانان، اغلب موارد شامل آسیب شناسی روانی، الگوهای تربیتی، کارکرد زناشویی و ساختار خانوادگی آنها می باشد (کوون و کوون، 2002؛ دیویس و کامینگز، 2006؛ گودمن و گاتلیب، 1999؛ شیبر، 2001).
اختلالات افسردگی در کودکان و نوجوانان با مثلث شناختی توصیف شده توسط “بک”(1967) که ریسک فاکتورها برای اختلالات اضطرابی، افسردگی عمده دوران کودکی،افسردگی عمده دوران نوجوانی، وابستگی الکل در نوجوانان و اوایل بزرگسالی و اختلالات اجتماعی را پوشش دهد مرتبط شده است (وینتر ، زویندرمن و گیکوپ ، 2002).
اثر افسردگی والدین از طریق سه نسل مورد بررسی قرار گرفته است: بچه هایی که در خانواده هایی بزرگ می شوند که دو نسل در آن ها افسرده هستند (والدین و پدربزرگ و یا مادر بزرگ) ریسک بالاتری برای آسیب شناسی روانی و ابتلا به افسردگی را دارا هستند در مقایسه با کودکانی که در خانواده هایی بزرگ می شوند که فقط

دیدگاهتان را بنویسید