دانلود پایان نامه

پدیده ای اجتماعی بدانیم، ضرورت آن را باید در لزوم مشارکت سیاسی بر مبنای ارزشهای سیاسی و شناخت هویت ملی جستجو کنیم. تأثیری که احزاب سیاسی در مسأله مشارکت دارند، متفاوت است.
احزاب سیاسی ائتلاف تشکیل می دهند تا در میان صاحبان منافع متعارض به چانه زنی بپردازند. آنها در اولویتهای متنوع و گوناگون حامیان متعصب خویش را جمع نمی کنند. احزاب سیاسی منافع متضاد و متفاوت را در یک کانون جمع کرده و به شکل یک تصمیم عمومی در می آورند که بیانگر نیات و
خواسته های مشترک است.
بیان و تجمیع خواسته ها و تقاضاها، به این معنا که تقاضاهایی که بر اساس بیان خواسته ها جمع گردیده به صورت خط مشی های کلی تنظیم می گردد و به عنوان سیاستهایی اعلام می شود.
دانیل لوئی سلر، نویسنده فرانسوی نیز معتقد است که احزاب سیاسی نماینده تضادهای موجود در جامعه اند و نقش میانجی را بین مردم و زمامداران بر عهده دارند.
برای تحلیل نقش احزاب رقابتی در زمینه تجمیع منافع، باید نه تنها تک تک احزاب، بلکه همچنین ساختار احزاب، هیأت رأی دهندگان، قوانین انتخابات، و نهادهای سیاستگذاری را که در یک نظام رقابت آمیز حزبی با یکدیگر تعامل دارند مدنظر قرار دهیم. در یک نظام رقابت آمیز حزبی، تجمیع منافع نوعاً در یک یا چند سطح صورت می گیرد. مثلاً در درون تک تک احزاب مانند وقتی که حزب، نامزدهایی را برای پیشنهاد تصویب می کند؛ از طریق رقابت انتخاباتی مانند وقتی که رأی دهندگان از احزاب مختلف به درجات متفاوتی حمایت می کنند؛ و از طریق چانه زنی و تشکیل ائتلاف در مجلس قانونگذاری یا در قوه مجریه.
آلموند و پاول نیز به نقش احزاب در تسهیل ورودیها خروجیهای نظام سیاسی اشاره می کنند. احزاب وسیله مناسبی برای تجمیع منافع و تبدیل آنها به شعارهای سیاسی هستند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گفتار پنجم- حفظ ثبات سیاسی
احزاب سیاسی از ابزارهای توسعه و ثبات سیاسی و تقویت امنیت و مشارکت مدنی، نهادمند، نظم طلبانه و تشکیلاتی را در فضای رقابتی سالم، همراه با قبول قواعد بازی در پی خواهد داشت. هانتینگتون معتقد است که چون نیروهای جدید اجتماعی که طی فرآیند نوسازی به وجود آمده اند، خواهان مشارکت سیاسی گسترده هستند از این رو، ثبات جامعه در گرو آن است که بتواند این سطح فزاینده مشارکت سیاسی را جذب نمایند. احزاب به ویژه در صورتی که قبل از گسترده شدن سطح مشارکت به وجود آمده باشند،
می توانند به عنوان ابزارهای نهادهای اصلی برای سازماندهی این مشارکت سیاسی به شکلی سازنده و مشروع عمل نمایند. به نظر هانتینگتون، ترکیبی از مشارکت گسترده و سازماندهی قوی حزبی می تواند مانعی بر سر راه بروز خشونت و سیاست نابهنجار باشد. در صورتی که احزاب سیاسی ضعیف باشند، خطر مداخله نظامیان در سیاست افزایش می یابد. بدین علت، ثبات هر نظام سیاسی در حال نوسازی بستگی به قدرت احزاب سیاسی آن دارد و یک حزب هم زمانی می تواند قدرتمند باشد که از حمایت قوی و نهادینه توده ها برخوردار باشد.
مثال مورد بالا ترکیه است که پس از برگزاری همه پرسی تغییر قانون اساسی، قدرت نظامیان تا حدود زیادی کاهش پیدا کرد و این روند ناشی از فعالیتها و تلاشهای حزب اسلامگرای عدالت و توسعه بود که نه تنها در ترکیه بلکه در منطقه خاور میانه و حتی در سطح بین المللی نیز توانست خود را به شکلی فعالانه معرفی نماید و ثبات سیاسی این کشور به میزان زیادی مدیون قدرت و مانور سیاسی و هوشمندانه این حزب است.
در حقیقت، احزاب سیاسی به مثابه روزنه و دریچه اطمینان، مجاری خشونت را به عامل سازندگی تبدیل کرده و هیجانات فردی از طریق روندهای اطمینان بخش احزاب جذب می شوند. مسلماً با این روش، نظام سیاسی دیگر شاهد خشونتهای مخرب و ویرانگر نخواهد بود و ثبات سیاسی و امنیتی را استمرار خواهد بخشید.
احزاب صرفنظر از نوع، نه فقط ابزاری برای جمع شدن نخبگان، بلکه مهمتر از آن ابزاری هستند برای جامعه پذیری سیاسی که به عادات و رفتارها نسبت به حکومت شکل می دهند. احزاب با تعیین امور مهم از غیر مهم، مشخص کردن موضوعات معاصر تاریخی برای مردم و با تحلیل و توضیح عامه فهم سیاستها و برنامه های دولتی، می توانند به برانگیختن منافع و احساسات در فرآیند سیاسی اقدام کنند. حزب به مردم کمک
می کند که از دوران کودکی، شماری از ارزشها را در مورد حکومت و شکل مناسب فرآیندهای سیاسی در خود به وجود می آورند. این امر به خصوص در مورد کشورهای در حال نوسازی که اختلاف بین نسلها زیاد بوده و جامعه پذیری سیاسی بسیار متنوع است، اهمیت زیادی دارد.

با نگاهی اجمالی به مواضع حزب کارگر، و نیز تاریخچه احزاب در بیشتر نظامهای پارلمانی به این نتیجه
می رسیم که در نظام های پارلمانی احزاب سیاسی، درصدد کنترل دولت و مهار آن بوده و کمتر به فکر انقلاب و دگرگونی در سطح وسیع آن هستند. بنابراین نقشی که احزاب در نظام های پارلمانی برعهده دارند، بایستی در جهت تعادل در نظام سیاسی و ایجاد ثبات سیاسی باشد و در عمل نیز مشاهده می گردد که علیرغم اینکه به زعم برخی صاحبنظران، احزاب سیاسی در مواردی تفکیک قوا را زیر سؤال می برند و علاوه بر دست گرفتن اکثریت مجلس نمایندگی در تشکیل دولت هم نقش کلیدی را ایفاء می نمایند؛ لکن در عمل این احزاب این نکته را به اثبات رسانده اند که توانسته اند نظام سیاسی باثباتی را رهبری کرده و ضمانت اجرای آن هم در دست مردم قرار گیرد. بدین ترتیب که در صورت نارضایتی از عملکرد احزاب سیاسی این مردم هستند که وارد عمل شده و تعادل را برقرار می کنند.
گفتار ششم- نقش احزاب در تقویت و تثبیت دموکراسی
یکی از وجوه مشخصه حکومتهای حاضر تکامل سریع احزاب سیاسی است و این احزاب در هر کشوری که حکومت استبدادی از آن رخت بربندد و قدرت دموکراسی و حکومت مردم بر مردم جانشین آن شود، طلوع می نماید. دلیل به وجود آمدن این احزاب مشکل نیست و بطور کلی عقاید مردم راجع به اعمال و رفتاری که حکومت باید انجام دهد، منتهی به عوامل مادی و اقتصادی می گردد. ولی به طور خلاصه، اختلاف عقاید مردم ناشی از تبلیغات، اغراض سیاسی، اجتماعی، انتقادی و یا توجه به یک فلسفه و سیاست بخصوصی است و همه اینها ناشی از عوامل مادی است. به تجربه ثابت شده است که نظریات و عقایدی به عنوان پایه سیاست عمومی قرار می گیرد که عده بیشتری از مردم را برای یک هدف و عمل مشترک، متحد و متمرکز سازد. راه رسیدن به هدف مشترک عبارت است از نفوذ در مجامع قانونگذاری و اشغال پستهایی که در تعیین خط مشی سیاسی کشور نقش مؤثر دارد. نتیجه آنکه برای آنکه مردم در یک دموکراسی، نقش مؤثری را در زندگی سیاسی ایفا نمایند، بایستی تشکیل مجامع و جمعیتهایی را بدهند که افراد آن از حیث آراء و عقاید به هم شبیه و نزدیک باشند. پس احزاب سیاسی محصول توافق عده زیادی از مردم درباره یک عمل عمومی و یک سیاست بخصوص هستند. به طور کلی یک حزب سیاسی عبارت است از اجتماع اشخاصی است که از لحاظ تفکر و یا عمل توافق داشته و در راه نیل به هدف سیاسی واحد تلاش می کنند و از این لحاظ با اجتماعات و توده های عادی فرق دارد. سیاست حزبی، بی گمان منتج به دو نتیجه غیر قابل انکار می گردد. نخست؛ مردمی که در یک حکومت دموکراسی زندگی می کنند، اجازه دارند تا تفکر کنند، آزادانه مخالفت نمایند و آزادانه عقاید خود را منتشر نمایند. این مردم با استعداد و قابلیت ذهنی و معنوی مختلف به دنیا آمده اند و محیط به فراخور مقتضیات، موقعیت و عوامل مختلف برای تعلیم و تربیت قابلیتهای متفاوتی را در اختیار آنها گذارده است. بنابراین، محیط و معلومات و در نتیجه عقاید آنها از نظر اختلاف سطح زندگی، معلومات، تعصبات و اختلافات سطح فکر با یکدیگر متفاوت است. لذا در یک محیط ممکن نیست تنها یک حزب سیاسی به وجود آید. زیرا چنانکه گفتیم عقاید و نظریات و محیط برای هرکس جنبه جداگانه ای داشته است. دوم اینکه، هرگز در یک کشور دموکراتیک، شخص واحدی نمی تواند زمام امور حکومت را به تنهایی به دست گرفته و از سوی دیگر یافتن عده زیادی از مردم که در تمام وجوه زندگی سیاسی با هم کاملاً هم عقیده و هم رأی باشند، غیرممکن و نشدنی است. بنابراین، تنها شانس موفقیت برای یک فرد این است که با عده ای همساز گردد که عقایدشان با آرمانها و مطلوب وی تا اندازه زیادی نزدیک و مشابه باشد و با کمک آنها بتواند این وجوه تشابه را یکی کرده و آن را به مرحله اجرا گذارد. لذا در یک شهر یا در یک کشور ممکن نیست که تعداد احزاب سیاسی مساوی با تعداد مردم آن ناحیه باشد. در یک نظام پارلمانی رأی دهندگان با رأی خود دو جنبه از زندگی سیاسی را رقم می زنند. بدین معنا که اگر حکومت و قدرت را به حزب اکثریت تفویض می کنند؛ وظیفه نظارت و انتقاد را نیز به حزب اقلیت می سپارند. در واقع، عدم موفقیت حزب اقلیت در انتخابات آنها را از صحنه به کلی خارج نکرده و مدموریت جدیدی برای آنان تعریف می شود. بنابراین با اندک تأملی در می یابیم که در عرف و قانون اساسی انگلستان به اقلیت موقعیت رسمی داده شده و در مجلس عوام این کشور یک نفر به عنوان رهبر حزب مخالف دولت وجود دارد.
به هر حال وجود احزاب سیاسی در جوامع بیان نوعی مردم سالاری و نشانه اقتدار و قدرت سیاسی و اجتماعی است که با ظرفیت سیاسی خود، وجود گروههای مختلف با افکار متفاوت را متحمل می شوند و باعث تسامح، تساهل و چندگانه گرایی سیاسی در جامعه می شوند.
دکتر بشیریه در کتاب “دولت عقل” خود اظهار می دارد: «در دموکراسی های امروز منظور از اپوزیسیون احزاب و گروه های سیاسی سازمان یافته ای است که مخالف حکومت مستقر است و تحت حاکمیت قانون از ان انتقاد می کند و در صورت کسب آراء اکثریت مردم در انتخابات آزاد قدرت سیاسی و اداره امور کشور را به دست می گیرند. بر عکس در حکومت های دیکتاتوری اپوزیسیون شامل احزاب و گروه های سازمان نیافته ای است که مخالف پرسنل سیاسی حاکم یا سیاست های جاری و یا حتی کل نظام سیاسی می باشند و بدون برخورداری از مجوزهای قانونی و به انتقاد از دولت می پردازند و یا حتی به مبارزه برمی خیزند؛ بدون آنکه امکان به دست آوردن قدرت از طریق مسالمت آمیز را دارا باشند.

گفتار هفتم- وضعیت حقوقی احزاب و محدودیتهای وارد بر نقش احزاب سیاسی
به لحاظ حقوقی، احزاب توسط قوانین اساسی کشورهای گوناگون به رسمیت شناخته شده اند. برای نمونه، ماده 4 قانون اساسی فرانسه مقرر می دارد: «احزاب و گروههای سیاسی در بیان آرا و عقاید ملی مشارکت دارند. آنها آزادانه تشکیل شده و فعالیت می کنند و باید اصول حاکمیت ملی و مردم سالاری را رعایت کنند». پس از به رسمیت شناخته شدن این نهادها در قانون اساسی، قوانین و مقررات متعددی وضعیت حقوقی احزاب و تأمین مالی فعالیتهای آنها را از راه درآمدهای عمومی یا غیره روشن می کنند.
در بسیاری از کشورها از جمله انگلستان، نقش احزاب سیاسی در قانون اساسی مبهم مانده و یا حداقل اصول آن غیر مدون مانده است. این امر باعث شده تا در اذهان این تصور پیش آید که احزاب در ایفای نقش خود در نظام سیاسی کشور با هیچ محدودیتی مواجه نیستند و در نتیجه با نوعی دیکتاتوری حزبی مواجه هستیم.
در نظام حقوقی انگلستان چه در حقوق اساسی و چه در قوانین عادی، مقررات خاصی در مورد احزاب سیاسی وجود ندارد. حتی قانون انتخابات هم درباره احزاب سیاسی ساکت است. به نظر می رسد تشکیلات سیاسی احزاب براساس سنت و عرف رایج در این کشور است و همان اصول عدل و انصاف که بر حقوق عرفی انگلستان حاکم است، در مورد احزاب سیاسی نیز صادق و جاری است.
اصل 6 قانون اساسی اسپانیا، مقرر می دارد: «احزاب سیاسی مروج پلورالیسم سیاسی هستند. وظیفه آنها انعکاس خواسته های مردمی بوده و ابزار اصلی مشارکت در

دیدگاهتان را بنویسید