است، از این رو است که امروزه مسئله بهداشت روان از اولویت های برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان جوامع است.
سوم: این که کمرویی یک هیجان پنهان و نادیده گرفته شده است که در زندگی بسیاری از افراد آشفتگی و هرج و مرج را بروز داده است. بررسی های انجام شده نشان می دهد که بیش از 50 درصد مردم در زندگی شان شکل های مختلف کمرویی را در درجات متفاوت تجربه می کنند.
هرچند یک کودک کمرو ممکن است به ظاهر هیچ گونه ناراحتی برای معلمان و والدین ایجاد نکند، ولی به سبب رنج ناشی از احساس ناامنی و بی کفایتی از ناشادترین کودکان خواهد بود که پیوسته به دنیای درون خود پناه می برد. بنابراین با توجه به پیامد های جبران ناپذیر کمرویی در زمینه های مختلف رشدی، و از آن رو که می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده در رشد و گسترش ظرفیت ها، استعدادها و توانمندی های افراد تأثیرگذار باشد، بایدآن را به عنوان یک مسأله میان فردی ناسالم در رفتار کودکان و بزرگسالان مورد توجه قرار داد.
هرکس دودل بودن یا خجالتی بودن را در موقعیت های جدید اجتماعی احساس کرده است. با وجود این، گاهی اوقات کمرویی ممکن است از طریق تداخل در حداکثر رشد اجتماعی کودکان و نوجوانان، یادگیری شان را نیز محدود کند. کمرویی اگر به عنوان یکی از خصایص رشدی شکل بگیرد، چنین کودکان و نوجوانانی احتمالا آسیب پذیر خواهند بود. همسالان ممکن است آنها را طرد کنند و آن ها شانس کمی برای رشد مهارت های اجتماعی خود داشته باشند. در کودکانی که کمرویی به طور مفرط به سنین نوجوانی و بزرگسالی گسترش می یابد،آن ها خودشان را منزوی تر توصیف می کنند و دوستان کمی دارند و روابطشان با افراد جنس مخالف کمتر از همسالان آنها است.
طبق نظر متخصصان، کمرویی یکی از جدی ترین مسایل کودکان و نوجوانان می باشد که از همان دوران اولیه رشد قابل مشاهده است و می تواند به ایجاد مشکلات در زمینه های مختلف سلامت روانی از قبیل کاهش اعتماد به نفس، عزت نفس و خودپنداره پایین، احساس کم ارزشی، احساس گناه، اضطراب، مشکلات ارتباطی، افسردگی، ضعف مهارت های اجتماعی، مسایل تحصیلی، حالت عصبی، مسایل روان پزشکی و…منجر گردد.
1-5-اهداف پژوهش:
هدف کلی :شناخت رابطه عملکرد خانواده با ویژگی های روانشناختی و کمرویی نوجوانان.
اهداف جزیی:
شناخت عملکرد خانواده نوجوانانی که از کمرویی رنج می برند.
بررسی میزان اضطراب نوجوانان کمرو.
بررسی میزان افسردگی نوجوانان کمرو.
1-6-فرضیه های پژوهش :
– عملکرد ضعیف خانواده با کمرویی نوجوانان رابطه مستقیم دارد.
-بین میزان کمرویی و اضطراب رابطه مستقیم وجود دارد.
-بین میزان کمرویی و افسردگی رابطه مستقیم وجود دارد.

1-7-تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم و متغیرهای پژوهش:
– عملکرد خانواده:
تعریف نظری: پیچیدگی ناشی از نحوه ی تأثیر و تعامل عوامل متعدد در شکل گیری ماهیت و مفهوم خانواده در هر فرهنگ، تعریف عملکرد خانواده یا ناکارآمدی خانواده یا اختلال عملکرد خانواده را مشکل می‎سازد. عملکرد خانواده به نقش افراد خانواده، ساختار قدرت و تصمیم گیری در خانواده و اتحاد والدینی بستگی دارد و کارآمدی کلی خانواده را نشان می دهد(والش ، 1993).

 
 
اختلال در عملکرد خانواده در حقیقت اختلال در ساختار کلی خانواده است(گلدنبرگ و گلدنبرگ،2007؛ به نقل از براوتی، 1386).
تعریف عملیاتی: نمره ای است که براساس پرسشنامه مقیاس سنجش خانواده مک مسترFAD)) به دست می آید.
-کمرویی:
تعریف نظری: مفهوم کمرویی به احساس ترس به هنگام مواجه با موقعیت های اجتماعی تازه و نگرانی در مورد ارزیابی منفی دیگران اشاره دارد(گودینو و لو،2010).

تعریف عملیاتی: نمره ای است که افراد مورد مطالعه از طریق اجرای پرسش نامه کمرویی که توسط “سموعی” تنظیم شده است به دست می آورند.

-افسردگی:
تعریف نظری:افسردگی به عنوان خلق ملول که شدت آن از ناامیدی های معمولی و هیجان های غم انگیز گاه و بیگاه زندگی روزمره بیشتر است تعریف شده است.این ملالت می تواند به صورت دلتنگی شدید یا بی علاقگی زیاد به جنبه های قبلا لذت بخش زندگی پدیدار شود(سیدمحمدی،1383).
تعریف عملیاتی: نمره ای است که براساس پرسشنامه افسردگی بک (BDI II، بک،استر و براون،1996) به دست می آید.
-اضطراب:
تعریف نظری: اضطراب به طور گسترده ای به عنوان،حوادث و شرایط محیطی که به طور عینی سلامت فیزیکی و روانی افراد را تهدید می کند تعریف شده است(گرنت،2003).
تعریف عملیاتی: نمره ای است که براساس پرسشنامه اضطراب بک به دست می آید.
-ویژگی های روانشناختی:

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

منظور از ویژگی های روانشناختی در این تحقیق بررسی میزان اضطراب و افسردگی در نوجوانان است.

مطلب مشابه :  دانلود رایگان پایان نامه مدیریت دربارهتوسعه اقتصادی

فصل دوم
مرروی بر یافته های نظری
و پژوهشی در قلمرو مساله مورد بررسی

در این فصل نیز ما مروری بر پیشینه پژوهشی و نظری در قلمرو مساله مورد بررسی داریم و از ابعاد مختلف این مساله را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهیم.
2-1-خانواده و تعاملات آن:
خانواده اولین و مهمترین منبع جامعه پذیری کودک است. در سالهای اولیه تنها روابط در دسترس کودک، والدین او هستند. تعامل و رابطه هیجانی بین کودک و والدین انتظارات و پاسخهای آتی کودک در روابط اجتماعی را شکل می دهد. باورها، ارزشها و بازخوردهای یک فرهنگ از طریق فیلترهای خاص خانواده به کودک منتقل می شود (هترینگتون و پارک ، 2005).برخی محققان بر این باورند که رفتار والدین تعیین کننده رفتار کودکان است. کودک در سنین اولیه با قرار گرفتن در شبکه روابط پیچیده خانواده، به شناخت خود ودنیای اطراف خود نایل می شود.تمامی متغیرهای مربوط به کودک مثل خودپنداره، عزت نفس، خویشتنداری و قابلیتهای ارتباطی ماحصل نظامهای آموزشی و تربیتی خانواده است(استافورد و بیر ، 1993؛گولدنبرگ، 2007).
خانواده به عنوان مهم ترین واحد جامعه بیشترین تاثیر را بر شکل گیری شخصیت فرزندان دارد.کودک به هنگام تولد هیچ درک و فهمی از موجودیت خود ندارد اما به تدریج گونه ای از آگاهی و دانش ابتدایی را در مورد خود به واسطه تعامل با محیط و به خصوص خانواده شکل می دهد. رفتارها و تعاملات والدین باعث می شود که فرزندان انگاره و تصور خاصی را در مورد موجودیت خود شکل دهند.هر خانواده به شیوه مخصوص خود بر فرزند خود تاثیر می گذارد، از جمله عوامل مهمی که بر شکل گیری شخصیت نوجوانان موثر است عبارتند ازعوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و…(گولدنبرگ، 2001).
خانواده چیزی بیش از مجموعه افرادی است که در یک فضای مادی و روانی خاص به سر می برند. خانواده یک نظام اجتماعی و طبیعی است که ویژگی های خاص خود را دارد. نظام اجتماعی مجموعه ای از قواعد و اصول را ابداع و برای اعضای خود نقش های متنوعی تعیین می کند. رابطه اعضای خانواده رابطه ای عمیق و چند لایه است که عمدتا بر اساس تاریخچه مشترک، ادراک ها و فرض های مشترک و درونی شده راجع به جهان، و اهداف مشترک بنا نهاده شده است. در چنین نظامی افراد توسط علایق و دلبستگی های عاطفی نیرومند، دیرپا و متقابل به یکدیگر متصل شده اند. ارزش اصلی خانواده حاصل شبکه روابطی است که توسط اعضای آن به وجود آمده است (گلدنبرگ، 2000؛ ترجمه حسین شاهی، 1386).
از طرفی ارتباط مؤثر، سنگ بنای خانواده سالم و موفق است. به عبارتی وقتی خانواده از الگوهای ارتباطی مؤثر استفاده می کند، انتقال و درک واضحی از محتوا و قصد هر پیامی دارد و مسئولیت اجتماعی کردن فرزندان و دستیابی به نیازهای روحی و روانی اعضای خانواده و شرکت در اجتماع را می تواند به خوبی انجام دهد. نوع نظام خانواده و الگوهای ارتباطی آن اثر مهمی بر اعضای خانواده دارد زیرا شخصیت، یادگیری، توسعه و ابقا اعتماد به نفس و قدرت انتخاب و تصمیم گیری منطقی افراد خانواده همه به نوع ارتباطات و نحوه انتقال اطلاعات بین اعضای خانواده وابسته است (ابراهیمی، 1372).
بهداشت روان کودکان به میزان کفایت اجتماعی و عاطفی که توسط خانواده در طی رشد تامین می گردد، بستگی دارد. در خانواده ای که عشق و علاقه به اندازه کافی مبادله می شود، سلامت عاطفی اعضای تا حد زیادی تامین می گردد. خانواده اولین و مهمترین محیطی است که فرد را از کیفیت روابط انسانی آگاه می کند. طبق نظر اکثر روانشناسان، تجربیات سالهای اول زندگی که غالبا در محیط خانواده اتفاق می افتد، زیربنای شخصیت فرد را سازمان می دهد. بدون تردید،کودک در محیط خانواده با معیارهای ارتباطی، اخلاقی، تربیتی و ارزش های اجتماعی آشنا می شود. این تجربیات، رفتارها، نگرش ها، آرمانهای تحصیلی، اعتقادات و باورهای مذهبی، سیاسی و اقتصادی و نوع حرفه فرد را تا حدودی زیادی مشخص می کند (احدی و بنی جمالی، 1378).
از نظر پاترسون (1982)، مشکلات رفتاری کودک در ارتباطی تنگاتنگ با بافت تعامل خانواده دارد. دو رویکرد اساسی برای تشخیص وجود دارد: 1- رویکرد مقوله ای و 2- رویکرد ابعادی . رویکرد مقوله ای که DSM از آن جمله است بیان می دارد که اختلالات تا حدی از هم مستقل است، بطوریکه می توان برای هر یک سبب شناسی و تصویر بالینی مجزایی را ترسیم کرد. با این وجود، تحقیقات اخیر، تردیدهایی را به وجود آورده است. رویکرد ابعادی دیدگاهی متفاوت دارد. در این رویکرد تعدادی بعد فرض می شوند (همچون افسردگی، پرخاشگری، اضطراب و تکانشگری) که می توان آنها را از لحاظ تجربی اثبات کرد و در عین حال با یکدیگر همپوشی دارند. نکته مورد بحث در این رویکرد قانون نگر بودن آن است. روش شناسی این رویکرد اساسا بر پایه هنجارهای آماری و گروهی بوده و وضعیت یک کودک را تنها می توان در مقایسه با وضعیت سایر کودکان در گروه های بهنجار و مرضی، تعبیر و تفسیر کرد.(پاترسون،1982)
دوبس و پیرون (1999) معتقدند که خانواده ها با وجود تشابه کلی، از ویژگی ها و ساختار متنوعی برخوردارند که احتمال می رود این تفاوت ها در وضع روانی و رفتاری اعضای آنها منعکس گردد. از نظر آنان خانواده محیط طبیعی کودک است و در رشد فرد تاثیر به سزایی دارد. اما این محیط به طور وسیعی از یک خانواده به خانواده دیگر تفا
وت می کند. به این ترتیب که خانواده ها از یک سو برحسب جوامعی که در آنها به وجود آمده اند و از سوی دیگر براساس ساختار داخلی با یکدیگر متفاوت هستند.
پدر و مادر (والدین) به عنوان نقطه ثقل خانواده بیشترین تاثیر را در جهت دهی و ایجاد شرایط متنوع و مناسب برای فرزندان دارند. ویژگی های شخصیتی، ارتباطی، اخلاقی، اجتماعی و تربیتی ایشان می تواند تاثیر مستقیم بر وضعیت روانی فرزندان داشته باشد.زیرا مطالعات نشان داده اند مادرانی که تسلط بر نفس و حس اعتماد را خیلی زود به فرزندانشان القا می کنند، فرزندان آنها از نظر شکوفایی و رشد شخصیت در سطح بالاتری قرار دارند(بیگدلی، 1375).

اکثر مطالعاتی که در موررد خانواده و تاثیر آن بر روی تحول گزارش شده است، تاکید بر این نکته دارد که اصول کیفیت ارتباطات درون خانواده، پیش بینی کننده رفتار در دوره نوجوانی است (اشتاین برگ، 1375). در واقع دو نوع مطالعات در این زمینه وجود دارد. در یک سری از مطالعات، متغیرهای خانوادگی به عنوان اثرات اصلی مورد توجه قرار گرفته اند و در بخش دیگر، عوامل خانوادگی به عنوان متغیرهای پیش بینی کننده مورد توجه بوده اند. البته اثر متغیرهای واسطه ای و تعدیل کننده از هر نوع آن در این مطالعات برای فهم متغیرهای خانوادگی روی رفتار نوجوان مورد برسی قرار گرفته اند. در مطالعات سری اول، خانواده را به عنوان متغیر مستقل و خصوصیات نوجوانی را به عنوان متغیر وابسته یا پس آیند مورد توجه قرار داده اند. در این گونه موارد فرض بر این است که رفتار والدین، شخصیت و نگرش آنان روی رفتار نوجوانان تاثیر می گذارد.در فاصله سال های 1960-1950متغیرهای پس آیند، به طور عمده روی شخصیت و پیشرفت نوجوان در جنبه مثبت، توجه محققان را به خود جلب کرده بود (بکر، 1964؛ مکوبی و مارتین، 1983). این رویکرد با جنبه اجتماعی شدن رفتار کودک و نوجوان منطبق است که براساس آن والدین دارای نگرش ها، ارزش ها، توجه و محبت نسبتا ثابتی هستند که می تواند باعث کنترل و شکل دهی رفتار و توانایی های کودکان و نوجوانان شود. این نگرش هم با پارادایم روان تحلیلی و هم رویکرد رفتارگرایانه منطبق است. اگرچه اغلب مطالعات انجام شده در این زمینه به صورت رویکرد همبستگی و یا روش عرضی بوده است، ولی محققان به صورت دلخواه نتایج خود را به صورت رابطه های علت و معلولی تفسیر کرده اند و در واقع یک رویکرد یک جهتی را در اجتماعی شدن مد نظر داشته اند (فراهانی،1382).
2-2-موقعیت های ایجاد آسیب در نوجوانان:
محققان موقعیت های ایجاد کننده آسیب در کودکان و نوجوانان را در خانواده، پس از انجام و برسی مطالعات به پنج دسته تقسیم کرده اند:
مرگ والدین: در بسیاری از کشورهای توسعه نیافته تولد کودک زندگی مادر را به طور قابل ملاحظه ای در معرض خطر قرار می دهد. خطر افزایش اختلالات رفتاری و عاطفی همچون افسردگی،اضطراب و کمرویی در کودکانی که یکی از والدین خود را به علت مرگ از دست داده اند،بسیار زیاد است. پترسن و همکاران (1959) در مطالعات خود به این نتیجه رسده اند که در انواع مختلف فضاهای خانوادگی بدون والدین و سرپرست میزان اختلالات رفتاری و اختلالات روان نژندی دیده می شود. در واقع اختلالات رفتاری فرزندان با فقدان یا اختلال در سرپرستی خانواده همبستگی دارد. اما در صورتی که دیگر اعضای حقیقی خانواده مراقبت از آنها را بر عهده گیرند کمتر احتمال دارد که این امر حادث گردد.
بیماری جسمی والدین: هنگامی که یکی یا هردوی والدین به بیماری مزمن مبتلا شوند، این امر به اندازه قابل ملاحظه ای بر سطح روابط عاطفی خانواده تاثیر می گذارد که ممکن است تاثیر بسیار زیادی نیز بر زندگی کودک داشته باشد.کووز (نقل از هومن، 1383) در مطالعه ای به این نتیجه رسیده است که خانواده های کم در آمد نسبت به خانواده های دارای درآمد متوسط مشکلات داخلی بیشتری دارند و از نابسامانی های اجتماعی زیادتری رنج می برندو به دلیل نگرانی های شدید مالی، رضایت مندی زناشویی کمتری دارند. درآمد ناکافی، احساس ناامنی به دنبال دارد و تنش های خانوادگی را افزایش می دهد که این تنش ها نیز به نوبه خود نابسامانی های روانی همچون افسردگی و اضطراب را در کودکان و نوجوانان به همراه می آورند.
ناهماهنگی در روابط خانوادگی: تعارض و ناهماهنگی در روابط و نزاع و تنش در خانواده، شاید عمده ترین منبع ایجاد استرس در کودکان کشورهای توسعه یافته باشد. کودکانی که در چنین شرایطی تربیت می شوند، برای ابتلا به اختلالات روانی و رفتاری مانند کمرویی،افسردگی و اضطراب مستعدتر هستند. والدینی که نیازهای عاطفی یکدیگر را برآورده نمی کنند و در زندگی زناشویی دچار تعارض هستند، ب

دیدگاهتان را بنویسید