دانلود پایان نامه

اضطراب یه احساس منتشر بسیار بد واغلب مبهم ودلواپسیه که با یه یا چند تا از احساسهای جسمی همراه می شه مثل احساس خالی شدن سردل ، تنگی قفسه سینه ، طپش قلب ، تعریق ، سردرد یا میل جبری یهویی واسه دفع ادرار ، بیقراری ومیل واسه حرکت هم از علائم شایعه .


اضطراب یه علامت اخطار دهنده س ، خبر از خطری نزدیک الوقوعه وشخص رو واسه مقابله باتهدید آماده می سازه ترس ، علامت اخطار دهنده مشابه ، از اضطراب با خصوصیات پایین جدا می شه . ترس واکنشی ، به تهدیدی معلوم وخارجی قطعی واز نظر منشاء بدون تعارضه اضطراب عکس العمل در مقابل خطری نامعلوم داخلی مبهم واز نظر اصل همراه با تعارضه جدا بین ترس واضطراب بطور اتفاقی انجام شد .
مترجمین ساده آثار فروید ، کلمه ، Ongst آلمانی رو که اضطراب با موضوعی سرکوب شده وناخود آگاه وترس با موضوعی معلوم خارجی مربوطه ، ندیده گرفته به روشنی ترس هم ممکنه به موضوعی ناخود آگاه سرکوب شده و داخلی مربوط باشه که به « شیئی در دنیای بیرون از انتقال پیدا کرده .
الگوهای اضطراب بسیار گوناگونه بعضی از بیماران علائم قلبی – عروقی دارن تندی ضربان قلب وتعریق بعضی علائم گوارشی پیدا می کنن ، مثل تهوع ، استفراغ – احساس فضای خالی داخل شکم یا « پروانه در شکم » دردهای مربوط به گازهای روده یا حتی اسهال .
بعضیا تکرار ادرار دارن ، بعضی هم تنفس سطحی واحساس تنگی قفسه سینه پیدامی کنن تموم علائم فوق واکنشهای احشائیه .
معهذا در بعضی از بیماران نا آرومی عضلانی پیدا شده وموجب شکایت از سنتی عضلانی واسپاسم ، سردرد وپیچش گردن می شه.( پور افکاری ، 1373).
رولومی ( 1994- 1909) اضطراب عبارتست از ترسی که در اثر بخطر افتادن یکی از ارزشهای اصولی زندگی شخص ساخته میشه . ممکنه اضطراب رو یه نوع درد داخلی دونست که دلیل ایجاد هیجان وبه هم ریختن تعادل موجود شه و چون بشر همیشه به خاطر ایجاد تعادل تلاش می کنه .
پس میشه گفت که اضطراب یه محرک بسیار قویه امکان داره این محرک مضر باشه این خود بستگی داره به درجه ترس ومقدار خطری که
متوجه فرده ( شاملو 137).
آدما چشم انداز زیستی رو درک می کنن که این خود موجب اضطراب می شه از این گذشته ناتوانی اونا در تحقق بخشیدن کلیه استعدادهایشان موجب گناه می شه . این هیجانها واسه بیشتر مردم عادی هستن وفقط وقتی که ا زکنترل بیرون می شن موجب ناراحتی می شن . برخلاف تاکید اون بر اضطراب وگناه ، اون نسبت به آدم خوش بین تر از دیگرونه .
آدلر :باور داره که اضطراب احساس پستی کردنه .
راجرز: اضطراب رو نتیجه درک تهدید به معنی خود انگاره می دونه . خود پنداری تحت تاثیر نیاز فرد واسه گرفتن نظر مثبت وتائید به اولیا ویا افرادمهم سالهای اول زندگی شکل میگیره . کودک احساس با ارزشی رو طبق ادراکی که از توجه واحترام وارزیابی بقیه می کنه یاد میگیره . احترام به خود در اثر رابطه دوطرفه با دور و بریا وبویژه افراد مهم یاد گرفته می شه ( نیاز واسه دریافت احساس مثبت از طرف بقیه صفتیه جهان عمومیت ).
البته به مرور که کودک رشد می کنه به نیاز به دریافت محبت وتائیدیه از اولیا با نیازای داخلی اودر اختلاف قرار می گیرن وقتی این اتفاق میفته کودک به این باور می رسه که نیازای فردی اون ارزش دریافت نظر مثبت بقیه رو نداره.
در اینجاس که تجربه هایی که بنظر می رسه جور واجور یاخود پنداری هستن باعث ایجاد حالتهایی ا زقبیل اضطراب ، ترس ، بی عرضگی ، وبی هویتی می شن ، آدم از مکانیسمای دفاعی مثل رد یا دلیل تراشی به کار گیری می کنه تا از خطر این تضادها محفوظ بمونه .
کلی : اضطراب نتیجه شناخت لایق نبودن وعدم لیاقت در سیستم سازه های فرده .
روتر : اضطراب نشون دهنده فرق واختلاف بین نیازای مبرم وقوی فرد با انتظارات ساده اینکه با هم برخورد می کنن ، است (راس ، 1373)
دکتر ویلسون میگه : جمله اضطراب چیزی بیشتر از عکس العمل جنگ وستیز در برخورد بایک عصبانیت یهویی نیس ( قراچه داغلی : 1371)
کارن هورنالی : باور داره که اضطراب احساس تنهایی ودرماندگی کردن در دنیای دشمنی آمیزه .
اضطراب بنیادی : این اضطراب ارثی نیس بلکه حاصل فرهنگ وپرورش ماست . اضطراب بنیادی احساس درمونده بودن در دنیای خصمانهه احساس درموندگی میتونه شرط اصلی واسه مشکلات شخصیت بعدی باشه . از این اضطراب سائق بنیادی واسه ایمنی ایجاد میشه . ایمن بودن به معنی آزاد بودن از اضطرابه . نیاز به امنیت نیروی برانگیزنده میشه . بیشتر وقتی که کودک واسه امنیت تلاش می کنه وطرد می شه ، اضطراب بیشتری ایجاد میشه ودور باطل شکل میگیره . هر چی کودک سخت ترتلاش کنه اضطراب بیشتری ساخته میشه . وقتی که امنیت بیشتر بدست نمیاد اضطراب بیشتری تولید می شه واین دور باطل بارها تکرار می شه اومی گوید :
« خیلی از مشکلات شخص ما در اجتماعات صنعتی امروز ، نتیجه رقابتهای ناخواسته ایه که ریشه فرهنگی داره .
این رقابتها موجب ایجاد عصبانیت وخشم در مانسبت به رقبا می شه واین امراضطراب وترس مارا نسبت به خطر انتقام وحمله از طرف اونا زیاد می کنه .»
یکی دیگه از دیدگاههای هورنای فرق گزاری بین اضطراب طبیعی که عبارتست از ترس وعوامل شخص مثل مرگ وتصادف واضطراب نوروتیک یا اون چیزی که ایشون اضطراب اساسی می خونه . اضطراب اساسی ترسه که در اوان زندگی در کودک نسبت به دنیایی که اون خطرناک تصور می کنه ساخته میشه ومنجر به بروز مکانیسمای دفاعی می شه. یکی از وظایف درمانی درمانگراینه که به مراجع خود کمک کنه که ایشون وجود این اضطراب اساسی رو بهتر بشناسه وبه اون کمک دهد تا روشهای مناسبتری در برخورد با اونا بیاد . یکی دیگه از مفاهیم ارائه شده به وسیله هورنای که میتونه مورد به کار گیری دکتر قرار گیرد ، عناد اساسیه ( پایه این معنی ، عناد نوروتیک بیشتر ریشه در احساس عناد سرکوب شده داره که به بقیه منحرف کردن می شه . درک ما از دنیا به عنوان مکانی خطرناک اضطراب رو در ما بوجود میاره ودر نتیجه احساس عنادوخشم در ما تقویت می شه و چرخش این روند به شکل دایره ای باطل وچرخشی تسلسلی در میاد .
گلاسر : باور داره که رفتار غیر مسئولانه افراد باعث بروز اضطراب وناراحتی روانیه ( شفیع آبادی وناصری ، 1365).
فروید : ( 1939-1856) اضطراب رو درد روانی نامیدهه یعنی به همون صورت که اگه بدن دچار زخم وبیماری شه، اولین نشونه اون به شکل تب ظاهر می شه اگه فرد از نظر روانی دچار مسئله ومشکل شه ، اولین نشونه اون به شکل اضطرابه هم اینکه هر بعضی وقتا شخص با یه موضوع وشکل روانی روبه رو شه که موجب بهم خوردن تعادل روانی ایشون می شه. احساس اضطراب می کنه .( آزاد ، 1372).
فروید میگه : وقتی خطری منو تهدید می کنه دچار اضطراب می شه. فروید اضطراب رو به شکل مبهم تعریف کرد اما اون اونو تجربه هیجانی دردناکی دونست که به وسیله برانیگختگی اندامهای داخلی تولید می شه .

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ پایان نامه مسئولیت قراردادی